تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 270 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 270 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 270 دیوان شمس مولانا

افدی قمرا لاح علینا و تلالا
ما احسنه رب تبارک و تعالی

قد حل بروحی فتضاعفت حیاه
و الیوم نای عنی عزا و جلالا

ادعوه سرارا و انادیه جهارا
ان ابدلنی الصبوه طیفا و خیالا

لو قطعنی دهری لا زلت انادی
کی تخترق الجب و یروین وصالا

لا مل من العشق و لو مر قرون
حاشاه ملالا بی‌حاشای ملالا

العاشق حوت و هوی العشق کبحر
هل مل اذا ما سکن الحوت زلالا

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۲۷۰ دیوان شمس مولانا

سرآغاز: فدای ماهی که بر ما دمید و درخشید

غزل شماره ۲۷۰ از دیوان شمس مولانا با بیانی از فداکاری عاشق در برابر جمال درخشان معشوق آغاز می‌شود: «اَفدی قَمَراً لاحَ عَلَینا و تَلَالَا / ما احسنه رب تبارک و تعالی». شاعر می‌گوید: “(به زبان عربی) فدای ماهی شوم که بر ما نمایان شد و درخشید”. “اَفدی” به معنای فدایت شوم و بیانگر نهایت جان‌فشانی و عشق است. “قَمَراً” (ماه) نمادی از معشوق الهی، پیر کامل، یا شمس تبریزی است که با جمال و نور خود در تاریکی عالم می‌درخشد. “لاحَ عَلَینا و تَلَالَا” (بر ما ظاهر شد و درخشید) نشان‌دهنده‌ی تجلی و حضور معشوق در جمع عاشقان و تابش نور او بر دل‌های ایشان است. “ما احسنه رب تبارک و تعالی” (به زبان عربی): “چه نیکو و زیباست، پروردگار مبارک و بلندمرتبه”. این عبارت قرآنی نشان می‌دهد که این جمال و نور، پرتوی از جمال و صفات الهی است و معشوق تجلی‌گاه حق است. این آغاز، بیانگر فداکاری عاشق در برابر جمال درخشان معشوق، تجلی نور الهی در وجود او، و ادراک این تجلی به عنوان پرتوی از زیبایی حق است.

حلول او در روح و فزونی حیات و دوری او با عزت و جلال

«قد حل بروحی فتضاعفت حیاه / و الیوم نای عنی عزا و جلالا». تأثیر حضور معشوق بر روح و درد دوری او: “(به زبان عربی) همانا در روح من حلول کرد، پس حیات (زندگی من) دوچندان شد”. حضور معشوق در باطن عاشق، موجب فزونی حیات معنوی و نشاط درونی می‌شود. “و امروز با عزت و جلال از من دور شد”. دوری معشوق، با وجود عظمت و شکوه او صورت می‌گیرد و این دوری برای عاشق دردناک است. این بیت، بیانگر حیات‌بخشی حضور معشوق و رنج و عظمت دوری اوست.

پنهان و آشکار او را خواندن و تبدیل اشتیاق به خیال و رؤیا

«ادعوه سرارا و انادیه جهارا / ان ابدلنی الصبوه طیفا و خیالا». طلب معشوق در پنهان و آشکار و تبدیل اشتیاق به خیال: “(به زبان عربی) او را در پنهان می‌خوانم و آشکارا ندایش می‌دهم”. عاشق در همه حال، چه در خلوت و چه در جمع، در حال طلب و راز و نیاز با معشوق است. “او اشتیاق (مرا) به خیال و رؤیا تبدیل کرد”. این دوری موجب شده که اشتیاق سوزان عاشق تنها در قالب خیال و رؤیای وصال تجلی یابد. این بیت، بیانگر تداوم طلب عاشق در همه احوال و رنج تبدیل شوق به خیال در فراق است.

اگر روزگار مرا قطعه قطعه کند پیوسته ندا می‌دهم تا چاه بشکافد و وصال سیراب کند

«لو قطعنی دهری لا زلت انادی / کی تخترق الجب و یروین وصالا». پایداری در طلب حتی در اوج سختی: “(به زبان عربی) اگر روزگار مرا قطعه قطعه کند، پیوسته ندا خواهم داد”. نهایت پایداری و استقامت عاشق در راه طلب معشوق حتی در سخت‌ترین شرایط و مصیبت‌ها. “تا چاه بشکافد و وصال مرا سیراب کند”. چاه می‌تواند نمادی از عالم ناسوت، حجاب‌ها، یا سختی‌های راه باشد که باید شکافته شود تا آب وصال (فیض الهی) به عاشق برسد و او را سیراب کند. این بیت، بیانگر نهایت پایداری عاشق در طلب و آرزوی رسیدن به وصال سیراب‌کننده است.

خستگی از عشق نمی‌آید حتی اگر قرن ها بگذرد و منزه از خستگی و بی او همه خستگی

«لا مل من العشق و لو مر قرون / حاشاه ملالا بی حاشای ملالا». بی‌زمانی عشق و منزه بودن آن از ملالت: “(به زبان عربی) از عشق خسته نمی‌شوم، حتی اگر قرن‌ها بگذرد”. عشق حقیقی، ورای زمان و مکان است و هرگز کهنه و ملال‌آور نمی‌شود. “منزه است از خستگی، (بلکه) بدون او (معشوق) تمام خستگی (است)”. ذات عشق از ملالت و خستگی پاک است و هرگونه خستگی و بی‌قراری تنها در غیاب معشوق رخ می‌دهد. این بیت، بیانگر ابدیت عشق حقیقی و منزه بودن آن از ملالت و خستگی است.

عاشق ماهی و هوای عشق دریا و آیا ماهی در آب زلال خسته می‌شود؟

«العاشق حوت و هوی العشق کبحر / هل مل اذا ما سکن الحوت زلالا». تمثیل عاشق و عشق به ماهی و دریا: “(به زبان عربی) عاشق مانند ماهی است و هوای عشق مانند دریا”. عاشق در دریای عشق زندگی می‌کند و هستی او به آن وابسته است. “آیا ماهی هرگاه در آب زلال جای گیرد، خسته می‌شود؟”. همان‌طور که ماهی در آب زندگی می‌کند و از آن خسته نمی‌شود، عاشق نیز در دریای عشق الهی غرق است و هرگز از آن خسته نمی‌گردد. این بیت، بیانگر پیوستگی وجود عاشق با عشق الهی و عدم خستگی از این دریای بی‌کران است.

خلاصه پیام غزل

غزل ۲۷۰ مولانا، غزلی است در بیان عشق سوزان عاشق به معشوقی که تجلی‌گاه نور و جمال الهی است. پیام اصلی غزل، فداکاری کامل در برابر معشوقی است که حضورش حیات‌بخش است و دوری‌اش دردناک. عاشق در همه حال، پنهان و آشکار، در حال طلب معشوق است و پایداری در این راه، حتی در اوج سختی‌ها، او را به آرزوی وصال زنده نگه می‌دارد. غزل بر ابدیت عشق حقیقی و منزه بودن آن از ملالت تأکید دارد و خستگی را تنها در غیاب معشوق ممکن می‌داند. تمثیل عاشق به ماهی و عشق به دریا، نشان‌دهنده‌ی پیوستگی وجود عاشق با عشق الهی و عدم خستگی از این دریای بی‌کران است. غزل بر فداکاری، جمال معشوق، تجلی الهی، حیات‌بخشی حضور، درد دوری، تداوم طلب، پایداری در سختی، آرزوی وصال، ابدیت عشق، ملالت، خستگی، تمثیل ماهی و دریا، و پیوستگی وجود عاشق با عشق تأکید دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: