مطالب پیشنهادی![]()
زان شاهد شکرلب زان ساقی خوشمذهب
جان مست شد و قالب ای دوست مخسب امشب
زان نورِ همه عالم هر شیوه همینالم
تا بشنود احوالم ای دوست مخسب امشب
گاهی به پریشانی گاهی به پشیمانی
زین عیش همیمانی ای دوست مخسب امشب
یک روز تو گر خواری یک روز تو مرداری
از ما چه خبر داری؟ ای دوست مخسب امشب
بیرون شو از این هر دو بیگانه شو ای مردو
قم قد ضحک الورد ای دوست مخسب امشب
از هجر تو پرهیزم در عشق تو برخیزم
شمس الحق تبریزم ای دوست مخسب امشب
غزل شماره ۲۹۲ از دیوان شمس مولانا با اشاره به تأثیر دو جنبهی اصلی معشوق (حقیقی یا مجازی) آغاز میشود: «زَانْ شَاهِدِ شِکَرْ لَبْ زَانْ سَاقِیِ خُوشْ مَذْهَبْ / جَانْ مَسْتْ شُد و قَالِبْ اِیْ دُوسْتْ مَخُسْپ اِمْشَبْ». شاعر میگوید: “از آن شاهد شکر لب”. “شاهد” میتواند اشاره به معشوق زیبا، جلوهی حق در عالم، یا پیر و مرادی باشد که حقایق را شهود میکند. “شکر لب” به شیرینی کلام، حکمت دلنشین، یا وعدههای شیرین وصال اشاره دارد. “از آن ساقی خوش مذهب”. “ساقی” توزیعکنندهی شراب عشق و معرفت است، و “خوش مذهب” به طریقه و مسلکی اشاره دارد که دلپذیر و حق است. “جان مست شد و قالب”. تحت تأثیر این “شاهد” و “ساقی”، جان به مستی و بیخودی روحانی رسیده است، در حالی که “قالب” (جسم) باقی مانده است. “ای دوست مخسب امشب”. خطاب به سالک یا همراهان، و دعوت به بیداری در این شب خاص که زمان تجربهی این مستی و دگرگونی است. این آغاز، بیانگر تأثیر عمیق کلام و فیض معشوق بر جان، و دعوت به حفظ هوشیاری روحانی در این حالت مستی است.
«زَانْ نُور هَمَه عَالَمْ هَرْ شِیوَه هَمِیْنَالَمْ / تَا بِشْنُوَدْ اَحْوَالَمْ اِیْ دُوسْتْ مَخُسْپ اِمْشَبْ». ناله و بیقراری از نور معشوق و تمنای شنیده شدن: “زان نور همه عالم”. از آن نور که منبع و علت وجود تمام عالم است (نور حق). “هر شیوه همینالم”. عاشق به هر طریقی و با هر حالی ناله و بیقراری میکند. این ناله میتواند ناشی از فراق، اشتیاق، یا سنگینی بار تجلی باشد. “تا بشنود احوالم”. هدف این ناله و بیقراری، شنیده شدن حال عاشق توسط معشوق است. “ای دوست مخسب امشب”. دوباره دعوت به بیداری و حضور در این لحظهی بیقراری و تمنا. این بیت، بیانگر بیقراری عاشق در برابر عظمت نور الهی و اشتیاق او برای اینکه معشوق به حال او التفات کند.
«گَاِهِی بِه پَرِیْشَانِیْ گَاِهِی بِه پَشِیْمَانِیْ / زِیْنْ عَیشْ هَمِیْمَانِیْ اِیْ دُوسْتْ مَخُسْپ اِمْشَبْ». احوال متغیر عاشق و دعوت به ماندن در بزم عشق: “گاهی به پریشانی، گاهی به پشیمانی”. حال عاشق در مسیر عشق متغیر است و گاهی دچار پریشانی و گاهی (شاید از قصور خود) پشیمان میشود. “زین عیش همیمانی”. در این احوال متغیر، تو (خطاب به سالک) در این بزم و عشرت (عشق) باقی میمانی. این نشانهی پایداری در مسیر با وجود ناملایمات است. “ای دوست مخسب امشب”. دعوت به حفظ بیداری و حضور در این بزم عشق، فارغ از احوال گذرا. این بیت، بیانگر ثبات قدم در مسیر عشق با وجود تجربهی احوال گوناگون و تأکید بر ماندن در بزم حضور معشوق است.
«یَکْ رُوز تُو گَرْ خُوَارِیْ یَکْ رُوز تُو مُرْدَارِیْ / اَزْ مَا چِه خَبَرْ دَارِیْ اِیْ دُوسْتْ مَخُسْپ اِمْشَبْ». نوسانات حال نفس و بیخبری از حال عاشق: “یک روز تو گر خواری”. خطاب به نفس یا وجود زمینی که یک روز در پستی و حقارت است. “یک روز تو مرداری”. و روز دیگر در حکم مرده و بیجان است. این بیانگر بیارزشی و ناپایداری احوال دنیوی و نفسانی است. “از ما چه خبر داری؟”. کسی که در این احوال نفسانی غرق است، از حال دگرگون شده و مستی عاشق بیخبر است. “ای دوست مخسب امشب”. دوباره دعوت به رهایی از این احوال و پیوستن به بیداری عاشقانه. این بیت، بیانگر بیاعتباری احوال نفسانی و دعوت به توجه به حال حقیقی و بیدار عاشق است.
«بِیْرُونْ شَو اَزْ اِینْ هَرْ دُو بِیْگَانَه شَو اِیْ مَرْدُو / قُمْ قَدْ ضَحِکَ الْوَرْدُ اِیْ دُوسْتْ مَخُسْپ اِمْشَبْ». رهایی از دوگانگیها و بیداری بهاری: “بیرون شو از این هر دو”. دعوت به رهایی از دوگانگیهای دنیوی و نفسانی (مانند خواری و مرداری). “بیگانه شو ای مردو”. از این تعلقات بیگانه و رها شو. “قم قد ضحک الورد”. به زبان عربی به معنای “برخیز که گل خندید”. این اشاره به فرارسیدن بهار معنوی و زمان شکوفایی و شادی است. “ای دوست مخسب امشب”. دعوت به بیداری و بهرهمندی از این بهار روحانی. این بیت، بیانگر دعوت به تعالی از قید دوگانگیها و بیداری برای درک بهار دائمی عالم معنا است.
«اَزْ هِجْر تُو پَرْهِیزَمْ دَرْ عَشْق تُو بَرْخِیزَمْ / شَمْسُ الْحَقِّ تِبْرِیزَمْ اِیْ دُوسْتْ مَخُسْپ اِمْشَبْ». پرهیز از هجران، برخاستن در عشق و اشاره به شمس تبریزی: “از هجر تو پرهیزم”. عاشق سعی میکند از دوری و هجران معشوق دوری کند. “در عشق تو برخیزم”. و در عوض، در عشق معشوق به پا خیزد و فعال شود. “شمس الحق تبریزم”. این مصرع شامل تخلص یا نام شمس تبریزی است و میتواند به این معنا باشد که من (مولانا) در حال شمس تبریزی هستم، یا شمس تبریزی در من متجلی شده است. “ای دوست مخسب امشب”. این مصرع، حال شمس گونه و بیداری عاشق را به دیگران یادآور میشود و آنها را به بیداری دعوت میکند. این بیت، بیانگر ترجیح وصال بر فراق، فعالیت در مسیر عشق، و حضور پررنگ شمس تبریزی در این غزل است.
غزل ۲۹۲ مولانا، غزلی است در بیان تأثیرات عمیق معشوق (که در قالب “شاهد شکر لب” و “ساقی خوش مذهب” ظاهر شده است) بر جان عاشق و دعوت به بیداری و هوشیاری در این حال. پیام اصلی غزل، بیان مستی و دگرگونی جان در اثر فیض معشوق و تأکید بر عدم غفلت و خوابیدن در این لحظهی خاص (امشب) است. غزل بر بیقراری عاشق در برابر نور الهی، احوال متغیر او در مسیر عشق، بیارزشی احوال نفسانی، و دعوت به رهایی از دوگانگیها و بیداری در بهار روحانی تأکید دارد. حضور نام “شمس الحق تبریزی” در غزل، نشانهی تأثیر عمیق شمس بر حال و سخن مولانا و جایگاه او به عنوان مظهر تجلی حق در این اشعار است. غزل بر شاهد شکر لب، ساقی خوش مذهب، جان، مست شدن، قالب، ای دوست، مخسب امشب، نور عالم، نالیدن، احوال، پریشانی، پشیمانی، عیش، ماندن، خواری، مرداری، خبر داشتن، بیرون شدن، دوگانگی، بیگانه شدن، برخاستن، گل خندیدن، بهار، هجر، پرهیز، عشق، برخاستن، شمس الحق تبریزی، و بیداری تأکید دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر