تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 279 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 279 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 279 دیوان شمس مولانا

مولانا مولانا اغنانا اغنانا
امسینا عطشانا اصبحنا ریانا

لا تاسی لا تنسی لا تخشی طغیانا
اوطانا اوطانا من اجلک اوطانا

شرفنا آنسنا ان کنت سکرانا
یا بارق یا طارق عانقنا عریانا

من کان ارضیا ما جاء مرضیا
فلیعبد فلیعبد فرقانا فرقانا

من کان علویا قد جاء حلویا
نرویهم معنانا الوانا الوانا

و الباقی و الباقی بینه یا ساقی
یا محسن یا محسن احسانا احسانا

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۲۷۹ دیوان شمس مولانا

سرآغاز: مولانای ما، مولانای ما، ما را بی‌نیاز کرد، ما را بی‌نیاز کرد

غزل شماره ۲۷۹ از دیوان شمس مولانا با تکرار نام “مولانا” که نشان از ارادت و تعلق خاطر عمیق شاعر به پیر و مراد خویش، شمس تبریزی، دارد، آغاز می‌شود. این تکرار، هم ندایی عاشقانه است و هم تأکیدی بر جایگاه والای او. بخش دوم مصرع اول، “اَغنَانَا اَغنَانَا” (ما را بی‌نیاز کرد، ما را بی‌نیاز کرد)، بیانگر تأثیر عمیق این ارتباط روحانی است. این بی‌نیازی، نه بی‌نیازی مادی، بلکه بی‌نیازی از تمام تعلقات دنیوی و هر آنچه غیر حق است. حضور و نظر مولانا چنان غنای درونی به ارمغان آورده که دیگر نیازی به غیر او نیست. این آغاز، سرشار از حس شکرگزاری و اعتراف به قدرت تحول‌آفرین پیر است.

شب تشنه بودیم و صبح سیراب شدیم

«اَمسَینَا عَطشَانَا اَصبَحْنَا رَیَّانَا». این مصرع به وضوح، تحول حال عاشقان را بیان می‌کند. “امسینا عطشانا” (شب تشنه بودیم) می‌تواند اشاره به دوران قبل از وصال یا قبل از درک فیض پیر باشد، دورانی از طلب، انتظار، و تشنگی روحانی. اما “اصبحنا ریانا” (صبح سیراب شدیم) نشان‌دهنده‌ی فرارسیدن وصال، دریافت فیض و معرفت، و سیراب شدن از چشمه‌ی حقیقت است. این تغییر حال ناگهانی از تشنگی به سیرابی، معجزه‌ی عشق و عنایت پیر را به تصویر می‌کشد.

نه ناامید می‌شوی، نه فراموش می‌کنی، نه از سرکشی می‌ترسی

«لَا تَأْسَ لَا تَنْسَیٰ لَا تَخْشَ طُغْیَانَا». این عبارات که به صورت خطاب به نظر می‌رسند، می‌تواند خطاب به خود عاشق، یا به دیگر سالکان باشد. “لا تأس” (ناامید نشو)، “لا تنس” (فراموش نکن)، “لا تخش طغیانا” (از سرکشی و طغیان مترس). این جملات حاوی پیام ثبات قدم در راه عشق، عدم یأس از رحمت الهی، فراموش نکردن عهد و پیمان، و بی‌باکی در برابر نفس اماره و وسوسه‌های شیطانی (طغیان) است. این مصرع، درس پایداری و شجاعت در مسیر معنوی را می‌دهد.

وطن‌ها، وطن‌ها، برای تو وطن‌ها

«اَوْطَانَا اَوْطَانَا مِنْ اَجْلِکَ اَوْطَانَا». این تکرار “اوطانا” (وطن‌ها) و “من اجلک اوطانا” (برای تو وطن‌ها) نشان‌دهنده‌ی تعلق خاطر عمیق به معشوق (یا پیر) و بی‌ارزش شدن تمام تعلقات دنیوی در برابر اوست. وطن حقیقی عاشق، جایی است که معشوق حضور دارد. تمام وطن‌های ظاهری در برابر او فدا می‌شوند و برای خاطر او، هر مکانی می‌تواند وطن عاشق باشد. این مصرع، بیانگر از خودگذشتگی و رهایی از قید مکان در راه عشق است.

ما را شرافت بخشید، با ما انس گرفت، اگر مست بودی

«شَرِّفْنَا آنِسْنَا اِنْ کُنْتَ سَکْرَانَا». این خطاب مستقیم به مولانا یا معشوق است. “شرفنا” (ما را شرافت بخشید)، “آنسنا” (با ما انس گرفت). حضور و توجه پیر موجب شرافت یافتن جان و انس گرفتن با عالم معنا می‌شود. “ان کنت سکرانا” (اگر مست بودی) اشاره به حال مستی روحانی پیر دارد که حتی در آن حال نیز از عنایت و انس با مریدان غافل نیست. این مصرع، بیانگر کرامت و لطف پیر، و برکت حضور او حتی در حالات سکر معنوی است.

ای درهم کوبنده، ای ساربان، ما را در آغوش بگیر عریان

«یَا بَارِقُ یَا طَارِقُ عَآنِقْنَا عُرْیَانَا». این مصرع حاوی خطاب به صفات یا تجلیات الهی یا پیر است. “یا بارق” (ای درهم کوبنده، ای صاعقه)، “یا طارق” (ای کوبنده، ای ساربان). این صفات می‌تواند اشاره به قدرت قهر و لطف الهی یا تأثیر ناگهانی و بیدارکننده‌ی پیر داشته باشد. “عانقنا عریانا” (ما را در آغوش بگیر عریان). آرزوی وصال بی‌واسطه و بی‌حجاب با معشوق، به دور از هرگونه تعلق و پوشش. این مصرع، بیانگر طلب وصال بی‌حجاب و آغوش الهی است.

هر که زمینی بود، خشنود نیامد پس باید عبادت کند، باید عبادت کند، برای رسیدن به فرقان، برای رسیدن به فرقان

«مَنْ کَانَ اَرْضِیًّا مَا جَاءَ مَرْضِیًّا / فَلْیَعْبُدْ فَلْیَعْبُدْ فُرْقَانًا فُرْقَانَا». فرق میان اهل دنیا و اهل معنا و لزوم عبادت: “(به زبان عربی) هر که زمینی (ارضی) بود، خشنود (مرضی) نیامد”. کسانی که به دنیا و تعلقات آن دل بسته‌اند، در نزد حق و اهل معنا جایگاهی ندارند و مورد رضایت نیستند. “پس باید عبادت کند، باید عبادت کند، برای رسیدن به فرقان، برای رسیدن به فرقان”. راه رهایی از این وضعیت، عبادت خالصانه و طلب فرقان (قدرت تشخیص حق از باطل) است که موجب تمایز و برتری اهل حق می‌شود. این مصرع، بیانگر مذمت دنیاپرستی و دعوت به عبادت و کسب فرقان است.

هر که آسمانی بود، همانا شیرین و دلنشین آمد

«مَنْ کَانَ عُلْوِیًّا قَدْ جَاءَ حُلْوِیًّا». برتری اهل آسمان و شیرینی ایشان: “(به زبان عربی) هر که آسمانی (علوی) بود، همانا شیرین و دلنشین (حلویا) آمد”. کسانی که روحشان به عالم بالا تعلق دارد و از تعلقات زمینی رها شده‌اند، دارای حال خوش و باطنی شیرین و دلنشین هستند. این مصرع، بیانگر مقام اهل معنا و تأثیر سلوک بر باطن انسان است.

ما آن‌ها را با معانی خود، رنگارنگ سیراب می‌کنیم

«نَرْوِیهِمْ مَعْنَانا اَلْوَانًا اَلْوَانَا». سیراب کردن دیگران با معانی و رنگ‌های مختلف: “(به زبان عربی) ما آن‌ها را با معانی خود، رنگارنگ (الوانا الوانا) سیراب می‌کنیم”. عاشقان و اهل معنا پس از سیراب شدن از چشمه‌ی حقیقت، دیگران را نیز با معارف و حقایق معنوی، به شیوه‌ها و رنگ‌های مختلف سیراب می‌کنند. این مصرع، بیانگر رسالت اهل معرفت در نشر حقایق و متنوع بودن جلوه‌های این معارف است.

و باقی، و باقی را ای ساقی آشکار کن

«وَ البَاقِی وَ البَاقِی بَیِّنْهُ یَا سَاقِی». طلب بیان حقیقت باقی از ساقی: “(به زبان عربی) و باقی، و باقی را ای ساقی آشکار کن (بینه)”. اشاره به حقیقت باقی و جاویدان الهی که فراتر از درک و بیان عادی است. از ساقی (پیر یا واسطه‌ی فیض) خواسته می‌شود که این حقیقت باقی را آشکار کند. این مصرع، بیانگر فراتر بودن حقیقت حق از درک محدود انسانی و نیاز به واسطه‌ی فیض برای درک آن است.

ای نیکوکار، ای نیکوکار، نیکی، نیکی

«یَا مُحسِنُ یَا مُحسِنُ اِحسَانًا اِحسَانًا». طلب احسان و نیکی بی‌دریغ: “(به زبان عربی) ای نیکوکار، ای نیکوکار، نیکی، نیکی”. خطاب به خداوند به عنوان منبع احسان و نیکی و طلب تکرار و فزونی این احسان. این مصرع، بیانگر نهایت تضرع و طلب احسان و نیکی بی‌دریغ از خداوند است.

خلاصه پیام غزل

غزل ۲۷۹ مولانا، غزلی است در بیان تأثیر عمیق پیر و مراد (مولانا) بر جان و ایجاد بی‌نیازی درونی. پیام اصلی غزل، اعتراف به قدرت تحول‌آفرین پیر و شکرگزاری برای غنای معنوی حاصل از این ارتباط است. غزل بر تغییر حال از تشنگی به سیرابی، و درس ثبات قدم، عدم یأس، فراموش نکردن عهد، و بی‌باکی در برابر وسوسه‌ها تأکید دارد. بی‌ارزش شدن تعلقات دنیوی و فداکاری در راه معشوق، و طلب وصال بی‌حجاب نیز از دیگر مضامین غزل است. غزل بر مذمت دنیاپرستی و دعوت به عبادت و کسب فرقان اشاره می‌کند و بر مقام اهل معنا و شیرینی باطن ایشان تأکید دارد. رسالت اهل معرفت در نشر حقایق و نیاز به واسطه برای درک حقیقت باقی از دیگر موضوعات مطرح شده در غزل است. در نهایت، غزل با نهایت تضرع و طلب احسان و نیکی بی‌دریغ از خداوند به پایان می‌رسد. غزل بر مولانا، پیر، مراد، بی‌نیازی درونی، شکرگزاری، تحول حال، تشنگی، سیرابی، ثبات قدم، عدم یأس، فراموش نکردن عهد، بی‌باکی، طغیان، تعلقات دنیوی، وطن حقیقی، از خودگذشتگی، رهایی از مکان، وصال بی‌حجاب، آغوش الهی، دنیاپرستی، عبادت، فرقان، اهل معنا، شیرینی باطن، رسالت، نشر حقایق، حقیقت باقی، ساقی، واسطه‌ی فیض، تضرع، احسان، و نیکی تأکید دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: