مطالب پیشنهادی![]()
طبیب درد بیدرمان کدام است
رفیق راه بیپایان کدام است
اگر عقلست پس دیوانگی چیست
وگر جانست پس جانان کدام است
چراغ عالم افروز مخلد
که نی کفرست و نی ایمان کدام است
پر از درست بحر لایزالی
درونش گوهر انسان کدام است
غلامانه است اشیاء را قباها
میان بندگان سلطان کدام است
یکی جزو جهان خود بیمرض نیست
طبیب عشق را دکان کدام است
خرد عاجز شد اندر فکر عاجز
که سرکش کیست سرگردان کدام است
بت موزون به بتخانه بسی جست
که موزونات را میزان کدام است
چه قبله کردهای این گفت و گو را
طلب کن درس خاموشان کدام است
غزل شماره ۳۵۱ از دیوان شمس مولانا با مطلع “طبیب درد بیدرمان کدام است / رفیق راه بیپایان کدام است”. این غزل، پرسشگرانه به دنبال درمان دردهای معنوی و راهنمای مسیر بیانتهای سلوک است. مولانا در این غزل، با مطرح کردن تضادها و دوگانگیهای عالم (عقل و دیوانگی، جان و جانان، کفر و ایمان)، حقیقت یگانه را در ورای این دوگانگیها جستجو میکند و تنها عشق را طبیب این درد بیدرمان و رفیق این راه میداند. ردیف غزل “است” است که در پاسخ به پرسشها، بر حقیقت و وجود امر مورد سؤال تأکید دارد.
غزل با دو پرسش بنیادین آغاز میشود: طبیب درد بیدرمان کدام است / رفیق راه بیپایان کدام است. طبیب و درمانکنندهٔ این درد معنوی که ظاهراً درمانی ندارد (درد بیدرمان)، کیست؟ و راهنما و همدم این مسیر بینهایت سلوک (راه بیپایان) کدام است؟ این پرسشها، دغدغهٔ اصلی سالک را برای یافتن راه و درمان دردهای وجودی مطرح میکنند.
با طرح تضادها به دنبال حقیقت است: اگر عقلست پس دیوانگی چیست / وگر جانست پس جانان کدام است. اگر مبنا فقط عقل جزئی است، پس این دیوانگی و شوریدگی ناشی از عشق چیست؟ و اگر آنچه در ماست فقط “جان” محدود ماست، پس “جانان” مطلق و معشوق حقیقی کجاست و چیست؟ این بیت تضاد میان عقل جزئی و عشق، و میان جان محدود و جانان نامحدود را مطرح میکند و به وجود حقیقتی فراتر از این دوگانگیها اشاره دارد.
به حقیقت واحدی فراتر از صورتها اشاره میکند: چراغ عالم افروز مخلد / که نی کفرست و نی ایمان کدام است. آن چراغ همیشهفروزان که عالم را روشن میکند و نه در قالب کفر میگنجد و نه در قالب ایمان (مفاهیم رسمی)، کدام است؟ حقیقت مطلق، فراتر از دستهبندیهای دینی و اعتقادی ظاهری است.
به بحر بیکران الهی و جایگاه انسان اشاره دارد: پر از درست بحر لایزالی / درونش گوهر انسان کدام است. بحر لایزال و بیکران هستی پر از گوهرها و حقایق است. در درون این بحر، گوهر وجود انسان که ارزشی والا دارد، کدام است؟ انسان، گوهری در دریای بیکران وجود است.
به عبودیت موجودات و سلطان حقیقی اشاره میکند: غلامانه است اشیاء را قباها / میان بندگان سلطان کدام است. جامهها و صورتهای ظاهری اشیاء (پدیدهها)، نشاندهندهٔ بندگی و فرمانبرداری آنهاست. در میان این بندگان (موجودات)، سلطان و حاکم حقیقی (حق) کدام است؟ همهٔ عالم نشانهای از سلطنت اوست.
به بیماری عالم و دکان طبیب عشق اشاره میکند: یکی جزو جهان خود بیمرض نیست / طبیب عشق را دکان کدام است. هیچ جزئی از عالم هستی از نوعی بیماری (نقص، عدم کمال) خالی نیست. با این حساب، دکان و جایگاه طبیب عشق (که درمانکنندهٔ این بیماری نقص است) کجاست؟ بیماری عالم، نیاز آن به کمال مطلق و حضور طبیب عشق را نشان میدهد.
به عجز عقل جزئی اشاره دارد: خرد عاجز شد اندر فکر عاجز / که سرکش کیست سرگردان کدام است. عقل جزئی که خود در درک حقایق عاجز است، در پی فهمیدن این است که سرکش حقیقی (آنکه از فرمان حق سرپیچی میکند) کیست و سرگردان واقعی (کسی که راه را گم کرده) کدام است. عقل جزئی از درک این مفاهیم عمیق ناتوان است.
به جستجوی حقیقت در عالم صورت اشاره دارد: بت موزون به بتخانه بسی جست / که موزونات را میزان کدام است. در بتخانهٔ عالم صورت و کثرت، بسیار در پی “بت موزون” (حقیقت زیبا و کامل) جستجو کردهام. (اما یافتن دشوار است) زیرا معیار و میزان سنجش این موجودات موزون و موزونات، کدام است؟ زیبایی ظاهری معیار حقیقت نیست و جستجو در عالم صورت محدود است.
در پایان به دعوت به سکوت و درک درونی اشاره میکند: چه قبله کردهای این گفت و گو را / طلب کن درس خاموشان کدام است. این گفتار و گفتگوهای ظاهری را قبلهٔ خود قرار دادهای (به آن روی آوردهای)؟ (این کار بیهوده است). برو و درس و فهم خاموشان (اهل حال و سکوت، عارفان واصل) را طلب کن که حقیقت در سکوت و شهود یافت میشود. حقیقت با زبان قال (گفتار) قابل درک نیست و باید به عالم حال و شهود رسید.
غزل ۳۵۱ مولانا، غزلی پرسشگرانه و عرفانی است که به دنبال رهایی از دردهای وجودی و یافتن راه در مسیر بیانتهای سلوک است. مولانا با طرح تضادهای عالم و اشاره به عجز عقل جزئی، حقیقت یگانه را فراتر از صورتها و مفاهیم محدود میداند. غزل به مقام والای انسان به عنوان گوهری در بحر وجود، بیماری عالم و نیاز آن به طبیب عشق اشاره میکند و در نهایت، راه رسیدن به حقیقت را در ترک گفتگوی ظاهری و طلب درس از عالم سکوت و شهود عارفان میداند. این غزل، دعوتی است به سفری درونی برای یافتن درمان حقیقی و رفیق بیانتهای راه در پرتو عشق الهی.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر