تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 284 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 284 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 284 دیوان شمس مولانا

اخی رایت جمالا سبا القلوب سبا
و هل اتیک حدیث جلا العقول جلا

الست من یتمنی الخلود فی طرب
الا انتبه و تیقظ فقد اتاک اتی

یقر عینک بدر و فی جبینته
سعاده و مرام و عزه و سنا

و سکره لفؤادی من شمائله
کانها ملات کاسنا و اسقانا

عجائب ظهرت بین صفو غرته
تلالات لسناه بمهجتی و صفا

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۲۸۴ دیوان شمس مولانا

سرآغاز: ای برادر، من زیبایی دیدم که دل‌ها را اسیر کرد، اسیر کرد

غزل شماره ۲۸۴ از دیوان شمس مولانا با خطابی دوستانه و خبری شگفت‌آور آغاز می‌شود: «اَخِی رَاَیْتُ جَمَالاً سَبَا القُلُوبَ سَبَا / وَ هَلْ اَتَاکَ حَدِیثٌ جَلَا العُقُولَ جَلَا». شاعر می‌گوید: “(به زبان عربی) ای برادر، من زیبایی دیدم که دل‌ها را اسیر (سبا) کرد، اسیر کرد”. این “برادر” می‌تواند هر سالک و هم‌راهی در طریقت باشد که شاعر تجربه‌ی حیرت‌انگیز خود را با او در میان می‌گذارد. زیبایی دیده شده، زیبایی ظاهری نیست، بلکه جمالی الهی یا تجلی رخ یار است که چنان پرجاذبه است که دل‌ها را بی‌اختیار اسیر و شیفته‌ی خود می‌کند. تکرار “سبا” بر شدت این اسارت و شیفتگی تأکید دارد. “و آیا خبری که عقل‌ها را جلا داد، به تو رسید؟”. این جمال نه تنها دل را اسیر می‌کند، بلکه خبری از عالم معنا با خود دارد که غبار غفلت را از آینه‌ی عقل می‌زداید و آن را روشن و شفاف می‌سازد. این آغاز، بیانگر تجربه‌ی غلبه‌ی عشق و زیبایی الهی بر عاشق، بی‌اختیار شدن دل در برابر آن، و تأثیر روشنگرانه‌ی این تجربه بر عقل و جان است.

آیا تو کسی نیستی که آرزوی جاودانگی در طرب داری؟ هان بیدار شو و هوشیار باش، که کسی آمد، کسی آمد

«اَلَسْتَ مَنْ یَتَمَنَّی الخُلُودَ فِی طَرَبٍ / اَلَا انْتَبِهْ و تَیَقَّظْ فَقَدْ اَتَاکَ اَتَیٰ». دعوت به بیداری برای درک حضور معشوق: “(به زبان عربی) آیا تو کسی نیستی که آرزوی جاودانگی (الخلود) در طرب (شادی و وجد) داری؟”. این سوال تلنگری است به سالک که هدف اصلی او در این مسیر، رسیدن به حیاتی جاویدان همراه با نشاط و طرب روحانی است. “هان بیدار شو (انتبه) و هوشیار باش (تیقظ)، که کسی آمد، کسی آمد (اتاک اتی)”. تکرار “اتی” بر اهمیت و ناگهانی بودن حضور معشوق یا تجلی حق تأکید دارد و دعوتی است فوری به بیداری و هوشیاری برای درک این حضور مبارک. این بیت، بیانگر هدف اصلی سلوک و ضرورت بیداری و آمادگی برای دریافت تجلیات الهی است.

ماه کاملی چشمت را روشن می‌کند و در پیشانی‌اش سعادت و مراد و عزت و نور است

«یَقِرُّ عَیْنَکَ بَدْرٌ و فِی جَبِینَتِهِ / سَعَادَةٌ و مُرَامٌ و عِزَّةٌ و سَنَا». جمال معشوق، مایه‌ی روشنی چشم و تجلی سعادت: “(به زبان عربی) ماه کاملی (بدر) چشمت را روشن می‌کند (یقر عینك)”. دیدار روی معشوق که به ماه کامل تشبیه شده، مایه‌ی روشنی و خشنودی چشم باطن است. “و در پیشانی‌اش (جبینته) سعادت و مراد و عزت و نور (سنا) است”. پیشانی معشوق جایگاه تجلی صفات کمالی الهی است که شامل سعادت حقیقی، مراد و مقصود نهایی، عزت و اقتدار، و نور معرفت است. این بیت، بیانگر برکات دیدار معشوق و تجلی صفات الهی در وجود اوست.

و مستی برای دلم از ویژگی‌های اخلاقی اوست، گویی جام ما را پر کرد و به ما نوشاند

«و سَکْرَةٌ لِفُؤَادِی مِنْ شَمَائِلِهِ / کَاَنَّهَا مَلَاَتْ کَأْسَنَا و اَسْقَانَا». مستی دل از شمایل معشوق و نوشیدن از جام عشق: “(به زبان عربی) و مستی (سکرة) برای دل من (لفؤادی) از ویژگی‌های اخلاقی (شمائل) اوست”. نه تنها جمال ظاهری، بلکه صفات و ویژگی‌های اخلاقی و معنوی معشوق نیز موجب مستی و بی‌خودی دل عاشق می‌شود. “گویی جام ما را پر کرد (ملأت كأسنا) و به ما نوشاند (اسقانا)”. تأثیر این شمایل چنان عمیق است که گویی ساقی عشق، جام دل عاشق را پر از شراب معرفت کرده و به او نوشانده است. این بیت، بیانگر تأثیر عمیق صفات معنوی معشوق بر دل عاشق و مستی حاصل از آن است.

عجایبی میان روشنی پیشانی او آشکار شد، نور آن برای جان من درخشید و صاف شد

«عَجَائِبُ ظَهَرَتْ بَیْنَ صَفْوِ غُرَّتِهِ / تَلَالَاتْ لِسَنَاهُ بِمُهْجَتِی و صَفَا». ظهور عجایب و درخشش نور معشوق بر جان: “(به زبان عربی) عجایبی (عجائب) میان روشنی پیشانی او (صفو غرته) آشکار شد”. درخشش جمال معشوق، اسرار و شگفتی‌هایی از عالم غیب را آشکار می‌سازد. “نور آن (لسناه) برای جان من (بمهجتی) درخشید (تلالات) و صاف شد (صفا)”. نور این تجلی الهی بر جان عاشق می‌تابد و آن را از کدورت‌ها پاک کرده و صاف و زلال می‌گرداند. این بیت، بیانگر گشایش اسرار در پرتو جمال معشوق و تأثیر تطهیرکننده‌ی نور او بر جان است.

خلاصه پیام غزل

غزل ۲۸۴ مولانا، غزلی است در بیان تجربه‌ی شگرف دیدار جمال الهی و تأثیرات عمیق آن بر عاشق. پیام اصلی غزل، غلبه‌ی عشق و زیبایی الهی بر دل و عقل عاشق و لزوم بیداری برای درک این تجلی است. غزل بر جمال معشوق به عنوان منبع روشنی چشم باطن و تجلی سعادت، مراد، عزت و نور تأکید دارد. مستی دل از صفات معنوی معشوق و گشایش اسرار در پرتو جمال او و تأثیر تطهیرکننده‌ی نور او بر جان نیز از مضامین غزل است. غزل بر زیبایی الهی، دل‌ها، اسارت، عقل، جلا، بیداری، هوشیاری، حضور، جاودانگی، طرب، ماه کامل، پیشانی، سعادت، مراد، عزت، نور، مستی، صفات معشوق، جام عشق، نوشیدن، عجایب، روشنی پیشانی، درخشش، جان، و تطهیر تأکید دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: