مطالب پیشنهادی![]()
بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا
فرشته را ز فلک جانب زمین کشدا
به هر شبی چو محمد به جانب معراج
براق عشق ابد را به زیر زین کشدا
به پیش روح نشین زان که هر نشست تو را
به خلق و خوی و صفتهای همنشین کشدا
شراب عشق ابد را که ساقیش روح است
نگیرد و نکشد ور کشد چنین کشدا
برو بدزد ز پروانه خوی جانبازی
که آن تو را به سوی نور شمع دین کشدا
رسید وحی خدایی که گوش تیز کنید
که گوش تیز به چشم خدای بین کشدا
خیال دوست تو را مژده وصال دهد
که آن خیال و گمان جانب یقین کشدا
در این چهی تو چو یوسف خیال دوست رسن
رسن تو را به فلکهای برترین کشدا
به روز وصل اگر عقل ماندت گوید
نگفتمت که چنان کن که آن به این کشدا
بجه بجه ز جهان همچو آهوان از شیر
گرفتمش همه کان است کان به کین کشدا
به راستی برسد جان بر آستان وصال
اگر کژی به حریر و قز کژین کشدا
بکش تو خار جفاها از آن که خارکشی
به سبزه و گل و ریحان و یاسمین کشدا
بنوش لعنت و دشنام دشمنان پی دوست
که آن به لطف و ثناها و آفرین کشدا
دهان ببند و امین باش در سخن داری
که شه کلید خزینه بر امین کشدا
غزل شماره ۲۲۸ از دیوان شمس مولانا با درخواستی برای ظهور نیروی وحدتبخش آغاز میشود: «بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا / فرشته را ز فلک جانب زمین کشدا». شاعر طلب میکند: “بیاور آن چیزی را که قرین را به سوی قرین خود میکشد”. این “قرین” میتواند اشاره به اجزاء هستی، ارواح، یا هر پدیدهای داشته باشد که ذاتاً با اصل خود یا با هم مرتبط هستند. آن نیرویی که این همگونی و کشش را ایجاد میکند، مورد نظر شاعر است. این نیرو «فرشته را از فلک به سوی زمین میکشد»؛ حتی موجودات آسمانی را به سوی عالم خاکی جذب میکند، که اشاره به نزول فیض و رحمت الهی به عالم پایین است. این آغاز، بیانگر آرزوی شاعر برای ظهور و حضور نیروی عشق و جذب الهی است که تمام عالم را به سوی وحدت و اصل خود میکشد.
«به هر شبی چو محمد به جانب معراج / براق عشق ابد را به زیر زین کشدا». مولانا به معراج حضرت محمد (ص) اشاره میکند و آن را نمونهای از این کشش میداند: “در هر شب (در هر لحظه از سیر و سلوک معنوی)، مانند حضرت محمد (ص) که به سوی معراج (صعود روحانی) رفت”، «براق عشق ابد را به زیر زین میکشد»؛ عشق الهی را مرکب راهوار خود قرار میدهد و با آن به سوی عالم بالا میرود. این بیت، بیانگر نقش عشق الهی به عنوان نیروی اصلی صعود روحانی و ابدی بودن این عشق است.
«به پیش روح نشین زان که هر نشست تو را / به خلق و خوی و صفتهای همنشین کشدا». توصیهای برای یافتن همنشین مناسب: “در حضور روح (پیر کامل، انسان کامل، یا عالم معنا) بنشین”. «زیرا هر نشست و همنشینیای، تو را»، «به اخلاق، عادات، و صفات همنشین خود میکشد»؛ همنشینی تأثیر عمیقی بر وجود انسان دارد. این بیت، بیانگر اهمیت انتخاب همنشین در راه سلوک و تأثیر آن در کسب صفات روحانی است.
«شراب عشق ابد را که ساقیش روح است / نگیرد و نکشد ور کشد چنین کشدا». مولانا به دشواری نوشیدن از شراب عشق الهی اشاره میکند: “شراب عشق ابد را”، «که ساقی آن روح است (پیر کامل یا حق تعالی)»، «هر کسی نمیگیرد و نمیکشد»؛ هر کسی نمیتواند از آن بهرهمند شود و سختی آن را تحمل کند. «و اگر کسی آن را بنوشد»، «چنین او را میکشد»؛ به فنا و بیخودی میکشاند. این بیت، بیانگر رفعت مقام عشق الهی و دشواری راه وصول به آن و تأثیر فناکننده این عشق بر عاشق است.
«برو بدزد ز پروانه خوی جانبازی / که آن تو را به سوی نور شمع دین کشدا». توصیهای دیگر برای سالک: “برو و از پروانه، صفت جانبازی و فداکاری را بدزد (بیاموز)”. “زیرا آن صفت (جانبازی)، تو را»، «به سوی نور شمع دین (حقیقت دین، نور الهی) میکشد». پروانه با فداکاری خود را به آتش شمع میزند و این نمادی از فنای عاشق در معشوق است. این بیت، بیانگر لزوم فداکاری و از خود گذشتگی در راه دین و حقیقت و نقش این صفت در رسیدن به نور الهی است.
«رسید وحی خدایی که گوش تیز کنید / که گوش تیز به چشم خدای بین کشدا». مولانا به ندای بیداری الهی اشاره میکند: “وحی الهی رسید که گوشهای خود را تیز کنید”؛ به هشدارهای الهی و ندای حق توجه کنید. “زیرا گوش تیز (گوش شنوا و هوشیار)، تو را”، «به سوی چشم خدا بین (دیدن با چشم دل، شهود حق) میکشد». شنیدن حقایق با گوش جان، مقدمهی دیدن با چشم دل و رسیدن به شهود است. این بیت، بیانگر اهمیت توجه به وحی الهی و نقش آن در گشوده شدن چشم باطن است.
«خیال دوست تو را مژده وصال دهد / که آن خیال و گمان جانب یقین کشدا». حتی یاد و تصور معشوق نیز تأثیرگذار است: “یاد و تصور دوست (معشوق)، به تو مژدهی وصال میدهد”؛ یاد او نشانهی نزدیکی وصال است. “زیرا آن خیال و گمان (یاد دوست)، تو را»، «به سوی یقین (معرفت قطعی، شهود) میکشد». یاد معشوق، سالک را از مرحلهی شک و گمان به مرحلهی یقین و شهود رهنمون میشود. این بیت، بیانگر قدرت یاد و تصور معشوق در هدایت سالک به سوی یقین و شهود است.
«در این چهی تو چو یوسف خیال دوست رسن / رسن تو را به فلک\u200cهای برترین کشدا». مولانا سالک را به یوسف در چاه تشبیه میکند: “تو در این چاه (چاه عالم ماده، چاه نفس) مانند یوسف هستی”. “و خیال دوست (یاد معشوق)، رسن (طناب) است”. این رسن، «تو را پله پله و مرتبه به مرتبه»، «به سوی آسمانهای برترین میکشد». یاد معشوق، ریسمان نجات سالک از چاه نفس و صعود او به مقامات عالی معنوی است. این بیت، بیانگر نقش یاد معشوق در نجات سالک از عالم ماده و صعود او به عالم معنا است.
«به روز وصل اگر عقل ماندت گوید / نگفتمت که چنان کن که آن به این کشدا؟». اگر عقل در روز وصال باقی بماند، چه خواهد گفت؟ “در روز وصال (رسیدن به حق)، اگر عقل تو (عقل جزئی، عقل معاش) باقی مانده باشد”، «به تو خواهد گفت: آیا به تو نگفتم که چنان کن»، «که آن (تلاش و مجاهدت) تو را به این (وصال) برساند؟» این بیت، اشاره به این دارد که در روز وصال، عقل جزئی جایگاهی ندارد، اما اگر هم باشد، به بیخبری خود از مسیر وصول اعتراف میکند و ارزش مجاهدت در راه حق را تأیید میکند.
«بجه بجه ز جهان همچو آهوان از شیر / گرفتمش همه کان است کان به کین کشدا». توصیهای برای رهایی از دنیا: “مانند آهویی که از شیر (حیوان درنده، نماد دنیا و تعلقات) میگریزد، از جهان (عالم ماده) فرار کن”. “حتی اگر جهان را تماماً معدن بدانی (سرشار از خیر و برکت ظاهری)، بدان که این معدن”، «تو را به سوی کین و دشمنی (کشمکش و هلاکت) میکشد». این بیت، بیانگر ناپایداری و خطرناکی عالم ماده و لزوم گریز از آن برای رسیدن به حقیقت است.
«به راستی برسد جان بر آستان وصال / اگر کژی به حریر و قز کژین کشدا». شرط رسیدن به وصال: “جان با صداقت و راستی، به آستانهی وصال (درگاه حق) میرسد”. “حتی اگر کژی و نادرستی (اعمال ناپسند)، تو را»، «به سوی حریر و قز کژین (متاع باارزش اما ناپایدار دنیا) بکشاند”. این بیت، بیانگر اهمیت صداقت و راستی در راه سلوک و بیارزش بودن متاع دنیوی در مقایسه با وصال حق است.
«بکش تو خار جفاها از آن که خارکشی / به سبزه و گل و ریحان و یاسمین کشدا». توصیهای دیگر برای تحمل سختیها: “تو خار جفاها (سختیها و رنجهای راه) را بکش (تحمل کن)”. “زیرا خارکش (کسی که خارها را میکشد)، تو را»، «به سوی سبزه و گل و ریحان و یاسمین (زیباییها و لطایف عالم معنا) میکشد”. تحمل سختیها در راه حق، به رسیدن به زیباییها و الطاف الهی میانجامد. این بیت، بیانگر نقش سازندهی سختیها در سیر و سلوک و پاداش معنوی حاصل از آن است.
«بنوش لعنت و دشنام دشمنان پی دوست / که آن به لطف و ثناها و آفرین کشدا». توصیهای برای برخورد با دشمنان در راه حق: “لعنت و دشنام دشمنان را به خاطر دوست (معشوق) بنوش (تحمل کن)”. “زیرا این تحمل، تو را”، «به سوی لطف و ستایشها و آفرین (تحسین و عنایت الهی) میکشد». تحمل آزار دشمنان در راه حق، موجب جلب لطف و عنایت الهی میشود. این بیت، بیانگر ارزش تحمل آزار در راه حق و پاداش معنوی آن است.
«دهان ببند و امین باش در سخن داری / که شه کلید خزینه بر امین کشدا». در نهایت، توصیهای برای حفظ اسرار: “خاموش باش”؛ از فاش کردن اسرار الهی خودداری کن. “و در سخنداری (حفظ اسرار)، امین و رازدار باش”. “زیرا پادشاه (خداوند)، کلید خزانهی خود را»، «بر امین (رازدار) میکشاند”؛ اسرار خود را به کسانی میسپارد که رازدار و امین باشند. این بیت، بیانگر اهمیت حفظ اسرار الهی و رازداری در راه سلوک است.
غزل ۲۲۸ مولانا، غزلی است در بیان نیروی جذب و وحدتبخش عشق الهی که تمام هستی را به سوی اصل خود میکشد. پیام اصلی غزل این است که سیر و سلوک در راه حق با تکیه بر عشق الهی به عنوان مرکب صعود، انتخاب همنشین مناسب، تحمل سختیها و فداکاری، توجه به ندای حق، و حفظ اسرار همراه است. غزل بر طلب نیروی جذب وحدت، نقش عشق الهی در صعود روحانی، اهمیت همنشینی در راه سلوک، دشواری راه وصول به عشق الهی، لزوم فداکاری در راه دین و حقیقت، اهمیت توجه به وحی الهی، قدرت یاد و تصور معشوق در هدایت سالک، نقش یاد معشوق در نجات از عالم ماده، بیارزش بودن عالم ماده در مقایسه با حقیقت، اهمیت صداقت و راستی در راه سلوک، نقش سازندهی سختیها، ارزش تحمل آزار در راه حق، و اهمیت حفظ اسرار الهی تأکید دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر