تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 350 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 350 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 350 دیوان شمس مولانا

ز بعد وقت نومیدی امیدیست
به زیر کوری اندر سینه دیدیست

نبینی نور چون دانی تو کوری
سیه نادیده کی داند سپیدیست

قرین صد هزاران نقش و معنی
نهان تصریف سلطان وحیدیست

که جنباننده این نقش و معنی‌ست
چو بادی رقص‌های شاخ بیدیست

مشو نومید از دشنام دلدار
که بعد رنج روزه روز عیدیست

که یبقی الحب ما بقی العتاب
که هر نقصی کشاننده مزیدیست

رها کن گفت به از گفت یابی
یقین هر حادثی را خود ندیدیست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 350 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۳۵۰ از دیوان شمس مولانا با مطلع “ز بعد وقت نومیدی امیدیست / به زیر کوری اندر سینه دیدیست”. این غزل بر امیدواری پس از ناامیدی، بینایی درونی در دل کوردلی و نظم پنهان در عالم هستی تأکید دارد. مولانا با اشاره به فراز و نشیب‌های عالم و احوال درونی انسان، به سالک درس امید و بصیرت می‌دهد و او را به دیدن دست پنهان خالق در ورای ظواهر دعوت می‌کند. ردیف غزل “است” است که بر واقعیت این امور و پایداری آن‌ها در نظام هستی دلالت دارد.

مضامین اصلی غزل

  • ظهور امید پس از ناامیدی.
  • وجود بینایی درونی در دل کوردلی ظاهری.
  • نیاز به تجربهٔ ضد برای شناخت حقیقت (کوری برای شناخت نور).
  • نظم و تدبیر پنهان الهی در ورای کثرت نقوش و معانی.
  • حرکت عالم و موجودات به ارادهٔ خداوند.
  • امیدواری پس از رنج و ناگواری (روز عید بعد از روزه).
  • پایداری عشق با وجود عتاب و نقص‌ها.
  • نقش نقص در کشاندن به سوی کمال.
  • برتری عمل بر گفتار.
  • حتمیت و قطعیت هر حادثه (ندیدن به معنای نبودن نیست).

شرح و تفسیر ابیات

غزل با نوید امید آغاز می‌شود: ز بعد وقت نومیدی امیدیست / به زیر کوری اندر سینه دیدیست. پس از زمان ناامیدی و یأس، همواره جای امیدواری وجود دارد. همان‌طور که در زیر کور بودن ظاهری، در سینهٔ انسان نوعی بینایی و بصیرت درونی نهفته است. این بیت به قانون جبران و وجود استعدادهای پنهان در انسان اشاره دارد.

به ضرورت تجربهٔ ضد برای شناخت اشاره می‌کند: نبینی نور چون دانی تو کوری / سیه نادیده کی داند سپیدیست. اگر نور را نبینی، چگونه می‌توانی بفهمی که کور هستی؟ کسی که سیاهی را تجربه نکرده باشد، چگونه می‌تواند بفهمد که چیزی سفید است؟ شناخت هر چیز در گرو شناخت ضد آن است و این بهای رسیدن به بصیرت است.

به نظم و تدبیر پنهان الهی اشاره دارد: قرین صد هزاران نقش و معنی / نهان تصریف سلطان وحیدیست. این عالم که با صد هزاران نقش و معنا همراه است، در باطن تحت تصرف و تدبیر پنهان سلطان مطلق و یگانه (حق تعالی) است. کثرت ظاهری مانع از دیدن وحدت پنهان نباشد.

به ارادهٔ الهی در حرکت عالم اشاره می‌کند: که جنباننده این نقش و معنی‌ست / چو بادی رقص‌های شاخ بیدیست. آنکه این نقش‌ها و معانی عالم را به حرکت درمی‌آورد (جنباننده)، مانند بادی است که شاخه‌های بید را به رقص وامی‌دارد. حرکت و جنبش در عالم به ارادهٔ اوست، حتی اگر ظاهر آن عادی به نظر برسد.

به امیدواری پس از رنج اشاره دارد: مشو نومید از دشنام دلدار / که بعد رنج روزه روز عیدیست. از دشنام و ناملایماتی که از سوی دلدار (معشوق) به تو می‌رسد، ناامید مشو. چرا که پس از تحمل رنج و سختی روزه (اشاره به ریاضت و ترک تعلقات)، روز شادی و عید فرا خواهد رسید. در پس هر سختی، گشایشی است.

به پایداری عشق و نقش نقص اشاره می‌کند: که یبقی الحب ما بقی العتاب / که هر نقصی کشاننده مزیدیست. (اشاره به حدیث یا حکمتی) عشق باقی می‌ماند مادامی که عتاب (گلایه و سرزنش) باقی است. و هر نقصی (در ظاهر)، در حقیقت کشنده و زمینه‌ساز افزایشی (کمال) است. گلایهٔ معشوق نشانهٔ توجه اوست و نقص‌ها موجب تلاش برای رسیدن به کمال می‌شوند.

در پایان به برتری عمل و قطعیت امور اشاره می‌کند: رها کن گفت به از گفت یابی / یقین هر حادثی را خود ندیدیست. گفتار را رها کن و به عمل بپرداز، که بهتر از گفتار را با عمل خواهی یافت. یقین بدان که هر حادثه و اتفاقی که رخ می‌دهد، به معنای ندیدن و درک نکردن تو نیست که آن را ندیده‌ای. امور در نظام هستی حتمی و قطعی هستند، حتی اگر ما از آن آگاه نباشیم.

نتیجه‌گیری

غزل ۳۵۰ مولانا، غزلی امیدوارکننده و بصیرت‌بخش است که سالک را به صبر و پایداری در مسیر حق فرامی‌خواند. مولانا بر وجود امید در دل ناامیدی و بینایی درونی در ورای کوردلی تأکید می‌کند و نظم پنهان الهی را در ورای کثرت عالم نشان می‌دهد. غزل با اشاره به پاداش پس از رنج، نقش نقص در رسیدن به کمال، و برتری عمل بر گفتار، به سالک اطمینان می‌دهد که امور در نظام هستی بی‌حکمت نیستند و غفلت ما دلیل بر نبودن آن‌ها نیست. این غزل، دعوت به دیدن ورای ظواهر و اعتماد به تدبیر حکیمانهٔ الهی است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: