مطالب پیشنهادی![]()
پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا
از من و ما بگذر و زوتر بیا
پیشتر آ درگذر از ما و من
پیشتر آ تا نه تو باشی نه ما
کبر و تکبر بگذار و بگیر
در عوض کبر چنین کبریا
گفت الست و تو بگفتی بلی
شکر بلی چیست کشیدن بلا
سر بلی چیست که یعنی منم
حلقه زن درگه فقر و فنا
هم برو از جا و هم از جا مرو
جا ز کجا حضرت بیجا کجا
پاک شو از خویش و همه خاک شو
تا که ز خاک تو بروید گیا
ور چو گیا خشک شوی خوش بسوز
تا که ز سوز تو فروزد ضیا
ور شوی از سوز چو خاکستری
باشد خاکستر تو کیمیا
بنگر در غیب چه سان کیمیاست
کو ز کف خاک بسازد تو را
از کف دریا بنگارد زمین
دود سیه را بنگارد سما
لقمه نان را مدد جان کند
باد نفس را دهد این علمها
پیش چنین کار و کیا جان بده
فقر به جان داند جود و سخا
جان پر از علت او را دهی
جان بستانی خوش و بیمنتها
بس کنم این گفتن و خامش کنم
در خمشی به سخن جان فزا
غزل شماره ۲۵۱ از دیوان شمس مولانا با ندایی عاشقانه و دعوتکننده آغاز میشود که نشان از اوج اشتیاق سالک برای قرب الهی دارد: «پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا / از من و ما بگذر و زوتر بیا». شاعر، معشوق را “ای بوالوفا” خطاب میکند، یعنی ای نهایت وفادار، کسی که در پیمان عشق ثابتقدم است. این ندا، از عمق جان برخاسته و تکرار “پیشتر آ پیشتر” بر شدت این طلب تأکید دارد. او تمنا میکند که معشوق از تمام کثرات و تعینات، حتی از “من و ما”ی مجازی عاشق، فراتر آمده و سریعتر به مقام وصل حقیقی برسد. این آغاز، بیانگر اعتماد بیقید و شرط عاشق به وفای معشوق و طلب عبور از خودی و دوگانگی برای رسیدن به وصال بیپرده است.
«پیشتر آ درگذر از ما و من / پیشتر آ تا نه تو باشی نه ما». فراتر رفتن از دوگانگی: شاعر بار دیگر تأکید میکند: “نزدیکتر بیا و از قید «ما و من» بگذر”. این «ما و من»، نمادی از خودبینی، انانیت و دوگانگی میان عاشق و معشوق است که مانع وصال حقیقی است. “نزدیکتر بیا تا نه تویی در میان باشد و نه من”. در مقام فنا، فردیت عاشق در معشوق محو میشود و در مرتبهی بقا بالله، هستی او در هستی حق فانی میگردد، به گونهای که نه تویی مستقل و نه منی جداگانه باقی میماند، بلکه همه اوست. این بیت، بیانگر هدف غایی سلوک یعنی فنای درونی و محو شدن هرگونه دوگانگی برای رسیدن به یگانگی مطلق با معشوق است.
«کبر و تکبر بگذار و بگیر / در عوض کبر چنین کبریا». رهایی از خودبینی و دستیابی به عظمت الهی: “تکبر و خودبینی را رها کن”. این صفات منفی، حجابهایی هستند که انسان را از رسیدن به حق بازمیدارند. “و در عوضِ این تکبر مجازی، چنین کبریا و عظمت حقیقی را بگیر”. عظمت و بزرگی راستین، از آن حق است و با ترک خودبینی، انسان میتواند مظهر این صفت الهی گردد. این بیت، بیانگر لزوم رهایی از صفات نکوهیدهی نفسانی برای کسب کمالات و صفات الهی است.
«گفت الست و تو بگفتی بلی / شکر بلی چیست کشیدن بلا». پیمان ازلی و بهای “بلی”: “(خداوند در عالم الست) فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ و تو (روح انسان) پاسخ دادی: بلی” (اشاره به آیه ۱۷۲ سوره اعراف). روح از ازل به ربوبیت حق شهادت داده است. “شکر این «بلی» گفتن چیست؟ تحمل کردن بلا و سختیهاست”. وفاداری به آن پیمان ازلی، مستلزم پذیرش آزمایشها و دشواریهای راه عشق است. این بیت، بیانگر سنگینی پیمان ازلی و لزوم استقامت در برابر بلاها به عنوان بهای وفاداری به آن عهد است.
«سر بلی چیست که یعنی منم / حلقه زن درگه فقر و فنا». حقیقت “بلی”: “راز و حقیقت آن «بلی» گفتن چیست؟ این است که من (عاشق، وجود حقیقی انسان) آن هستم”. منظور، درک این حقیقت است که وجود حقیقی انسان، همان نور الهی و متصل به حق است. “(اگر این را دریابی) بر درگاه فقر و فنا حلقه بزن”. برای رسیدن به این حقیقت، باید از هستی مجازی و تعلقات رها شد و در فقر الی الله و فنای درونی گام نهاد. این بیت، بیانگر حقیقت توحید وجودی و لزوم طی طریق فقر و فنا برای رسیدن به این مرتبه است.
«هم برو از جا و هم از جا مرو / جا ز کجا حضرت بی\u200cجا کجا». تناقض نمای سلوک: “هم از جای خود حرکت کن و هم از جای خود نرو”. این بیان پارادوکسیکال، اشاره به سفری درونی و معنوی دارد که در عین حرکت و تحول باطنی، نوعی پایداری و سکون در حق را نیز در بر دارد. “جا و مکان برای موجودات محدود است؛ در حالی که حضرت بیجا (حق تعالی) ماورای مکان است”. او که ماورای زمان و مکان است، نیازی به حرکت مکانی برای رسیدن به او نیست، بلکه حرکت درونی و از خود رها شدن لازم است. این بیت، بیانگر ماهیت معنوی سفر سالک و فراتر بودن مقصد حقیقی از حدود زمان و مکان است.
«پاک شو از خویش و همه خاک شو / تا که ز خاک تو بروید گیا». رهایی از خود و آمادگی برای رشد روحانی: “از خودی و منیِ خود پاک شو و مانند خاک، متواضع و بیارزش گرد”. خودبینی را کنار بگذار و در برابر عظمت حق ناچیز باش. «تا از این خاک (وجود پاک شدهی تو) گیاه معرفت و فضائل بروید». همانند بذری که در خاک رشد میکند، حقایق و کمالات در وجودی که از خودی پاک شده است، شکوفا میشود. این بیت، بیانگر لزوم تصفیه و تهذیب نفس برای شکوفایی استعدادهای روحانی است.
«ور چو گیا خشک شوی خوش بسوز / تا که ز سوز تو فروزد ضیا». سوختن در عشق و نورانی شدن: “و اگر مانند گیاه خشک شدی (قابلیت رشد در عالم ماده را از دست دادی)، با خوشی در آتش عشق بسوز”. کسی که از عالم ماده دل بریده، در آتش عشق الهی فانی میشود. «تا از سوختن تو، نور و روشنایی (معرفت و حقیقت) پرتو افکند». این سوختن، نه نابودی، بلکه تبدیل شدن به نور و هدایت برای دیگران است. این بیت، بیانگر مقام فنا در عشق و تبدیل شدن عاشق به منبع نور و هدایت پس از سوختن در این آتش است.
«ور شوی از سوز چو خاکستری / باشد خاکستر تو کیمیا». خاکستر کیمیاگر: “و اگر از شدت این سوختن به خاکستر تبدیل شدی”. در اوج فنا، وجود عاشق به کلی در معشوق محو میشود. «این خاکستر تو، کیمیا خواهد بود». خاکستر وجود فانی شدهی عاشق، خاصیت کیمیاگری یافته و هر ناخالصی را به طلا (کمال و حقیقت) تبدیل میکند. این بیت، بیانگر قدرت transformative فنا و تأثیر وجود فانی شدهی عاشق بر عالم است.
«بنگر در غیب چه سان کیمیاست / کو ز کف خاک بسازد تو را». کیمیای خلقت الهی: “در عالم غیب (عالم پنهان و ماورایی) بنگر که چگونه کیمیایی وجود دارد”. این کیمیا، قدرت الهی است. «که از مشتی خاک، تو را میسازد». خداوند با قدرت کیمیاگر خود، از نیستی و خاک، انسانی با استعدادهای الهی میآفریند. این بیت، بیانگر قدرت خلاقه و کیمیاگر خداوند در آفرینش انسان و استعدادهای درونی اوست.
غزل ۲۵۱ مولانا، غزلی است در دعوت بیتابانهی سالک به سوی وصال بیپرده با معشوق وفادار. پیام اصلی غزل، طلب نزدیکی بیشتر و عبور از قید خودی و دوگانگی برای رسیدن به یگانگی مطلق با حق است. این وصال با ترک خودبینی و کسب کمالات الهی میسر میشود و وفاداری به پیمان ازلی، بهای تحمل بلاهاست. حقیقت “بلی” گفتن، درک وحدت وجودی و طی طریق فقر و فنا است. سلوک، سفری درونی و رهایی از خودی است تا بذر معرفت در وجود شکوفا شود و سوختن در آتش عشق، تبدیل به نور و کیمیاگری میگردد. خداوند با قدرت کیمیاگر خود انسان را از نیستی میآفریند و او را مستعد کمال میگرداند. در نهایت، غزل به اهمیت راهنمایی پیر کامل در رسیدن به مقام بقا پس از فنا اشاره میکند. غزل بر طلب وصال بیپرده، عبور از خودی، ترک تکبر، وفای به عهد ازلی، فقر و فنا، ماهیت سلوک، تصفیه نفس، مقام فنا در عشق، کیمیای الهی، و نقش پیر کامل تأکید دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر