تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 290 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 290 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 290 دیوان شمس مولانا

بی یار مهل ما را بی‌یار مخسب امشب
زنهار مخور با ما زنهار مخسب امشب

امشب ز خود افزونیم در عشق دگرگونیم
این بار ببین چونیم این بار مخسب امشب

ای طوق هوای تو اندر همه گردن‌ها
ما را همه شب تنها مگذار مخسب امشب

صیدیم به شست غم شوریده و مست غم
ما را تو به دست غم مسپار مخسب امشب

ای سرو گلستان را وی ماه شبستان را
این ماه پرستان را مازار مخسب امشب

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۲۹۰ دیوان شمس مولانا

سرآغاز: بی‌یار رها مکن ما را، بی‌یار مخسب امشب

غزل شماره ۲۹۰ از دیوان شمس مولانا با ندایی آتشین و التماس‌آلود آغاز می‌شود که تمنای حضور بی‌وقفه و حیاتی معشوق را بیان می‌کند: «بِی یَار مَهِلْ مَا رَا بِی یَار مَخُسْپ اِمْشَبْ / زنهار مخور با ما زنهار مخسب امشب». شاعر می‌گوید: “بی‌ یار (بدون یار، بدون معشوق) رها مکن ما را (مهل ما را)”. این تکرار “بی‌ یار” نشان‌دهنده‌ی شدت وابستگی و نیاز است. “بی‌ یار مخسب امشب (مخسپ امشب)”. درخواست می‌شود که معشوق حتی لحظه‌ای در این شبِ خاص، بی‌حضور نماند. “امشب” می‌تواند نمادی از دوران تاریکی، سختی، یا لحظه‌ی اوج نیاز و بی‌قراری عاشق باشد. “زنهار مخور با ما زنهار مخسب امشب”. این بخش از مصرع اول کمی مبهم است و تفاسیر گوناگونی دارد، اما در کل بر تأکید بر ضرورت حضور معشوق در این “امشب” و هشداری نسبت به غفلت یا دوری او دلالت دارد. این آغاز، بیانگر اضطراب و بی‌قراری عمیق عاشق در غیاب معشوق، و نیاز مبرم به حضور او در لحظات تاریکی و ضعف است.

امشب از خود فزونیم، در عشق دگرگونیم، این بار ببین چونیم، این بار مخسب امشب

«اِمْشَبْ ز خود اَفْزُونِیم دَر عَشْق دِگَرْگُونِیم / اِینْ بَار بِبِینْ چُونِیم اِینْ بَار مَخُسْپ اِمْشَبْ». دگرگونی حال عاشق و درخواست توجه: “امشب از خود فزونیم”. در پرتو عشق یا انتظار معشوق، عاشق از خود طبیعی خود فراتر رفته و حالتی غیرعادی یافته است. “در عشق دگرگونیم”. عشق او را متحول کرده و وجودش را دگرگون ساخته است. “این بار ببین چونیم”. از معشوق خواسته می‌شود که به حال کنونی عاشق توجه کند و ببیند که چگونه در اثر عشق دگرگون شده است. “این بار مخسب امشب”. تکرار درخواست عدم غفلت در این لحظه‌ی خاص که حال عاشق متحول شده است. این بیت، بیانگر تأثیر شگرف عشق بر وجود عاشق و تمنای دیده شدن این دگرگونی توسط معشوق است.

ای طوق هوای تو اندر همه گردن‌ها، ما را همه شب تنها مگذار، مخسب امشب

«اِی طَوْق هَوَای تُو اَنْدَرْ هَمَه گَرْدَن‌هَا / مَا رَا هَمَه شَبْ تَنْهَا مَگْذَار مَخُسْپ اِمْشَبْ». اسارت در هوای معشوق و تمنای همراهی شبانه: “ای طوق هوای تو اندر همه گردن‌ها”. هوای معشوق (عشق و اشتیاق به او)، همچون طوقی است که بر گردن همگان (یا عاشقان) افتاده و آن‌ها را مقید ساخته است. این نشانه‌ی فراگیری عشق و کشش معشوق است. “ما را همه شب تنها مگذار”. درخواست می‌شود که در طول تمام شب (نمادی از دوران سختی یا عالم ماده)، عاشق تنها رها نشود. “مخسب امشب”. تکرار درخواست حضور معشوق در این شب حیاتی. این بیت، بیانگر فراگیری کشش معشوق و نیاز مداوم عاشق به حضور و حمایت او در تاریکی‌هاست.

صیدیم به شست غم، شوریده و مست غم، ما را تو به دست غم مسپار، مخسب امشب

«صَیدِیم بِه شَسْت غَمْ شُورِیدَه و مَسْت غَمْ / مَا رَا تُو بِه دَسْت غَمْ مَسْپَار مَخُسْپ اِمْشَبْ». گرفتاری در دام غم و درخواست رهایی: “صیدیم به شست غم”. عاشق خود را صید شده در دام غم می‌بیند. “شست غم” می‌تواند اشاره به تیر یا دامی از جنس غم باشد که عاشق را گرفتار کرده است. “شوریده و مست غم”. در این گرفتاری، عاشق حالتی پریشان و از خود بی‌خود یافته است. “ما را تو به دست غم مسپار”. از معشوق خواسته می‌شود که آن‌ها را به دست غم رها نکند و نجاتشان دهد. “مخسب امشب”. تکرار درخواست کمک و حضور معشوق در این حالت غم و گرفتاری. این بیت، بیانگر شدت رنج و گرفتاری عاشق در دام غم و استمداد از معشوق برای رهایی است.

ای سرو گلستان را، وی ماه شبستان را، این ماه پرستان را مازار، مخسب امشب

«اِی سَرْو گُلِسْتَان رَا وِی مَاه شَبِسْتَان رَا / اِینْ مَاه پَرَسْتَان رَا مَا زَار مَخُسْپ اِمْشَبْ». ستایش معشوق و درخواست عدم آزار عاشقان: “ای سرو گلستان را، وی ماه شبستان را”. خطاب به معشوق با اوصاف زیبایی و دلربایی؛ سرو نماد قد و قامت زیبا و ماه نماد روشنایی و جمال است. “این ماه پرستان را مازار”. از معشوق (که همچون ماه شبستان است) خواسته می‌شود که پرستندگان و عاشقان خود را آزار ندهد. “مخسب امشب”. تکرار درخواست توجه و مدارا از سوی معشوق نسبت به عاشقان بی‌قرارش. این بیت، بیانگر ستایش زیبایی معشوق و تمنای لطف و عدم آزار از او نسبت به دلباختگانش است.

خلاصه پیام غزل

غزل ۲۹۰ مولانا، غزلی است سراسر التماس و نیاز به حضور معشوق الهی (یا پیر و مراد) در لحظات تاریکی و بی‌قراری. پیام اصلی غزل، بیان وابستگی شدید عاشق به معشوق و ترس از تنهایی و رها شدن در غیاب اوست، به ویژه در “امشب” که نمادی از دوران سختی یا عالم ماده است. غزل بر دگرگونی حال عاشق در پرتو عشق، گرفتاری او در دام غم، و نیاز مبرم به نجات از این حال توسط معشوق تأکید دارد. همچنین، با ستایش زیبایی معشوق، تمنای لطف و عدم آزار نسبت به عاشقان بی‌قرارش بیان می‌شود. تکرار عبارت “مخسب امشب” در پایان هر بیت، بر فوریت و حیاتی بودن این نیاز در لحظه‌ی کنونی تأکید می‌کند. غزل بر یار، رها کردن، خوابیدن، امشب، زنهار، از خود فزون شدن، عشق، دگرگونی، طوق هوا، گردن، شب، تنها، صید، شست غم، شوریده، مست غم، دست غم، سپردن، سرو گلستان، ماه شبستان، ماه پرستان، آزار، و تکرار درخواست تأکید دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: