تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 176 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 176 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 176 دیوان شمس مولانا

روح زیتونیست عاشق نار را

نار می‌جوید چو عاشق یار را

روح زیتونی بیفزا ای چراغ

ای معطل کرده دست افزار را

جان شهوانی که از شهوت زهد

دل ندارد دیدن دلدار را

پس به علت دوست دارد دوست را

بر امید خلد و خوف نار را

چون شکستی جان ناری را ببین

در پی او جان پرانوار را

گر نبودی جان اخوان پس جهود

کی جدا کردی دو نیکوکار را

جان شهوت جان اخوان دان از آنک

نار بیند نور موسی وار را

جان شهوانی‌ست از بی‌حکمتی

یاوه کرده نطق طوطی وار را

گشت بیمار و زبان تو گرفت

روی سوی قبله کن بیمار را

قبله شمس الدین تبریزی بود

نور دیده مر دل و دیدار را

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۷۶ دیوان شمس مولانا

سرآغاز: روح زیتونی، عاشق آتش نور

غزل شماره ۱۷۶ از دیوان شمس مولانا با مطلع «روح زیتونیست عاشق نار را / نار می‌جوید چو عاشق یار را»، با بهره‌گیری از تمثیلی قرآنی (اشاره به آیه ۳۵ سوره نور که از چراغی در شیشه و روغن زیتون مبارک سخن می‌گوید)، به بیان حقیقت روح و کشش آن به سوی مبدأ هستی می‌پردازد. مولانا در این غزل، روح را به روغن زیتون و معشوق الهی را به آتش تشبیه کرده و تفاوت میان جان روحانی و جان حیوانی را شرح می‌دهد.

عشق روح زیتونی به آتش و جستجوی یار

بیت نخست، تمثیل اصلی غزل را مطرح می‌کند: «روح زیتونیست عاشق نار را». روح، مانند روغن زیتون است که خاصیتی نورانی و مستعد اشتعال دارد و «عاشق نار» (عاشق آتش) است. همانطور که روغن زیتون به سوی آتش کشش دارد تا نورانی شود، روح نیز مشتاق اتصال به مبدأ نور و حقیقت است. و این روح «نار می‌جوید چو عاشق یار را»؛ مانند عاشقی که در جستجوی معشوق خویش است، روح نیز پیوسته آتش الهی را طلب می‌کند.

افزودن روح زیتونی به چراغ جان

«روح زیتونی بیفزا ای چراغ / ای معطل کرده دست افزار را». خطاب به «چراغ» (که می‌تواند نمادی از دل، وجود انسان یا وسیله‌ی ادراک معنوی باشد)، مولانا می‌گوید که «روح زیتونی بیفزا»؛ یعنی باطن نورانی و استعداد معنوی را در خود تقویت کن. و این خطاب به کسی است که «دست افزار را معطل کرده»؛ یعنی ابزارهای وجودی و استعدادهای معنوی خود را به کار نگرفته و آن‌ها را بی‌مصرف گذاشته است.

جان شهوانی و بی‌میلی به دیدار دلدار

«جان شهوانی که از شهوت زهد / دل ندارد دیدن دلدار را». در مقابل روح زیتونی، «جان شهوانی» قرار دارد که اسیر «شهوت زهد» است. این «شهوت زهد» به ریاکاری، زهد فروشی، یا هرگونه عمل نیک که برای نفع شخصی و نه برای خدا انجام می‌شود، اشاره دارد. چنین جانی، به دلیل تعلقات نفسانی و ریا، «دل ندارد دیدن دلدار را»؛ یعنی اشتیاق و قابلیت لازم برای مشاهده‌ی جمال الهی و وصال معشوق را ندارد.

دوستی از روی علت، نه از روی عشق

«پس به علت دوست دارد دوست را / بر امید خلد و خوف نار را». جان شهوانی، دوست (حق تعالی) را «به علت» دوست دارد، نه از سر عشق حقیقی. این علت می‌تواند «امید خلد» (آرزوی بهشت و نعمت‌های آن) یا «خوف نار» (ترس از جهنم و عذاب آن) باشد. این دوستی مصلحتی و بر اساس پاداش و جزا، با عشق بی‌قید و شرط الهی تفاوت دارد.

شکستن جان ناری و دیدن جان انواری

«چون شکستی جان ناری را ببین / در پی او جان پرانوار را». وقتی «جان ناری» (جان نفسانی و شهوانی که مانند آتش سوزاننده است) را «شکستی» و بر آن غلبه کردی، آنگاه می‌توانی «در پی او جان پرانوار را ببینی». با از بین رفتن حجاب نفس، حقیقت نورانی روح و جان الهی که در پی آن پنهان شده بود، آشکار می‌شود.

تفاوت جان اخوان و جهود

«گر نبودی جان اخوان پس جهود / کی جدا کردی دو نیکوکار را». اگر تفاوت میان «جان اخوان» (جان برادران حقیقی، اهل حق) و «جهود» (اشاره به کسی که تنها به ظاهر و شریعت بسنده می‌کند و از باطن غافل است) نبود، «کی جدا کردی دو نیکوکار را». این بیت به این واقعیت اشاره دارد که معیار اصلی تمایز میان انسان‌ها، حقیقت جان و باطن آن‌هاست، نه صرف اعمال ظاهری.

جان شهوانی و نطق طوطی‌وار بی‌حکمتی

«جان شهوانیست از بی‌حکمتی / یاوه کرده نطق طوطی وار را». «جان شهوانی» ریشه در «بی‌حکمتی» (نادانی حقیقی و غفلت از حقایق) دارد. این بی‌حکمتی باعث می‌شود که «نطق طوطی‌وار را یاوه کرده»؛ یعنی سخنان بی‌اساس و تقلیدی (مانند طوطی که صرفاً تکرار می‌کند) بر زبان آورد، سخنانی که از روی معرفت و حکمت حقیقی نیست.

بیماری و رو به قبله‌ی شمس کردن

«گشت بیمار و زبان تو گرفت / روی سوی قبله کن بیمار را». مولانا خطاب به جان شهوانی که «بیمار» شده و زبانش از گفتار حق «گرفته» است، توصیه می‌کند که «روی سوی قبله کن». اما این قبله، قبله‌ی ظاهری نیست، بلکه «قبله شمس الدین تبریزی بود / نور دیده مر دل و دیدار را». قبله‌ی حقیقی، شمس تبریزی است که «نور دیده» برای «دل و دیدار» حقیقی است. این بیت به نقش محوری شمس در بیداری و درمان جان بیمار اشاره دارد.

خلاصه پیام غزل

غزل ۱۷۶ مولانا با تمثیل روح زیتونی و عشق آن به آتش، به بیان کشش ذاتی روح به سوی مبدأ نور الهی می‌پردازد. این غزل بر تفاوت میان جان روحانی که در پی وصال حق است و جان شهوانی که اسیر تعلقات و انگیزه‌های غیرالهی است، تأکید می‌کند. مولانا راه رهایی از قید جان شهوانی و رسیدن به جان انواری را در غلبه بر نفس و رو کردن به قبله‌ی حقیقی، یعنی پیر کامل یا شمس تبریزی، می‌داند که نوربخش دل و دیده‌ی باطنی است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: