تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 272 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 272 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 272 دیوان شمس مولانا

حداء الحادی صباحا بهواکم فاتینا
صدنا عنکم ظباء حسدونا فابینا

و تلاقینا ملاحا فی فناکم خفرات
فتعاشقنا بغنج فسبونا و سبینا

عذل العاذل یوما عن هواکم ناصحیا
ان یخافوا عن هواکم فسمعنا و عصینا

و رایناکم بدورا فی سماوات المعالی
فاستترنا کنجوم بضیاکم و اهتدینا

بدرنا مثل خطیب امنا فی یوم عید
فاصطفینا حول بدر فی صلوه اقتدینا

فدهشنا من جمال یوسف ثم افقنا
فاذا کاسات راح کدماء بیدینا

فبلا فم شربنا و بلا روح سکرنا
فبلا راس فخرنا و بلا رجل سرینا

فبلا انف شممنا و بلا عقل فهمنا
و بلا شدق ضحکنا و بلا عین بکینا

نور الله زمانا حازنا الوصل امانا
و سقی الله مکانا بحبیب التقینا

و شربنا من مدام سکر ذات قوام
فی قعود و قیام فظهرنا و اختفینا

فهززنا غصن مجد فنثرنا تمر وجد
فاذا نحن سکاری فطفقنا و اجتبینا

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۲۷۲ دیوان شمس مولانا

سرآغاز: نوای ساربان در صبح با هوای شما ما را آورد

غزل شماره ۲۷۲ از دیوان شمس مولانا با تصویری از یک سفر معنوی آغاز می‌شود که توسط ندای معشوق و اشتیاق عاشقان به سرانجام می‌رسد: «حُدَاءُ الحَادِی صَبَاحاً بِهَواکُم فَأتَینَا / صَدَنَا عَنکُم ظِبَاءٌ حَسَدُونَا فَأبَینَا». شاعر می‌گوید: “(به زبان عربی) نوای (حدای) ساربان (هادی) در صبح، با هوای (عشق و اشتیاق) شما، ما را آورد”. “حدای الحادی” به آواز ساربان اشاره دارد که در سفر، کاروان را به حرکت و شوق می‌آورد. در اینجا نمادی از ندای الهی، هدایت معنوی، یا کلام پیر است که در صبح (نماد بیداری و آغاز سلوک) همراه با “هواکم” (اشتیاق و طلب شما، ای معشوق) عاشقان (“ما”) را به سوی او رهنمون می‌شود. “گوزن‌هایی (ظباء) که به ما حسادت می‌ورزیدند، ما را از شما بازداشتند، پس ما ابا کردیم و نپذیرفتیم”. “ظبا” نمادی از موانع، حسودان، یا تعلقاتی است که قصد بازداشتن سالک از رسیدن به معشوق را دارند، اما عاشقان با پایداری از پذیرش این موانع سرباز می‌زنند. این آغاز، بیانگر سفری روحانی به سوی معشوق با هدایت الهی و اشتیاق درونی، و مقاومت در برابر موانع و حسودان است.

ملاحت‌ها را در آستان شما یافتیم و با ناز عاشق شدیم و ما را اسیر کردند و ما نیز اسیر کردیم

«و تلاقینا ملاحا فی فناکم خفرات / فتعاشقنا بغنج فسبونا و سبینا». دیدار با جمال و عاشقی متقابل: “(به زبان عربی) زیبارویانی (ملاحا) را در آستان شما یافتیم، در حالی که با حیا (خفرات) بودند”. اشاره به دیدار با تجلیات جمال معشوق، یا با یاران و اهل دلی که در آستان او حاضرند و با حیا و ادب حضور دارند. “پس با ناز و غمزه (بغنج) عاشق شدیم، و ایشان ما را اسیر کردند و ما نیز اسیر کردیم”. این دیدار موجب عاشقی متقابل می‌شود؛ معشوق با ناز و زیبایی خود دل عاشق را می‌رباید و عاشق نیز با شور و شوق خود، گویی معشوق را اسیر محبت خویش می‌کند. این بیت، بیانگر دیدار با جمال معشوق، عاشقی متقابل، و اسارت دل در این وادی است.

سرزنشگر روزی از هوای شما سرزنش کرد و ما را نصیحت کرد که از هوای شما بترسیم پس شنیدیم و نافرمانی کردیم

«عذل العاذل یوما عن هواکم ناصحیا / ان یخافوا عن هواکم فسمعنا و عصینا». سرزنش بدخواهان و پایداری در عشق: “(به زبان عربی) سرزنشگر روزی ما را از هوای شما سرزنش کرد، در حالی که نصیحت می‌کرد”. اشاره به کسانی که از در خیرخواهی، عاشق را از عشق و طلب معشوق بازمی‌دارند. “اینکه (او نصیحت می‌کرد) از هوای شما بترسیم، پس شنیدیم (سخن او را) و نافرمانی کردیم (پیروی نکردیم)”. عاشقان سخن سرزنشگر را می‌شنوند، اما از هوای معشوق دست نمی‌کشند و در راه عشق پایداری می‌ورزند. این بیت، بیانگر وجود سرزنشگران در مسیر عشق، نصیحت ایشان به ترس از این وادی، و پایداری عاشق در برابر این سرزنش‌ها و عدم تبعیت از آن‌هاست.

شما را ماه های کامل در آسمان‌های بلندی دیدیم پس مانند ستارگان در پرتو شما پنهان شدیم و هدایت یافتیم

«و رایناکم بدورا فی سماوات المعالی / فاستترنا کنجوم بضیاکم و اهتدینا». دیدن معشوق مانند ماه در اوج و هدایت یافتن در پرتو او: “(به زبان عربی) و شما را مانند ماه‌های کامل (بدورا) در آسمان‌های بلندی دیدیم”. معشوق در اوج کمال و جمال (سماوات المعالی) مانند ماه کامل درخشان است. “پس مانند ستارگان در پرتو شما پنهان شدیم و هدایت یافتیم”. در برابر عظمت و نور معشوق، وجود عاشقان مانند ستارگان در پرتو ماه کم‌رنگ می‌شود و در همین حال، در پرتو نور او راه حق را می‌یابند. این بیت، بیانگر عظمت و نورانیت معشوق، فانی شدن عاشق در برابر این نور، و هدایت یافتن در پرتو اوست.

ماه کامل ما مانند خطیبی بود که در روز عید بر ما امامت کرد پس گرد ماه کامل در نماز اقتدا کردیم

«بدرنا مثل خطیب امنا فی یوم عید / فاصطفینا حول بدر فی صلوه اقتدینا». معشوق مانند خطیب در روز عید و اقتدا به او در نماز: “(به زبان عربی) ماه کامل ما مانند خطیبی بود که در روز عید بر ما امامت کرد”. معشوق (ماه کامل ما) در روز وصال (یوم عید)، مانند پیشوایی است که عاشقان را در عبادت و بندگی رهبری می‌کند. “پس گرد ماه کامل صف بستیم و در نماز (بندگی) به او اقتدا کردیم”. عاشقان در گرد معشوق جمع می‌شوند و در راه بندگی و رسیدن به حق، از او پیروی می‌کنند. این بیت، بیانگر مقام رهبری و هدایتگری معشوق و لزوم اقتدا به او در مسیر بندگی است.

از جمال یوسف دهشت‌زده شدیم سپس به خود آمدیم ناگهان جام‌های شراب مانند خون در دست‌هایمان بود

«فدهشنا من جمال یوسف ثم افقنا / فاذا کاسات راح کدماء بیدینا». دهشت از جمال الهی و ظهور مستی: “(به زبان عربی) پس از جمال یوسف (جمال الهی) دهشت‌زده و مبهوت شدیم، سپس به خود آمدیم”. زیبایی خیره‌کننده‌ی حق موجب حیرت و فنای عاشق می‌شود. “ناگهان دیدیم جام‌های شراب ناب (راح) مانند خون در دست‌هایمان بود”. بعد از این حیرت و فنا، حالتی از مستی و بی‌خودی روحانی ظاهر می‌شود که از آن به شراب تعبیر شده و سرخی آن به خون مانند شده است. این بیت، بیانگر تأثیر دهشتناک جمال الهی و ظهور حالت مستی و بی‌خودی در پی آن است.

پس بدون دهان نوشیدیم و بدون روح مست شدیم و بدون سر فخر کردیم و بدون پا راه رفتیم

«فبلا فم شربنا و بلا روح سکرنا / فبلا راس فخرنا و بلا رجل سرینا». تجربه‌ی عالم بی‌صورتی در مستی: “(به زبان عربی) پس بدون دهان نوشیدیم و بدون روح مست شدیم”. این نوشیدن و مستی، جسمانی نیست و در عالمی ورای ادراکات حسی رخ می‌دهد. “و بدون سر فخر کردیم و بدون پا راه رفتیم”. در این حالت بی‌خودی، تعلقات مادی (سر، پا) از میان برمی‌خیزد و سلوک و پیشروی در راه حق بدون اتکا به قوای جسمانی صورت می‌گیرد. این بیت، بیانگر تجربه‌ی عالم بی‌صورتی و transcending از محدودیت‌های مادی در حالت مستی روحانی است.

پس بدون بینی بوییدیم و بدون عقل فهمیدیم و بدون فک خندیدیم و بدون چشم گریه کردیم

«فبلا انف شممنا و بلا عقل فهمنا / و بلا شدق ضحکنا و بلا عین بکینا». ادراک حقایق بدون ابزار حسی و عقلی: “(به زبان عربی) پس بدون بینی بوییدیم و بدون عقل فهمیدیم”. در این حالت، ادراک و فهم حقایق نه با حواس ظاهری (بینی) و نه با عقل جزئی، بلکه با نیرویی باطنی و ورای عقل صورت می‌گیرد. “و بدون فک (شدق) خندیدیم و بدون چشم گریه کردیم”. بیان احساسات (خنده، گریه) نیز در این عالم، ورای صورت مادی و ابزار جسمانی رخ می‌دهد. این بیت، بیانگر درک حقایق و ابراز احساسات در عالمی ورای حواس و عقل محدود است.

خداوند زمانی را که وصال به ما ایمنی بخشید نورانی کند و خداوند مکانی را که با حبیب ملاقات کردیم آبیاری کند

«نور الله زمانا حازنا الوصل امانا / و سقی الله مکانا بحبیب التقینا». مبارکی زمان و مکان وصال: “(به زبان عربی) خداوند نورانی کند زمانی را که وصال ما را ایمنی بخشید”. دعا برای مبارکی و نورانیت لحظه‌ی وصال با معشوق که موجب آرامش و امنیت جانی می‌شود. “و خداوند آبیاری کند و سیراب گرداند مکانی را که با حبیب (معشوق) ملاقات کردیم”. دعا برای برکت و سرسبزی مکانی که محل دیدار با معشوق بوده است. این بیت، بیانگر اهمیت و مبارکی زمان و مکان وصال در تجربه‌ی عاشقانه است.

از شراب ذات (اصل) قامت نوشیدیم و در نشست و برخاست ظاهر شدیم و پنهان شدیم

«و شربنا من مدام سکر ذات قوام / فی قعود و قیام فظهرنا و اختفینا». نوشیدن از شراب ذات و حالات حضور و غیبت: “(به زبان عربی) و از شراب مستی ذات (اصل) که دارای قوامی است، نوشیدیم”. نوشیدن از باده‌ی معرفت ذات الهی که دارای پایداری و حقیقتی است. “در نشستن و برخاستن، پس ظاهر شدیم و پنهان شدیم”. در تمام حالات زندگی (نشستن و برخاستن)، عاشق هم در تجلی است (ظاهر شدن) و هم در فنا و محو شدن در ذات (پنهان شدن). این بیت، بیانگر نوشیدن از باده‌ی معرفت ذات الهی و تجربه‌ی حالات حضور و غیبت (بقای بعد از فنا) است.

شاخ بزرگی را تکان دادیم و خرمای وجد را پراکندیم ناگهان ما مست بودیم پس چیدیم و برداشتیم

«فهززنا غصن مجد فنثرنا تمر وجد / فاذا نحن سکاری فطفقنا و اجتبینا». ثمره‌ی مستی و وجد و بهره‌مندی از آن: “(به زبان عربی) پس شاخ مجد و بزرگی را تکان دادیم و خرمای وجد و نشاط را پراکندیم”. با رسیدن به مقام معنوی و وجد الهی، ثمرات و برکات آن را بر دیگران نثار کردند. “ناگهان ما مست بودیم، پس چیدیم و برداشتیم (میوه‌ها را)”. در حال مستی و بی‌خودی روحانی، از ثمرات و میوه‌های این وادی (معارف، الطاف، حقایق) بهره‌مند شدند. این بیت، بیانگر ثمره‌ی سلوک و وجد الهی و بهره‌مندی از الطاف و معارف در این حالت است.

خلاصه پیام غزل

غزل ۲۷۲ مولانا، غزلی است در بیان سفر معنوی به سوی معشوق که با هدایت الهی و اشتیاق عاشق آغاز می‌شود و با وجود موانع و سرزنش‌ها، با پایداری ادامه می‌یابد. پیام اصلی غزل، عظمت و نورانیت معشوق است که مانند ماه کامل در اوج تجلی می‌کند و عاشقان در پرتو او هدایت می‌یابند و به او اقتدا می‌کنند. غزل بر دهشت از جمال الهی و ظهور حالت مستی و بی‌خودی در پی آن اشاره دارد و تجربه‌ی عالم بی‌صورتی را بیان می‌کند که در آن ادراکات و احساسات ورای حواس و عقل محدود صورت می‌گیرد. غزل بر مبارکی زمان و مکان وصال و نوشیدن از باده‌ی معرفت ذات الهی تأکید دارد و حالات حضور و غیبت (بقای بعد از فنا) را بیان می‌کند. در نهایت، غزل به ثمره‌ی سلوک و وجد الهی و بهره‌مندی از الطاف و معارف در این حالت اشاره دارد. غزل بر سفر روحانی، هدایت الهی، اشتیاق، موانع، پایداری، جمال معشوق، نورانیت، فنا در نور، اقتدا به معشوق، دهشت از جمال، مستی روحانی، عالم بی‌صورتی، transcending، زمان و مکان وصال، باده‌ی معرفت ذات، حضور و غیبت، بقای بعد از فنا، ثمره‌ی سلوک، وجد الهی، و بهره‌مندی از الطاف تأکید دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: