مطالب پیشنهادی![]()
ای در غم تو به سوز و یارب
بگریسته آسمان همه شب
گر چرخ بگرید و بخندد
آن جذبه خاک باشد اغلب
از بس که بریخت اشک بر خاک
شد خاک ز اشک او مطیب
از گریه آسمان درآمد
صد باغ به خنده مذهب
من بودم و چرخ دوش گریان
او را و مرا یکیست مذهب
از گریه آسمان چه روید
گلها و بنفشه مرطب
وز گریه عاشقان چه روید
صد مهر درون آن شکرلب
آن چشم به گریه میفشارد
تا بفشارد نگار غبغب
این گریه ابر و خنده خاک
از بهر من و تو شد مرکب
وین گریه ما و خنده ما
از بهر نتیجه شد مرتب
خاموش کن و نظاره میکن
اندر طلب جهان و مطلب
غزل شماره ۲۹۷ از دیوان شمس مولانا با بیانی عمیق و پرسوز از حال عاشق در غم معشوق آغاز میشود: «اِیْ دَرْ غَمِ تُو بِه سُوزْ و یَا رَبْ / بِگِرْیْسْتَه آْسْمَانْ هَمَه شَبْ». شاعر میگوید: “ای در غم تو به سوز و یا رب”. ای معشوق، در غم و دوری تو، من با سوز و گداز و با تکرار ذکر “یا رب” (پروردگارا) ناله میکنم. این “غم” میتواند ناشی از فراق، یا حتی غم مشارکتی با غم الهی باشد. “سوز” نشانهی شدت اشتیاق و درد درونی است، و “یا رب” بیانگر پناه بردن به درگاه الهی در این حال. “بگریسته آسمان همه شب”. این سوز و ناله به حدی است که گویی آسمان نیز تمام شب با من گریسته است. این تشبیه، عظمت و گستردگی غم و اندوه عاشق را نشان میدهد که بر تمام عالم اثر گذاشته است. این آغاز، بیانگر عمق درد و سوز عاشق در فراق یا غم معشوق و پناه بردن او به درگاه الهی با ناله و “یا رب” گویی، و انعکاس این حال در تمام هستی است.
«گَرْ چَرْخْ بِگِرْیَدْ و بِخَنْدَدْ / آنْ جَذْبَه خَاْکْ بَاْشَدْ اَغْلَبْ». گریه و خندهی چرخ و نقش خاک: “گر چرخ بگرید و بخندد”. اگر آسمان یا عالم هستی (چرخ) گاهی در حال گریه (غمگینی) و گاهی در حال خنده (شادمانی) باشد. این اشاره به نوسانات و تغییرات احوال در عالم است. “آن جذبه خاک باشد اغلب”. این گریه و خندهی چرخ، غالباً ناشی از جذبه و کشش خاک (عالم ماده و تعلقات آن، یا انسان خاکی) است. این بیت، بیانگر تأثیر عالم ماده و تعلقات آن بر احوال عالم بالا و نوسانات آن، و اینکه این نوسانات اغلب ریشه در عالم خاکی دارد.
«اَزْ بَسْ کِه بِرِیْخْتْ اَشْکْ بَرْ خَاْکْ / شُدْ خَاْکْ زِ اَشْکِ اُو مُطَیَّبْ». خوشبویی خاک از اشک آسمان یا عاشق: “از بس که بریخت اشک بر خاک”. به قدری اشک (اشک آسمان یا اشک عاشق) بر خاک ریخته است. “شد خاک ز اشک او مطیب”. که خاک از این اشک معطر و خوشبو شده است. این تصویر، بیانگر این است که درد و رنج و اشک در مسیر معنوی، باعث پاکی و طراوت و خوشبویی عالم خاکی (وجود انسان) میشود. این بیت، بیانگر تأثیر پاککننده و حیاتبخش درد و اشک درونی بر وجود انسان خاکی.
«اَزْ گِرْیَه آْسْمَانْ دَرْ آمَدْ / صَدْ بَاغْ بِه خَنْدَه مَذْهَبْ». نتیجهی گریهی آسمان، خندهی باغها: “از گریه آسمان درآمد”. به دنبال گریهی آسمان (باران). “صد باغ به خنده مذهب”. صدها باغ با رویهای خندان و شاداب (به دلیل رویش گل و گیاه) پدیدار شد. این بیانگر این است که رنج و سختی (گریهی آسمان) در عالم طبیعت، نتیجهی زیبایی و شادابی (خندهی باغها) را در پی دارد. این بیت، بیانگر این حقیقت است که رنج و سختی در عالم هستی، زمینهساز رشد و شکوفایی و زیبایی است.
«مَنْ بُودَمْ و چَرْخْ دُوشْ گِرْیَانْ / اُو رَا و مَرَا یِکِیسْتْ مَذْهَبْ». همدردی عاشق و چرخ در گریه و وحدت در مذهب: “من بودم و چرخ دوش گریان”. من و آسمان دیشب در حال گریه بودیم. این همدردی نشانهی پیوند عمیق عاشق با عالم هستی است. “او را و مرا یکیست مذهب”. مذهب و روش من و چرخ یکی است. این “مذهب” میتواند اشاره به تسلیم در برابر ارادهی الهی، یا تجربهی مشترک رنج در مسیر حقیقت باشد. این بیت، بیانگر وحدت حال عاشق با عالم هستی در تجربهی درد و رنج، و تسلیم هر دو در برابر مشیت الهی.
«اَزْ گِرْیَه آْسْمَانْ چِه رُویَدْ / گُلْهَا و بَنَفْشَه مُرَطَّبْ». رویش گلها و بنفشه از گریهی آسمان: “از گریه آسمان چه روید”. از گریهی آسمان (باران) چه چیزی میروید؟ “گلها و بنفشه مرطب”. گلها و بنفشههای باطراوت و شاداب. این یادآوری نتیجهی مبارک باران (گریهی آسمان) در عالم طبیعت است. این بیت، بیانگر این است که رنج و سختی (گریهی آسمان) در نهایت منجر به رویش زیباییها و طراوت در عالم طبیعت میشود.
«وَزْ گِرْیَه عَاشِقَانْ چِه رُویَدْ / صَدْ مِِهْرْ دَرُونْ آنْ شِکَرْ لَبْ». رویش مهر معشوق از گریهی عاشقان: “وز گریه عاشقان چه روید”. و از گریهی عاشقان (اشک سوزناک در فراق معشوق) چه چیزی میروید؟ “صد مهر درون آن شکرلب”. صدها مهر و محبت در درون آن شکر لب (معشوق) پدیدار میشود. این بیانگر این است که گریه و سوز عاشق، باعث افزایش مهر و توجه معشوق نسبت به او میشود. این بیت، بیانگر این حقیقت است که ابراز درد و اشتیاق عاشق، موجب جلب توجه و افزایش محبت از سوی معشوق میشود.
«آنْ چَشْمْ بِه گِرْیَه مِیفَشَارَدْ / تَا بِفْشَاْرَدْ نِگَاْرِ غَبْغَبْ». فشار آوردن چشم در گریه برای فشردن نگار: “آن چشم به گریه میفشارد”. آن چشم (چشم عاشق) در حال گریه به خود فشار میآورد. “تا بفشارد نگار غبغب”. تا بتواند نگار (معشوق) را (که دارای غبغب زیبا است) در آغوش بگیرد و بفشارد. این بیانگر تلاش و رنج عاشق در گریه برای رسیدن به وصال و در آغوش کشیدن معشوق است. این بیت، بیانگر شدت اشتیاق عاشق برای وصال و رنج و تلاشی که در این راه متحمل میشود.
«اِینْ گِرْیَه اَبْرْ و خَنْدَه خَاْکْ / اَزْ بَهْرِ مَنْ و تُو شُدْ مَرْکَبْ». گریه ابر و خنده خاک، مرکبی برای من و تو: “این گریه ابر و خنده خاک”. این گریهی ابر (باران) و خندهی خاک (رویش گیاهان). “از بهر من و تو شد مرکب”. برای من و تو (انسان)، به منزلهی مرکب و وسیلهای برای درک حقایق یا رشد معنوی شده است. عالم طبیعت با تمام پدیدههایش درسی برای انسان است. این بیت، بیانگر این است که پدیدههای عالم طبیعت، درسها و نشانههایی برای انسان هستند تا از آنها برای رشد و درک حقایق بهره ببرد.
«وِینْ گِرْیَه مَا و خَنْدَه مَا / اَزْ بَهْرِ نَتِیْجَه شُدْ مُرَتَّبْ». گریه و خندهی ما، برای نتیجهای مرتب شده است: “وین گریه ما و خنده ما”. و این گریهی ما (درد و رنج) و خندهی ما (شادی و سرور). “از بهر نتیجه شد مرتب”. برای رسیدن به نتیجهای (معنوی، کمال) در عالم هستی مرتب و سازماندهی شده است. این نشان میدهد که تمام احوال انسان در مسیر معنوی هدفمند است و برای رسیدن به نتیجهای خاص رخ میدهد. این بیت، بیانگر این است که تمام احوال انسان در مسیر معنوی، هدفمند و برای رسیدن به کمال و نتیجهای عالی است.
«خَاْمُوشْ کُنْ و نَظَاْرَه مِیکُنْ / اَنْدَرْ طَلَبْ جَهَانْ و مَطْلَبْ». دعوت به سکوت و نظاره در طلب جهان و مطلوب: “خاموش کن و نظاره میکن”. پس از این بیان احوال، شاعر خود یا مخاطب را به سکوت و تماشا دعوت میکند. “اندر طلب جهان و مطلب”. در حالی که به دنبال جهان (عالم ظاهر) و مطلوب (حقیقت الهی) هستی. این سکوت و نظاره برای درک عمیقتر حقایق عالم و مطلوب است که فراتر از کلام است. این بیت، بیانگر این است که برای درک عمیق حقایق و مطلوب نهایی، باید از کلام گذشت و با سکوت و نظاره در جستجو بود.
غزل ۲۹۷ مولانا، غزلی است پرسوز در بیان درد و اشتیاق عاشق در غم معشوق و پناه بردن او به درگاه الهی. پیام اصلی غزل، بیان سوز و گداز عاشق در فراق یا غم معشوق و انعکاس این حال در عالم هستی است. غزل بر تأثیر عالم ماده بر احوال عالم بالا، پاکی و طراوت حاصل از درد و اشک درونی، و این حقیقت که رنج و سختی در نهایت منجر به شکوفایی و زیبایی میشود، تأکید دارد. همچنین، غزل به همدردی عاشق با عالم هستی در تجربهی رنج، افزایش مهر معشوق از گریهی عاشقان، تلاش عاشق برای وصال، و این حقیقت که پدیدههای عالم طبیعت درسها و نشانههایی برای انسان هستند، اشاره میکند. هدفمند بودن تمام احوال انسان در مسیر معنوی و دعوت به سکوت و نظاره برای درک عمیقتر حقایق و مطلوب نهایی از دیگر مضامین غزل است. غزل بر غم معشوق، سوز، یا رب، گریه آسمان، شب، چرخ، گریستن، خندیدن، جذبه خاک، اشک، خاک، مطیب، باغ، مذهب، من، همدردی، نتیجه گریه آسمان، گلها، بنفشه، مرطب، گریه عاشقان، مهر، شکرلب، چشم، فشردن، نگار غبغب، گریه ابر، خنده خاک، مرکب، گریه ما، خنده ما، نتیجه، مرتب، خاموش کردن، نظاره کردن، طلب، جهان، و مطلوب تأکید دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر