تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 389 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 389 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 389 دیوان شمس مولانا

چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست
گرچه با من می‌نشینی چون چنینی سود نیست

چون دهانت بسته باشد در جگر آتش بود
در میان جو درآیی آب بینی سود نیست

چونک در تن جان نباشد صورتش را ذوق نیست
چون نباشد نان و نعمت صحن و سینی سود نیست

گر زمین از مشک و عنبر پر شود تا آسمان
چون نباشد آدمی را راه بینی سود نیست

تا ز آتش می‌گریزی ترش و خامی چون خمیر
گر هزاران یار و دلبر می‌گزینی سود نیست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 389 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۳۸۹ از دیوان شمس مولانا با مطلع “چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست / گرچه با من می‌نشینی چون چنینی سود نیست”. این غزل به بی‌فایدگی همنشینی و نزدیکی ظاهری بدون همراهی دل و باطن اشاره دارد. مولانا تاکید می‌کند که حضور فیزیکی و نزدیکی بیرونی، زمانی ارزش دارد که دل‌ها نیز با یکدیگر همراه و هم‌سو باشند. این غزل بر اهمیت اتحاد قلبی و درونی در هرگونه ارتباط و همنشینی تاکید می‌کند. ردیف غزل “سود نیست” است که بر بی‌حاصلی و بی‌اثری آنچه فاقد حضور و همراهی دل است، اشاره دارد.

مضامین اصلی غزل

  • بی‌فایدگی همنشینی بدون همراهی دل.
  • اهمیت اتحاد قلبی و درونی.
  • بی‌اثری ظواهر بدون حقیقت درونی.
  • ناتوانی از بهره بردن از نعمات مادی بدون بصیرت.
  • بی‌حاصلی تلاش‌ها در مسیر معنوی بدون رهایی از نفس.

شرح و تفسیر ابیات

غزل با بیان بی‌اثری همنشینی ظاهری آغاز می‌شود: چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست / گرچه با من می‌نشینی چون چنینی سود نیست. اگر دل تو با من همراه و هم‌سو نباشد، همنشینی و نشستن در کنار من هیچ فایده‌ای ندارد. حتی اگر از نظر جسمی با من می‌نشینی، اما چون دلت جای دیگری است و این‌گونه‌ای (بی‌حضور دل)، این همنشینی سودی ندارد. تأکید بر اهمیت حضور و همراهی دل در ارتباط.

به بی‌اثری آب ظاهری بدون آتش درونی اشاره دارد: چون دهانت بسته باشد در جگر آتش بود / در میان جو درآیی آب بینی سود نیست. (تشبیه حال کسی که دلش با دیگری نیست). اگر دهان کسی از گفتن حقیقت بسته باشد، اما در درون و جگرش آتش سوزان (شوق یا درد) باشد (و نتواند آن را بیان کند)، مانند کسی است که در میان جوی آب وارد شود، اما چون دهانش بسته است، نمی‌تواند از آب بنوشد و سیراب شود. در این صورت، دیدن آب برای او سودی ندارد. اشاره به ناتوانی از بهره‌مندی از حقایق بدون آمادگی درونی.

به بی‌ارزشی صورت بدون جان اشاره می‌کند: چونک در تن جان نباشد صورتش را ذوق نیست / چون نباشد نان و نعمت صحن و سینی سود نیست. همان‌طور که وقتی در جسم، جان و حیات نباشد، صورت و ظاهر آن جسم هیچ لذت و ذوقی ندارد (مرده است). و همان‌طور که وقتی نان و نعمت واقعی وجود نداشته باشد، داشتن صحن و سینی زیبا و آراسته هیچ سودی ندارد (چون چیزی برای خوردن نیست). بی‌ارزشی ظواهر بدون حقیقت و باطن.

به ناتوانی از بهره بردن از نعمات مادی بدون بصیرت اشاره دارد: گر زمین از مشک و عنبر پر شود تا آسمان / چون نباشد آدمی را راه بینی سود نیست. حتی اگر تمام زمین تا آسمان از مشک و عنبر (نماد چیزهای گران‌بها و خوشبو) پر شود، اگر انسان (بینایی و بصیرت) راه دیدن و بهره بردن از آن‌ها را نداشته باشد، این همه نعمت برایش سودی ندارد. اهمیت بصیرت در بهره‌مندی از مواهب هستی.

به بی‌حاصلی تلاش‌ها بدون رهایی از نفس اشاره دارد: تا ز آتش می‌گریزی ترش و خامی چون خمیر / گر هزاران یار و دلبر می‌گزینی سود نیست. تا زمانی که از آتش عشق (آتش فناکنندهٔ نفس) فرار می‌کنی، مانند خمیری ترش و خام (هنوز پخته و کامل نشده) هستی. در چنین حالی، حتی اگر هزاران یار و دلبر (معشوق ظاهری یا وسایل مادی) برای خود انتخاب کنی، هیچ سودی نخواهی برد. لزوم فنای نفس در مسیر کمال.

نتیجه‌گیری

غزل ۳۸۹ مولانا، غزلی است که به بیان اهمیت همراهی دل و باطن در هرگونه ارتباط و تلاش می‌پردازد و بر بی‌فایدگی ظواهر بدون حقیقت درونی تأکید می‌کند. مولانا با استفاده از تشبیهات ملموس، نشان می‌دهد که بدون آمادگی و بصیرت درونی، حتی از بزرگترین نعمت‌ها نیز نمی‌توان بهره برد. غزل با تأکید بر لزوم رهایی از نفس و فنا در آتش عشق، به بی‌حاصلی تلاش‌های ظاهری بدون تحول باطنی اشاره می‌کند. این غزل، بیانی زیبا از نگاه مولانا به اهمیت جوهر درونی، بصیرت، و لزوم تهذیب نفس در مسیر سلوک است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: