تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 318 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 318 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 318 دیوان شمس مولانا

علونا سماء الود من غیر سلم
و هل یهتدی نحو السماء النوائب

ایعلرا ظلام الکون نور و دادنا
و قد جاوز الکونین هذا عجائب

فان فارق الایام بین جسومنا
فوالله ان القلب ما هو غائب

فقلبی خفیف الظعن نحو احبتی
و ان ثقلت عن ظعنهن الترائب

علیکم سلامی من صمیم سریرتی
فانی کقلبی او سلامی لائب

و کیف یتوب القلب عن ذنب ودکم
فقلبی مدا عما خلاکم لنائب

حواب لمن قد قال عابد بعله
اری البعل قد بالت علیه الثعالب

جواب نصیرالدین لیث فضائل
اری الود قد بالت علیه الارانب

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۳۱۸ دیوان شمس مولانا

سرآغاز: علونا سماء الود من غیر سلم، و هل یهتدی نحو السماء النوائب

غزل شماره ۳۱۸ از دیوان شمس مولانا با بیانی عربی و با شکوه، از عروج در عالم عشق سخن می‌گوید: «عَلَوْنَاْ سَمَاْءَ الْوُدِّ مِنْ غَیْرِ سُلَّمْ / وْ هَلْ یَهْتَدِیْ نَحْوَ السَّمَاْءِ النَّوَاْئِبْ». شاعر می‌گوید: “علونا سماء الود من غیر سلم”. ما (عاشقان، سالکان) به آسمان دوستی و عشق (قرب الهی، مقام فنا) عروج کردیم و بالا رفتیم بدون نردبان (بدون نیاز به وسایل ظاهری، ریاضت‌های مرسوم، یا طی مراحل تدریجی). این بخش از مصرع به زبان عربی است و به معنای “ما به آسمان دوستی بدون نردبان عروج کردیم” است. “و هل یهتدی نحو السماء النوائب؟”. و آیا سختی‌ها و بلاها (نوائب، مشکلات دنیوی) به سوی آسمان (عالم قرب الهی) راه می‌یابند و می‌توانند به آنجا برسند؟ این بخش نیز به زبان عربی است و به معنای “و آیا سختی‌ها به سوی آسمان راه می‌یابند؟” است. این آغاز، بر عروج effortless و بی‌واسطه در عالم عشق و بر مصونیت این عالم از مشکلات دنیوی تأکید دارد.

ایعلوا ظلام الکون نور ودادنا، و قد جاوز الکونین هذا عجائب

«اَیَعْلُوُاْ ظَلَاْمُ الْکَوْنِ نُوُرُ وِدَاْدِنَاْ / وْ قَدْ جَاْوَزَ الْکَوْنَیْنِ هَذَاْ عَجَاْئِبْ». آیا تاریکی جهان بر نور دوستی ما چیره می‌شود و در شگفتی از فراتر رفتن از دو جهان: “ایعلوا ظلام الکون نور ودادنا؟”. آیا تاریکی جهان (عالم ماده و کثرت، غفلت) می‌تواند بر نور دوستی و محبت ما (نور عشق الهی در دل ما) غلبه کند و چیره شود؟ (پاسخ منفی است). این بخش به زبان عربی است و به معنای “آیا تاریکی جهان بر نور دوستی ما چیره می‌شود؟” است. “و قد جاوز الکونین هذا عجائب”. و این نور دوستی و عشق، از دو جهان (دنیا و آخرت، عالم ملک و ملکوت) فراتر رفته است، این از عجایب و شگفتی‌هاست. این بخش نیز به زبان عربی است و به معنای “و از دو جهان فراتر رفته است، این شگفتی است” است. این بیت، بر قدرت نور عشق الهی در غلبه بر تاریکی عالم و فراتر رفتن این نور از تمام عوالم تأکید دارد و این امر را شگفتی می‌داند.

فان فارق الایام بین جسومنا، فوالله ان القلب ما هو غائب

«فَاِْنْ فَاْرَقَ الْاَیَّاْمُ بَیْنَ جُسُوُمِنَاْ / فَوَاللّهِ اِنَّ الْقَلْبَ مَاْ هُوَ غَاْئِبْ». اگر روزگار میان جسم‌های ما جدایی اندازد، به خدا سوگند که دل غایب نیست: “فان فارق الایام بین جسومنا”. پس اگر روزگار و گذشت زمان میان جسم‌های ما (عاشقان، یا عاشق و معشوق) جدایی اندازد و دوری ایجاد کند. “فوالله ان القلب ما هو غائب”. به خدا سوگند که دل (حقیقت وجود، اتصال معنوی) هرگز غایب نیست و در این دوری جسمانی، اتصال قلبی باقی است. این بخش به زبان عربی است و به معنای “پس اگر روزگار میان جسم‌های ما جدایی اندازد، به خدا سوگند که دل غایب نیست” است. این بیت، بر استمرار اتصال معنوی عاشقان، حتی با وجود دوری جسمانی، تأکید دارد.

فقلبی خفیف الظعن نحو احبتی، و ان ثقلت عن ظعنهن الترائب

«فَقَلْبِیْ خَفِیْفُ الظَّعْنِ نَحْوَ اَحِبَّتِیْ / وْ اِْنْ ثَقُلَتْ عَنْ ظَعْنِهِنَّ التَّرَاْئِبْ». دل من سبک‌بار در کوچ به سوی دوستان است، حتی اگر سینه‌ها سنگین باشند: “فقلبی خفیف الظعن نحو احبتی”. پس دل من (در عالم معنا) در کوچ و حرکت به سوی دوستان و محبوبانم (اهل حق) سبک و چالاک است. این بخش به زبان عربی است و به معنای “پس دل من در کوچ به سوی دوستانم سبک‌بار است” است. “و ان ثقلت عن ظعنهن الترائب”. حتی اگر سینه‌ها و تعلقات جسمانی (ترائب جمع تریبه به معنی سینه) از این کوچ و حرکت سنگین و ناتوان باشند. این بخش نیز به زبان عربی است و به معنای “و اگر سینه‌ها از کوچ آن‌ها سنگین باشند” است. این بیت، بر توانایی دل در پرواز در عالم معنا، حتی با وجود سنگینی و محدودیت‌های جسمانی، تأکید دارد.

علیکم سلامی من صمیم سریرتی، فانی کقلبی او سلامی لائب

«عَلَیْکُمْ سَلَاْمِیْ مِنْ صَمِیْمِ سَرِیْرَتِیْ / فَاِْنِّیْ کَقَلْبِیْ اَوْ سَلَاْمِیْ لَاْئِبْ». سلام من از ژرفای درونم بر شما، و من مانند دل یا سلامم بازگردنده است: “علیکم سلامی من صمیم سریرتی”. سلام و درود من بر شما (مخاطبان، اهل حق) از ژرفا و حقیقت درونم (نه از روی ظاهر). این بخش به زبان عربی است و به معنای “سلام من بر شما از ژرفای درونم” است. “فانی کقلبی او سلامی لائب”. پس من (حقیقت وجود من) مانند دل من (که به سوی شما در حرکت است) یا سلام من (که به سوی شما فرستاده شده) بازگردنده و به سوی شماست. این بخش نیز به زبان عربی است و به معنای “پس من مانند دل یا سلامم بازگردنده هستم” است. این بیت، بر صداقت و عمق سلام و درود عاشق و بازگشت او و حقیقت وجودش به سوی محبوبان تأکید دارد.

و کیف یتوب القلب عن ذنب ودکم، فقلبی مدا عما خلاکم لنائب

«وْ کَیْفَ یَتُوُبُ الْقَلْبُ عَنْ ذَنْبِ وُدِّکُمْ / فَقَلْبِیْ مَدَّاْ عَمَّاْ خَلَاْکُمْ لَنَاْئِبْ». و چگونه دل از گناه دوستی شما توبه کند، پس دل من در آنچه جز شماست ناتوان است: “و کیف یتوب القلب عن ذنب ودکم؟”. و چگونه ممکن است که دل (عاشق) از “گناه” دوستی و محبت شما (که از دیدگاه ظاهر ممکن است گناه شمرده شود) توبه کند و بازگردد؟ (پاسخ منفی است). این بخش به زبان عربی است و به معنای “و چگونه دل از گناه دوستی شما توبه کند؟” است. “فقلبی مدا عما خلاکم لنائب”. پس دل من (تنها) در آنچه جز شما (حق تعالی) است، ناتوان و درمانده است و نمی‌تواند به آن روی آورد. این بخش نیز به زبان عربی است و به معنای “پس دل من در آنچه جز شماست ناتوان است” است. این بیت، بر استحکام و پایداری دل در دوستی حق و ناتوانی آن در روی آوردن به غیر حق تأکید دارد و “گناه” را در اینجا در معنایی وارونه و عارفانه به کار برده است.

حواب لمن قد قال عابد بعله، اری البعل قد بالت علیه الثعالب

«حَوَاْبٌ لِمَنْ قَدْ قَاْلَ عَاْبِدَ بَعْلَهٍ / اَرَی الْبَعْلَ قَدْ بَاْلَتْ عَلَیْهِ الثَّعَاْلِبْ». جوابی برای کسی که گفت پرستنده‌ی بعل است، می‌بینم که روباهان بر بعل ادرار کرده‌اند: “حواب لمن قد قال عابد بعله”. این جوابی است برای کسی که (ما را خطاب قرار داده و) گفته است که ما پرستنده‌ی بعل (بت بعل، نماد تعلقات دنیوی، نفس اماره) هستیم. این بخش به زبان عربی است و به معنای “جوابی برای کسی که گفت پرستنده‌ی بعل است” است. “اری البعل قد بالت علیه الثعالب”. (در جواب او می‌گویم) من می‌بینم که روباهان (نماد مکر و فریب، هواهای نفسانی پست) بر آن بعل (تعلقات دنیوی، نفس اماره) ادرار کرده‌اند (آن را آلوده و بی‌ارزش کرده‌اند). این بخش نیز به زبان عربی است و به معنای “می‌بینم که روباهان بر بعل ادرار کرده‌اند” است. این بیت، با ردیه‌ی سخن منکران عشق و حق، تعلقات دنیوی و نفسانی را بی‌ارزش و آلوده معرفی می‌کند.

جواب نصیرالدین لیث فضائل، اری الود قد بالت علیه الارانب

«جَوَاْبٌ نَصِیْرِالدّیْنِ لَیْثِ فَضَاْئِلٍ / اَرَی الْوُدَّ قَدْ بَاْلَتْ عَلَیْهِ الْاَرَاْنِبْ». جوابی برای نصیرالدین شیر فضیلت‌ها، می‌بینم که خرگوشان بر دوستی ادرار کرده‌اند: “جواب نصیرالدین لیث فضائل”. این جوابی است (از زبان شمس تبریزی یا مولانا) برای نصیرالدین (که احتمالاً یکی از منکران یا منتقدان بوده است) که شیر فضیلت‌ها (در علم ظاهر) است. این بخش به زبان عربی است و به معنای “جوابی برای نصیرالدین شیر فضیلت‌ها” است. “اری الود قد بالت علیه الارانب”. (در جواب او می‌گویم) من می‌بینم که خرگوشان (نماد ضعف و ترس، یا افراد فرومایه) بر دوستی (عشق الهی، محبت حقیقی) ادرار کرده‌اند (آن را بی‌قدر و آلوده نشان داده‌اند). این بخش نیز به زبان عربی است و به معنای “می‌بینم که خرگوشان بر دوستی ادرار کرده‌اند” است. این بیت، با رد سخن منتقدان عشق، بی‌ارزش شمردن عشق توسط افراد نادان و فرومایه را بیان می‌کند و مقام والای عشق را در مقابل این بی‌حرمتی‌ها تأکید دارد.

خلاصه پیام غزل

غزل ۳۱۸ مولانا، غزلی است با مضامین عمیق عرفانی و با استفاده از زبان عربی، به بیان تجربه‌ی عروج در عالم عشق و مقام فنا می‌پردازد. پیام اصلی غزل، این است که مسیر عشق الهی، راهی بی‌واسطه و effortless برای رسیدن به قرب الهی است که فراتر از تمام عوالم و مصون از مشکلات دنیوی است. غزل بر عروج بی‌واسطه و بی‌نردبان در آسمان دوستی، مصونیت عالم عشق از سختی‌های دنیوی، و قدرت نور عشق الهی در غلبه بر تاریکی عالم و فراتر رفتن از دو جهان تأکید دارد. همچنین، غزل بر استمرار اتصال معنوی عاشقان با وجود دوری جسمانی، توانایی دل در پرواز در عالم معنا با وجود محدودیت‌های جسمانی، و صداقت و عمق سلام و درود عاشق اشاره می‌کند. پایداری دل در دوستی حق و ناتوانی آن در روی آوردن به غیر حق، بی‌ارزش و آلوده بودن تعلقات دنیوی و نفسانی در نگاه اهل حق، و بی‌ارزش شمردن عشق توسط افراد نادان و فرومایه از دیگر مضامین غزل است. غزل بر عروج کردن، آسمان دوستی، بدون نردبان، راه یافتن سختی‌ها، سوی آسمان، تاریکی جهان، نور دوستی، چیره شدن، فراتر رفتن از دو جهان، عجایب، روزگار، جدایی انداختن، جسم‌ها، به خدا سوگند، دل، غایب نبودن، دل، سبک‌بار بودن کوچ، سوی دوستان، سنگین بودن، سینه‌ها، سلام، ژرفای درون، من، مانند دل، سلام، بازگردنده، چگونه، دل، توبه کردن، گناه دوستی، دل، ناتوان بودن، آنچه جز شماست، ناتوان، جواب، کسی که گفت، پرستنده‌ی بعل، دیدن، بعل، ادرار کردن، روباهان، جواب، نصیرالدین، شیر فضائل، دیدن، دوستی، ادرار کردن، خرگوشان، و مقام والای عشق تأکید دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: