تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 391 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 391 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 391 دیوان شمس مولانا

مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست
وان حیات باصفای باوفا مست آمدست

گر لباس قهر پوشد چون شرر بشناسمش
کو بدین شیوه بر ما بارها مست آمدست

آب ما را گر بریزد ور سبو را بشکند
ای برادر دم مزن کاین دم سقا مست آمدست

می‌فریبم مست خود را او تبسم می‌کند
کاین سلیم القلب را بین کز کجا مست آمدست

آن کسی را می‌فریبی کز کمینه حرف او
آب و آتش بیخود و خاک و هوا مست آمدست

گفتمش گر من بمیرم تو رسی بر گور من
برجهم از گور خود کان خوش لقا مست آمدست

گفت آن کاین دم پذیرد کی بمیرد جان او
با خدا باقی بود آن کز خدا مست آمدست

عشق بی‌چون بین که جان را چون قدح پر می‌کند
روی ساقی بین که خندان از بقا مست آمدست

یار ما عشق است و هر کس در جهان یاری گزید
کز الست این عشق بی‌ما و شما مست آمدست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 391 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۳۹۱ از دیوان شمس مولانا با مطلع “مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست / وان حیات باصفای باوفا مست آمدست”. این غزل با لحنی شاد و عارفانه، ورود یار (معشوق الهی یا پیر و مراد) را در حال مستی و بی‌خودی وصف می‌کند و این حال را به حیات باصفا و باوفا پیوند می‌دهد. مولانا در این غزل به تأثیر حضور یار در عالم و احوال مختلف، فنای عاشق در معشوق، و فراگیری عشق الهی در هستی اشاره دارد. ردیف غزل “مست آمدست” است که بر حضور پرشور و بی‌خودی یار و تأثیر آن در عالم تأکید می‌کند.

مضامین اصلی غزل

  • ورود یار (معشوق یا پیر) در حال مستی و بی‌خودی عارفانه.
  • پیوند مستی یار با حیات باصفا و باوفا.
  • شناخت یار حتی در لباس قهر.
  • بی‌چون و چرایی در برابر افعال یار در حال مستی.
  • فریب خوردن مست (یار) از خود و تبسم او.
  • تأثیر کمترین سخن یار بر مستی عناصر.
  • حیات دوبارهٔ عاشق با دیدن یار در گور.
  • بقا و جاودانگی جانی که از خدا مست شده است.
  • پر شدن جان از عشق بی‌چون و مشاهدهٔ روی خندان ساقی.
  • عشق به عنوان یار حقیقی همهٔ انسان‌ها.
  • فراگیری عشق از روز الست.

شرح و تفسیر ابیات

غزل با خطاب به مطرب و اعلام خبر ورود یار آغاز می‌شود: مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست / وان حیات باصفای باوفا مست آمدست. ای مطرب (اشاره به کسی که با نوای خود، حال می‌آورد)، این پرده (آواز، نغمه) را بنواز، چرا که یار ما در حال مستی و بی‌خودی آمده است. و آن حیات پاک و باصفا و آن وجود باوفا (اشاره به صفات یار یا تجلی حق) نیز در حال مستی آمده است. اعلام حضور پرشور یار و پیوند آن با حیات و وفا.

به شناخت یار در هر حال اشاره دارد: گر لباس قهر پوشد چون شرر بشناسمش / کو بدین شیوه بر ما بارها مست آمدست. حتی اگر یار در لباس قهر و تندی ظاهر شود، من او را مانند شرارهٔ آتش می‌شناسم (اشاره به تندی و سوزندگی قهر). چرا که او بارها با همین شیوه و در حال مستی (در ظاهر قهرآلود اما در باطن پر از عنایت) بر ما ظاهر شده است. شناخت حقیقت یار ورای ظاهر او.

به تسلیم در برابر افعال یار اشاره می‌کند: آب ما را گر بریزد ور سبو را بشکند / ای برادر دم مزن کاین دم سقا مست آمدست. اگر یار (مانند ساقی)، آب ما را بریزد یا حتی سبوی ما را بشکند (اشاره به از بین بردن تعلقات و هستی مجازی عاشق)، ای برادر، دم مزن و اعتراضی مکن. چرا که این دم (یار در این لحظه) در حال مستی آمده است (و افعالش از روی مستی و بی‌خودی است). تسلیم و رضا در برابر قهر و لطف یار.

به فریب مست از خود اشاره دارد: می‌فریبم مست خود را او تبسم می‌کند / کاین سلیم القلب را بین کز کجا مست آمدست. (مولانا از زبان یار سخن می‌گوید). من (یار) این مست ساده‌دل خود (عاشق) را فریب می‌دهم، و او (عاشق) تبسم می‌کند و با خود می‌گوید: این سلیم‌القلب (یار) را ببین که از چه جایگاهی (عالم بی‌خودی و مستی) مست آمده است. بازی عشق میان عاشق و معشوق.

به تأثیر سخن یار بر عناصر اشاره دارد: آن کسی را می‌فریبی کز کمینه حرف او / آب و آتش بیخود و خاک و هوا مست آمدست. (خطاب به یار). تو کسی را فریب می‌دهی (عاشق) که از کمترین سخن او، آب و آتش بی‌خویش و خاک و هوا مست شده‌اند. اشاره به عظمت و تأثیر کلام انسان کامل که بر تمام عناصر هستی اثر می‌گذارد. عظمت مقام انسان کامل و تأثیر کلام او.

به حیات دوبارهٔ عاشق اشاره دارد: گفتمش گر من بمیرم تو رسی بر گور من / برجهم از گور خود کان خوش لقا مست آمدست. به یار گفتم: اگر من بمیرم و تو بر سر گور من بیایی، از گور خود بیرون می‌جهنم. چرا که آن خوش‌لقا (یار با چهرهٔ زیبا) در حال مستی آمده است. حیات دوبارهٔ عاشق با حضور و تجلی معشوق حتی پس از مرگ.

به بقای جان مست از خدا اشاره دارد: گفت آن کاین دم پذیرد کی بمیرد جان او؟ / با خدا باقی بود آن کز خدا مست آمدست. (یار در پاسخ گفت). آن کسی که این دم (نفس، دم مسیحایی یار) را بپذیرد، جان او چگونه خواهد مرد؟ آن کسی که از خدا مست شده است (فانی در بقای الهی)، با خدا باقی و جاودانه خواهد بود. بقا و جاودانگی جان فانی در حق.

به عشق بی‌چون و ساقی بقا اشاره دارد: عشق بی‌چون بین که جان را چون قدح پر می‌کند / روی ساقی بین که خندان از بقا مست آمدست. عشق بی‌چون و چرای الهی را ببین که چگونه جان را مانند قدح از بادهٔ معرفت پر می‌کند. و روی ساقی (حق تعالی) را ببین که چگونه از مقام بقا (بقای پس از فنا) خندان و مست آمده است. پر شدن جان از عشق و بقای الهی.

در بیت پایانی، به عشق به عنوان یار حقیقی اشاره دارد: یار ما عشق است و هر کس در جهان یاری گزید / کز الست این عشق بی‌ما و شما مست آمدست. یار حقیقی ما عشق الهی است، و هر کسی در این جهان یاری (غیر از عشق) برای خود برگزید، بداند که این عشق الهی از روز الست (روز پیمان)، بدون نیاز به ما و شما، مست و حاضر بوده است. عشق، حقیقت هستی و یار جاودانه.

نتیجه‌گیری

غزل ۳۹۱ مولانا، غزلی است که به توصیف حال شورانگیز ورود یار (معشوق الهی یا پیر کامل) در حال مستی عارفانه می‌پردازد. مولانا این مستی را نشانه‌ای از حیات و وفاداری الهی می‌داند و بر تسلیم و رضای عاشق در برابر افعال یار تأکید می‌کند. غزل با بیان بازی عشق میان عاشق و معشوق و تأثیر کلام انسان کامل بر هستی، به حیات دوبارهٔ عاشق با حضور یار و بقای جان فانی در حق اشاره دارد. در نهایت، با معرفی عشق به عنوان یار حقیقی همهٔ انسان‌ها و فراگیری آن از روز ازل، به عظمت عشق الهی و نقش آن در هستی اشاره می‌کند. این غزل، بیانی زیبا از نگاه مولانا به عشق الهی، فنا و بقا، و نقش پیر در سیر و سلوک است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: