تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 138 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 138 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 138 دیوان شمس مولانا

سکه رخسار ما جز زر مبادا بی‌شما

در تک دریای دل گوهر مبادا بی‌شما

شاخه‌های باغ شادی کان قوی تازه‌ست و تر

خشک بادا بی‌شما و تر مبادا بی‌شما

این همای دل که خو کردست در سایه شما

جز میان شعله آذر مبادا بی‌شما

دیدمش بیمار جان را گفتمش چونی خوشی

هین بگو چون نیست میوه برمبادا بی‌شما

روز من تابید جان و در خیالش بنگرید

گفت رنج صعب من خوشتر مبادا بی‌شما

چون شما و جمله خلقان نقش‌های آزرند

نقش‌های آزر و آزر مبادا بی‌شما

جرعه جرعه مر جگر را جام آتش می‌دهیم

کاین جگر را شربت کوثر مبادا بی‌شما

صد هزاران جان فدا شد از پی باده الست

عقل گوید کان می‌ام در سر مبادا بی‌شما

هر دو ده یعنی دو کون از بوی تو رونق گرفت

در دو ده این چاکرت مهتر مبادا بی‌شما

چشم را صد پر ز نور از بهر دیدار توست

ای که هر دو چشم را یک پر مبادا بی‌شما

بی شما هر موی ما گر سنجر و خسرو شوند

خسرو شاهنشه و سنجر مبادا بی‌شما

تا فراق شمس تبریزی همی خنجر کشد

دست‌های گل به جز خنجر مبادا بی‌شما

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۳۸ دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۱۳۸ از دیوان شمس مولانا با مطلع «سکه رخسار ما جز زر مبادا بی‌شما / در تک دریای دل گوهر مبادا بی‌شما»، غزلی است در بیان بی‌ارزشی عالم و هر آنچه در آن است، در غیاب معشوق الهی. مولانا در این غزل، تمام ارزش و زیبایی و حیات را منوط به حضور و لطف معشوق می‌داند و فنای همه چیز را در غیاب او آرزو می‌کند.

مولانا در آغاز غزل، به ارزشمندی چهره عاشق در پرتو معشوق اشاره می‌کند: «سکه رخسار ما جز زر مبادا بی‌شما / در تک دریای دل گوهر مبادا بی‌شما». چهره ما مانند سکه‌ای است که تنها در حضور شما (معشوق) ارزش زر (طلا) دارد و بی‌شما بی‌ارزش است. در عمق دریای دل ما نیز جز گوهر معرفت و عشق شما نباید باشد و بی‌شما آن هم بی‌ارزش است. این بیانگر این است که هر آنچه در وجود عاشق ارزشمند است، از پرتو معشوق است.

شادی و طراوت عالم را نیز وابسته به معشوق می‌داند: «شاخه‌های باغ شادی کان قوی تازه است و تر / خشک بادا بی‌شما و تر مبادا بی‌شما». شاخه‌های باغ شادی (نمادی از لحظات خوش و مسرت‌بخش زندگی) که با طراوت و تازه هستند، در غیاب شما خشک و بی‌جان باد و هرگز بی‌شما تازه و بانشاط مباد. این نشان‌دهنده وابستگی مطلق شادی حقیقی به حضور معشوق است.

روح بلند انسان (همای دل) که در سایه معشوق آرام گرفته، بی‌او آرزوی فنا دارد: «این همای دل که خو کردست در سایه شما / جز میان شعله آذر مبادا بی‌شما». این مرغ همای دل ما که به آرامش و امنیت در سایه شما عادت کرده است، اگر بی‌شما باشد، آرزو دارد که در میان آتش فنا (شعله آذر) بسوزد و نابود شود. این عمق وابستگی و بی‌قراری روح عاشق در فراق را نشان می‌دهد.

در گفتگویی نمادین، جان عاشق، رنج در راه معشوق را بر آسایش بی‌او ترجیح می‌دهد: «دیدمش بیمار جان را گفتمش چونی خوشی / هین بگو چون نیست میوه برمبادا بی‌شما». جان عاشق را که بیمار عشق است دیدم و از حالش پرسیدم. او گفت: حال من خوب است، چرا که اگر بی‌شما باشم، میوه‌ای (نتیجه و ثمری) در کار نیست. این بیانگر ارزشمند بودن درد و رنج در راه معشوق است.

رنج جان در پرتو خیال معشوق خوش‌تر از نبودن اوست: «روز من تابید جان و در خیالش بنگرید / گفت رنج صعب من خوشتر مبادا بی‌شما». جان من مانند روز درخشید و به جمال معشوق در خیال خود نگریست و گفت: این رنج و سختی من، اگر بی‌شما باشد، خوش‌تر مباد. یعنی رنج در راه او خود عین خوشی است.

تمام موجودات و سازندگان آن‌ها، در غیاب معشوق، بی‌ارزش و نابود باد: «چون شما و جمله خلقان نقش‌های آزرند / نقش‌های آزر و آزر مبادا بی‌شما». شما (انسان‌ها و موجودات) و تمام خلق، مانند بت‌هایی هستید که آزر (بت‌ساز) ساخته است. این نقش‌ها و خودِ آزر (نمادی از خالق‌های مجازی و بی‌حقیقت) در غیاب شما (حق تعالی)، نابود و بی‌ارزش باد. این تأکید بر یگانگی و بی‌نیازی حق و فنای ماسوا در برابر اوست.

درد عشق، گواراتر از بهشت بی‌معشوق است: «جرعه جرعه مر جگر را جام آتش می‌دهیم / کاین جگر را شربت کوثر مبادا بی‌شما». جام آتش (نمادی از درد و سوز عشق) را جرعه جرعه به جگر می‌نوشانیم، چرا که اگر بی‌شما باشیم، شربت کوثر (نوشیدنی بهشتی) هم بر این جگر گوارا مباد. این نهایت ترجیح رنج عشق بر لذت‌های بهشتی بی‌اوست.

عقل نیز در این راه، تنها معشوق را اصل می‌داند: «صد هزاران جان فدا شد از پی باده الست / عقل گوید کان میم در سر مبادا بی‌شما». صدها هزار جان در راه نوشیدن باده الست (اشاره به پیمان ازلی با حق) فدا شده‌اند. اما عقل (که در این مقام همراه عشق است) می‌گوید آن مستی ناشی از باده الست هم در سر ما مباد، اگر بی‌شما باشد. این نشان‌دهنده برتری مقام معشوق بر هرگونه تجربه عرفانی دیگر است.

تمام عالم، رونق از بوی معشوق گرفته و عاشق بی‌او هیچ است: «هر دو ده یعنی دو کون از بوی تو رونق گرفت / در دو ده این چاکرت مهتر مبادا بی‌شما». هر دو عالم (دنیا و آخرت) از بوی خوش شما رونق و طراوت یافته‌اند. این بنده کوچک شما در هر دو عالم، بزرگ و مهتر مباد اگر بی‌شما باشد.

چشم تنها برای دیدن معشوق ارزش دارد: «چشم را صد پر ز نور از بهر دیدار توست / ای که هر دو چشم را یک پر مبادا بی‌شما». چشم برای دیدن شما صدها پر (نور و بصیرت) دارد. اما ای معشوق، هر دو چشم من یک پر (یک ذره نور و بینایی) هم مباد اگر بی‌شما باشد.

مقامات دنیوی بی‌او هیچ است: «بی شما هر موی ما گر سنجر و خسرو شوند / خسرو شاهنشه و سنجر مبادا بی‌شما». اگر بی‌شما، هر تار موی ما پادشاهی چون سنجر و خسرو شود، آن پادشاهی و آن سنجر هم مباد اگر بی‌شما باشد. این بیانگر بی‌ارزشی مطلق قدرت و مقام دنیوی در غیاب معشوق است.

غزل با اشاره به شمس تبریزی و درد فراق او به پایان می‌رسد: «تا فراق شمس تبریزی همی خنجر کشد / دست‌های گل به جز خنجر مبادا بی‌شما». تا زمانی که فراق شمس تبریزی مانند خنجری کشیده می‌شود و دل را می‌آزارد، دست‌های گل (نمادی از زیبایی و طراوت عاشق) نیز جز مانند خنجر (که نشانه درد و رنج است) مباد اگر بی‌شما باشد. این بیت درد فراق شمس را بیان کرده و حال عاشق را در این فراق به تصویر می‌کشد.

به طور کلی، غزل ۱۳۸ مولانا بیانی است از مقام والای معشوق الهی (و مظهر او شمس) و بی‌ارزشی تمام ماسوا در غیاب او. این غزل با تکرار عبارت “بی‌شما مبادا”، نهایت وابستگی عاشق به معشوق، ترجیح رنج در راه او بر هرگونه آسایش، و فنای خودی در اراده او را به تصویر کشیده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: