مطالب پیشنهادی![]()
دل آمد و دی به گوش جان گفت
ای نام تو این که مینتان گفت
درنده آنک گفت پیدا
سوزنده آنک در نهان گفت
چه عذر و بهانه دارد ای جان
آن کس که ز بینشان نشان گفت
گل داند و بلبل معربد
رازی که میان گلستان گفت
آن کس نه که از طریق تحصیل
آموخت ز بانگ بلبلان گفت
صیادی تیر غمزهها را
آن ابروهای چون کمان گفت
صد گونه زبان زمین برآورد
در پاسخ آن چه آسمان گفت
ای عاشق آسمان قرین شو
با او که حدیث نردبان گفت
زان شاهد خانگی نشان کو
هر کس سخنی ز خاندان گفت
کو شعشعههای قرص خورشید
هر سایه نشین ز سایه بان گفت
با این همه گوش و هوش مستست
زان چند سخن که این زبان گفت
چون یافت زبان دو سه قراضه
مشغول شد و به ترک کان گفت
وز ننگ قراضه جان عاشق
ترک بازار و این دکان گفت
در گوشم گفت عشق بس کن
خاموش کنم چو او چنان گفت
غزل شماره ۳۶۷ از دیوان شمس مولانا با مطلع “دل آمد و دی به گوش جان گفت / ای نام تو این که می نتان گفت”. این غزل، بیانی از راز و نیاز دل با جان و دشواری بیان نام و حقیقت معشوق الهی است. مولانا به گفتگوهای درونی و شهودی اشاره میکند و معتقد است که برخی حقایق آنچنان والا و فراتر از کلام هستند که نمیتوان آنها را به زبان آورد. غزل در ادامه به تفاوت بیان ظاهر و باطن، شناخت حقیقی، جایگاه عشق، و بیارزشی عالم مادی در برابر عالم معنا میپردازد. ردیف غزل “گفت” است که بر اهمیت بیان و عدم امکان بیان حقایق والا تأکید میکند.
غزل با بیانی رمزی و اشاره به گفتگوی درونی آغاز میشود: دل آمد و دی به گوش جان گفت / ای نام تو این که می نتان گفت. دل (نماد عشق و طلب) آمد و شب گذشته به گوش جان (حقیقت وجودی) گفت: ای کسی که نام تو (حقیقت تو) آنچنان والاست که نمیتوان آن را به زبان آورد. برخی حقایق درونی و الهی ورای کلام هستند.
به تفاوت بیان آشکار و پنهان اشاره دارد: درنده آنک گفت پیدا سوزنده آنک در نهان گفت. کسی که حقیقتی را آشکارا بیان کرد، گویی آن را دریده و از بین برده است (از ظرافت و عمق آن کاسته). اما کسی که آن را در پنهانی و در درون گفت، سوزنده و تأثیرگذار است. بیان حقایق باطنی در پرده، عمق و تأثیر بیشتری دارد.
به ناتوانی در بیان نشان از بینشان اشاره میکند: چه عذر و بهانه دارد ای جان / آن کس که ز بینشان نشان گفت. ای جان (انسان کامل)، آن کسی که از بینشان مطلق (حق تعالی که ورای هر نشان و صفتی است) سخن گفت و نشانهای آورد، چه عذر و بهانهای میتواند داشته باشد؟ (اشاره به دشواری و حتی عدم امکان بیان حقیقت مطلق).
به شناخت حقیقی راز عشق اشاره دارد: گل داند و بلبل معربد / رازی که میان گلستان گفت. راز و سخنی که در گلستان (عالم هستی، یا عالم معنا) گفته شده است، تنها گل (نماد زیبایی و تجلی حق) و بلبل نالان و بیقرار (عاشق حقیقی) آن را درک میکنند. شناخت حقیقی راز عشق، مختص اهل حال و دل است.
به برتری شناخت شهودی بر تحصیلی اشاره دارد: آن کس نه که از طریق تحصیل / آموخت ز بانگ بلبلان گفت. آن کسی که راز گلستان را درک میکند، آن کسی نیست که این شناخت را از طریق تحصیل و آموختن ظاهری از صدای بلبلان (استادان ظاهری، یا علم قال) آموخته باشد. شناخت حقیقی، شهودی و درونی است، نه صرفاً اکتسابی.
به ابرو و مژگان معشوق اشاره دارد: صیادی تیر غمزهها را / آن ابروهای چون کمان گفت. آن ابروهای معشوق که مانند کمان هستند، تیرهای غمزه (نگاههای دلربا و آزاردهنده) را صیادی میکنند و دل عاشقان را شکار میکنند. جلوههای معشوق، ابزارهای تسلط او بر عاشقاند.
به پاسخ زمین به آسمان اشاره دارد: صد گونه زبان زمین برآورد / در پاسخ آن چه آسمان گفت. زمین (عالم ماده) با صد گونه زبان (انواع پدیدهها و موجودات) در پاسخ آن چیزی که آسمان (عالم معنا، عالم امر الهی) گفت، به سخن درآمده است. عالم ماده، جلوهگاه و پاسخ عالم معناست.
به دعوت عاشق به همنشینی با آسمان اشاره دارد: ای عاشق آسمان قرین شو / با او که حدیث نردبان گفت. ای عاشق، با آسمان (عالم معنا) همنشین و همراه شو. با او (حق تعالی، یا پیر کامل) که حدیث نردبان (سخن از مراتب سلوک و عروج معنوی) را بیان کرد. سلوک معنوی، راه رسیدن به عالم بالاست.
به جستجوی شاهد خانگی و بیارزشی تعلقات ظاهری اشاره دارد: زان شاهد خانگی نشان کو / هر کس سخنی ز خاندان گفت. آن شاهد خانگی (معشوق درونی، حقیقت وجود خود) کجاست؟ هر کسی (در عالم ظاهر) سخنی از خاندان و تعلقات بیرونی میگوید. در حالی که حقیقت درونی مورد غفلت قرار گرفته است.
به برتری شعشعهٔ خورشید حقیقت اشاره دارد: کو شعشعههای قرص خورشید / هر سایه نشین ز سایهبان گفت. شعشعهها و پرتوهای خورشید حقیقت (حق تعالی) کجاست؟ (نشانهای از آن نیست). هر کسی که در سایهبان (عالم مادی، تعلقات دنیوی) نشسته است، تنها از سایهبان خود سخن میگوید. حقیقت در پرتو خورشید الهی است، نه در سایهٔ مادیات.
به مستی هوش و گوش از سخنان جان اشاره دارد: با این همه گوش و هوش مستست / زان چند سخن که این زبان گفت. با وجود تمام گوشها و هوشها (در عالم صورت)، مست و بیخود هستند. از آن چند سخنی که این زبان (زبان دل، زبان حقیقت) بیان کرد. سخنان حقیقی، موجب مستی و بیخودی میشوند.
به مشغول شدن به قراضه و ترک کان اشاره دارد: چون یافت زبان دو سه قراضه / مشغول شد و به ترک کان گفت. هنگامی که زبان (زبان ظاهر، زبان عقل جزئی) چند پارهٔ بیارزش (قراضه، مادیات) یافت، به آنها مشغول شد و سخن گفتن از کان (معدن حقیقت، عالم معنا) را رها کرد. مشغول شدن به مادیات، انسان را از عالم معنا غافل میکند.
به ترک عالم ظاهر توسط جان عاشق اشاره دارد: وز ننگ قراضه جان عاشق / ترک بازار و این دکان گفت. و از ننگ و بیارزشی قراضه (عالم مادی)، جان عاشق، بازار (عالم دنیا) و این دکان (جسم، یا عالم صورت) را رها کرد و از آن دست کشید. جان عاشق، عالم فانی را رها میکند.
در بیت پایانی، عشق به سکوت دعوت میکند: در گوشم گفت عشق بس کن / خاموش کنم چو او چنان گفت. عشق در گوش من گفت که سخن گفتن را بس کن. من نیز خاموش میشوم، چرا که او (عشق، یا معشوق) چنین گفت. در نهایت، در برابر عظمت عشق و معشوق، زبان قاصر و سکوت لازم است.
غزل ۳۶۷ مولانا، غزلی پر از معانی عمیق عرفانی است که به بیان دشواری بیان حقایق والا، تفاوت عالم ظاهر و باطن، و برتری شناخت شهودی بر اکتسابی میپردازد. مولانا با اشاره به گفتگوهای درونی دل و جان، به پنهان بودن راز عشق و نیاز به اهل دل برای درک آن اشاره میکند. غزل با بیان بیارزشی عالم مادی و تعلقات ظاهری در برابر عالم معنا، عاشق را به همنشینی با آسمان و جستجوی حقیقت درونی دعوت میکند. در نهایت، مولانا با تأکید بر مستی هوش از سخنان جان و لزوم سکوت در برابر عظمت عشق، به نهایت راه سلوک و فنای زبان در برابر حقیقت اشاره دارد. این غزل، بیانی زیبا از مراتب شناخت، ارزش عشق، و راه رسیدن به عالم معنا است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر