مطالب پیشنهادی![]()
من رسیدم به لب جوی وفا
دیدم آن جا صنمی روح فزا
سپه او همه خورشیدپرست
همچو خورشید همه بیسر و پا
بشنو از آیت قرآن مجید
گر تو باور نکنی قول مرا
إِنِّى وَجَدتُّ ٱمْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ
وَأُوتِيَتْ مِن کُلِّ شَىْءٍۢ وَلَهَا
چونک خورشید نمودی رخ خود
سجده دادیش چو سایه همه را
من چو هدهد بپریدم به هوا
تا رسیدم به در شهر سبا
غزل شماره ۱۸۴ از دیوان شمس مولانا با مطلع «من رسیدم به لب جوی وفا / دیدم آن جا صنمی روحفزا»، غزلی است که به بیان تجربه رسیدن سالک به چشمهی فیض و محبت الهی و مشاهدهی جلوهای از حقیقت، که مولانا آن را با تصویر “صنمی روحفزا” بیان میکند، میپردازد. این غزل، از واقعهای درونی و روحانی سخن میگوید که منجر به تحول و معرفت میگردد.
بیت نخست، نقطهی آغاز تجربه عرفانی را مشخص میکند: «من رسیدم به لب جوی وفا». “جوی وفا” نمادی از مسیر حقیقت، عهد و پیمان الهی، یا طریقتی است که به سرچشمهی فیض و فضل میرسد. سالک (من) با تلاش و مجاهده به “لب” این جوی (کناره، نزدیکی) رسیده است. و در آنجا، «دیدم آن جا صنمی روحفزا»؛ جلوهای از حقیقت یا معشوق الهی (صنم) را دید که “روحفزا” (روانپرور و حیاتبخش جان) بود. این دیدار، مایه تازگی و شادابی روح شده است.
«سپه او همه خورشیدپرست / همچو خورشید همه بیسر و پا». این “صنم روحفزا” (جلوهی الهی یا پیر کامل)، دارای “سپاهی” است که «همه خورشیدپرست» هستند. این سپاه، شاید نمادی از موجودات عالم هستی یا ارواح و جانهایی باشد که مجذوب نور و جمال الهی هستند (پرستندهی خورشید حقیقت). آنها «همچو خورشید، همه بیسر و پا» هستند؛ مانند خورشید که بینهایت و در همهجا حاضر است، این سپاه نیز مقید به زمان و مکان و حدود مادی نیستند.
«بشنو از آیت قرآن مجید / گر تو باور نکنی قول مرا / قد وجدت امراه تملکهم / اوتیت من کل شیء و لها». مولانا برای تأیید سخن خود و اشاره به عظمت و قدرت این “صنم” (که میتواند نمادی از سلطنت الهی یا عظمت پیر باشد)، خواننده را به “آیت قرآن مجید” ارجاع میدهد و میگوید «گر تو قول مرا باور نکنی، بشنو از آیت قرآن». سپس آیهای از سوره نمل (آیه ۲۳) را نقل میکند که هدهد در وصف ملکه سبا به حضرت سلیمان (ع) میگوید: «من زنی را یافتم که بر آنان فرمانروایی میکرد و از هر چیزی به او داده شده بود و او را تختی بزرگ بود». این اشاره، به عظمت و قدرت و گستردگی ملک و سلطنت معشوق یا پیر اشاره دارد، هرچند که در این غزل، ملکه سبا خود پرستندهی خورشید (نماد ظاهری و محدود حقیقت) است.
«چونک خورشید نمودی رخ خود / سجده دادیش چو سایه همه را». در ادامه بهرهگیری از تمثیل خورشید، میگوید «چون خورشید» (جلوهی حقیقت) «رخ خود را نمود»، تمام موجودات و کائنات «چو سایه» (مانند سایههایی که از نور خورشید پدید میآیند و در برابر آن ناچیزند) «همه را سجده دادیش» (در برابر عظمتش سر تعظیم فرود آوردند). این بیانگر تسلیم و سجود قهری تمام هستی در برابر نور حقیقت الهی است.
«من چو هدهد بپریدم به هوا / تا رسیدم به در شهر سبا». مولانا در این بیت، خود را به “هدهد” تشبیه میکند؛ هدهدی که در داستان حضرت سلیمان (ع) از بلقیس و کشور سبا خبر آورد. مولانا نیز میگوید که من مانند هدهد، «بپریدم به هوا» (با همت و شوق به پرواز درآمدم) «تا رسیدم به در شهر سبا» (تا به درگاه آن صنم روحفزا و صاحبسلطنت رسیدم). شهر سبا در اینجا نمادی از مقام قرب الهی یا محضر پیر و جایگاه حقیقت است که سالک با راهنمایی باطنی به آن میرسد.
غزل ۱۸۴ مولانا، بیانی از تجربه رسیدن به سرچشمهی فیض و مشاهدهی جلوهای از حقیقت الهی است که با تصویر “صنمی روحفزا” و سپاه “خورشیدپرست” او توصیف شده است. این غزل با اشاره به داستان هدهد و ملکه سبا در قرآن، به عظمت و گستردگی سلطنت حق و تسلیم تمام هستی در برابر آن اشاره دارد. در نهایت، مولانا خود را مانند هدهدی میبیند که با همت و شوق به سوی این جایگاه بلند پرواز کرده و به آن رسیده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر