مطالب پیشنهادی![]()
تو جان و جهانی کریما مرا
چه جان و جهان از کجا تا کجا
که جان خود چه باشد بر عاشقان
جهان خود چه باشد بر اولیا
نه بر پشت گاویست جمله زمین
که در مرغزار تو دارد چرا
در آن کاروانی که کل زمین
یکی گاوبارست و تو ره نما
در انبار فضل تو بس دانههاست
که آن نشکند زیر هفت آسیا
تو در چشم نقاش و پنهان ز چشم
زهی چشم بند و زهی سیمیا
تو را عالمی غیر هجده هزار
زهی کیمیا و زهی کبریا
یکی بیت دیگر بر این قافیه
بگویم بلی وام دارم تو را
که نگزارد این وام را جز فقیر
که فقرست دریای در وفا
غنی از بخیلی غنی ماندهست
فقیر از سخاوت فقیر از سخا
غزل شماره ۲۴۰ از دیوان شمس مولانا با خطاب به معشوق و بیان جایگاه بیهمتای او در هستی آغاز میشود: «تو جان و جهانی کریما مرا / چه جان و جهان از کجا تا کجا». شاعر با نهایت ارادت و شناخت، خطاب به معشوق (که در عرفان مولانا نمادی از حق تعالی است) میگوید: “تو هم روح و حقیقت وجود منی و هم تمام عالم هستی هستی، ای بخشندهی کریمی”. این عبارت، بیانگر وحدت وجود و حضور حق در تمام ذرات هستی است. سپس با شگفتی میپرسد: “این جان و جهان، از کجا آمده و به کجا میرود؟” در برابر عظمت وجود او، فهم محدود انسان از مبدأ و معاد ناتوان است. این آغاز، بیانگر نهایت نزدیکی و یگانگی عاشق با معشوق و همچنین حیرت در برابر عظمت و بیکرانگی اوست.
«که جان خود چه باشد بر عاشقان / جهان خود چه باشد بر اولیا». بیارزشی جان و جهان در برابر معشوق: “جان (که در نزد انسان ارزشمندترین چیز است)، در برابر عاشقان چه ارزشی دارد؟” عاشق در راه معشوق، جان فدا میکند. “و جهان (با تمام مظاهر و تعلقاتش)، در نظر اولیا (دوستان خاص خدا) چه ارزشی دارد؟” اولیا از تعلقات دنیوی رها شدهاند. این بیت، بیانگر این است که در مسیر عشق و سلوک، جان و جهان مادی در برابر ارزش معشوق و عالم معنا هیچ است.
«نه بر پشت گاویست جمله زمین / که در مرغزار تو دارد چرا». زمین، وابسته به ارادهی توست: “تمام زمین (با تمام وسعت و عظمتش)، بر پشت گاوی (اشاره به باورهای اساطیری یا ظاهری) قرار ندارد”. وابستگی زمین به علل ظاهری نیست. بلکه زمین «در مرغزار (باغ و بستان) لطف تو، چرا میکند»؛ حیات و حرکت خود را از فیض و ارادهی تو میگیرد. این بیت، بیانگر این است که تمام هستی، وابسته به اراده و لطف الهی است و از او حیات و حرکت میگیرد، نه از علل ظاهری و مادی.
«در آن کاروانی که کل زمین / یکی گاوبارست و تو ره نما». تو راهنمای کاروان هستی: “در آن کاروان بزرگ هستی، که تمام زمین (با همه چیزش)، مانند یک بار گاو (باری سنگین و حقیر) است”، «تو (معشوق) راهنما و هدایتکنندهی این کاروان هستی». بار سنگین هستی در برابر عظمت تو ناچیز است و تنها تو میتوانی این کاروان را هدایت کنی. این بیت، بیانگر عظمت معشوق در برابر تمام هستی و نقش او به عنوان هدایتکنندهی کل وجود است.
«در انبار فضل تو بس دانههاست / که آن نشکند زیر هفت آسیا». بینهایت بودن فضل و معرفت تو: “در انبار فضل و کرم تو، دانههای فراوانی (معرفت، حقایق، فیوضات) وجود دارد”، این دانهها به قدری ارزشمند و پایدار هستند «که زیر هفت آسیا (نمادی از سختیها، امتحانات، یا گردش هفت آسمان و زمان) له و نابود نمیشوند». فضل و معرفت الهی، پایدار و فناناپذیر است. این بیت، بیانگر بینهایت بودن فضل و معرفت الهی و پایداری آن در برابر سختیها و گذر زمان است.
«تو در چشم نقاش و پنهان ز چشم / زهی چشم بند و زهی سیمیا». آشکاری و پنهانی معشوق: “تو (معشوق)، در چشم نقاش (کسی که هستی را میبیند و صورتها را درک میکند)، آشکار هستی”، جلوههای تو در عالم مشهود است. اما در عین حال، “از چشم (چشم ظاهری، چشم غافل) پنهان هستی”. “آفرین بر این چشمبندی (پنهان بودن تو از دید ظاهری) و آفرین بر این سحر و اعجاز (سیمیا) تو”. پنهان بودن تو در عین آشکاری، خود معجزه است. این بیت، بیانگر dual nature of the divine – آشکاری در جلوهها و پنهانی در ذات – و شگفتی از این پنهانی آشکار است.
«تو را عالمی غیر هجده هزار / زهی کیمیا و زهی کبریا». عوالم بینهایت تو: “تو (معشوق)، عالمها و جهانهایی غیر از هجده هزار عالم (اشاره به عوالم مختلف هستی) داری”. عوالم تو بینهایت است. “آفرین بر این کیمیا (قدرت تبدیلکنندگی تو) و آفرین بر این عظمت و بزرگی (کبریا) تو”. قدرت دگرگونکنندگی و عظمت تو بینهایت است. این بیت، بیانگر بینهایت بودن عوالم الهی و عظمت و قدرت transforming معشوق است.
«یکی بیت دیگر بر این قافیه / بگویم بلی وام دارم تو را». ادامه سخن در وصف معشوق: “یک بیت دیگر بر این قافیه (در وصف تو) میگویم”. شاعر خود را مدیون و وامدار معشوق میداند: «بله، من به تو (در بیان اوصافت) مدیونم». این دین، دین عشق و معرفت است که باید با بیان اوصاف او ادا شود. این بیت، بیانگر اشتیاق شاعر برای ادامه وصف معشوق و احساس دین نسبت به اوست.
«که نگزارد این وام را جز فقیر / که فقرست دریای در وفا». وامداری فقر: “این وام (دین معرفت و عشق) را ادا نمیکند”، «مگر فقیر (عارف وارسته، کسی که از خود و تعلقات دنیا فقیر شده است)». فقر معنوی، مایهی دریافت معرفت الهی و ادای دین عشق است. “زیرا فقر، دریایی است پر از وفا”. فقر حقیقی، موجب وفاداری به حق و غنای باطنی میشود. این بیت، بیانگر ارزش فقر معنوی در مسیر سلوک و ارتباط فقر با وفاداری و معرفت الهی است.
«غنی از بخیلی غنی ماندهست / فقیر از سخاوت فقیر از سخا». تفاوت غنای مادی و فقر معنوی: “شخص غنی (ثروتمند مادی) از بخل و خساست خود، غنی مانده است”. غنای او ناشی از نگه داشتن و نبخشیدن است. اما “فقیر (عارف)، از سخاوت خود، فقیر مانده است”. او از بخشش وجودی خود (بذل جان در راه حق) به این فقر رسیده است. “فقیر از سخاوت خود (به حق) فقیر است”. فقر عارف، نتیجهی بخشش و فنای در حق است. این بیت، بیانگر تفاوت ماهوی غنای مادی و فقر معنوی و ارزش فقر عارف در پرتو سخاوت اوست.
غزل ۲۴۰ مولانا، غزلی است در بیان عظمت و بیکرانگی معشوق الهی و حضور او در تمام ابعاد هستی. پیام اصلی غزل این است که معشوق، هم روح و حقیقت وجود ماست و هم تمام عالم هستی. در برابر عظمت او، جان و جهان مادی بیارزش است و تمام هستی به اراده و لطف او وابسته است. فضل و معرفت الهی بینهایت و پایدار است و معشوق در عین آشکاری در جلوهها، از دید ظاهری پنهان است. عوالم الهی بینهایت است و معشوق دارای قدرت transforming بینهایت است. غزل بر وحدت وجود، حضور حق در تمام هستی، بیارزشی جان و جهان مادی در برابر معشوق، وابستگی تمام هستی به اراده و لطف الهی، نقش معشوق به عنوان هدایتکننده، بینهایت بودن فضل و معرفت الهی، پایداری فضل الهی، آشکاری و پنهانی معشوق، بینهایت بودن عوالم الهی، عظمت و قدرت transforming معشوق، اشتیاق شاعر برای وصف معشوق، احساس دین نسبت به معشوق، ارزش فقر معنوی، ارتباط فقر با وفاداری و معرفت الهی، تفاوت غنای مادی و فقر معنوی، و ارزش فقر عارف در پرتو سخاوت او تأکید دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر