مطالب پیشنهادی![]()
ما را سفری فتاد بیما
آن جا دل ما گشاد بیما
آن مه که ز ما نهان همیشد
رخ بر رخ ما نهاد بیما
چون در غم دوست جان بدادیم
ما را غم او بزاد بیما
ماییم همیشه مست بیمی
ماییم همیشه شاد بیما
ما را مکنید یاد هرگز
ما خود هستیم یاد بیما
بی ما شدهایم شاد گوییم
ای ما که همیشه باد بیما
درها همه بسته بود بر ما
بگشود چو راه داد بیما
با ما دل کیقباد بندهست
بندهست چو کیقباد بیما
ماییم ز نیک و بد رهیده
از طاعت و از فساد بیما
غزل شماره ۱۲۸ از دیوان شمس مولانا با مطلع «ما را سفری فتاد بیما / آن جا دل ما گشاد بیما»، غزلی است در بیان تجربه عمیق فنا و رهایی از خودی در مسیر عشق الهی. مولانا در این غزل، حالتی را توصیف میکند که سالک در غیاب “من” و “خودی” به حقایقی دست مییابد و به وصال معشوق میرسد.
مطلع غزل، بیانگر سفری است که بدون حضور “ما” (اشاره به نفس، خودی و منیّت) رخ داده است: “ما را سفری فتاد بیما”. در این سفر بیخودی، گشایشی در دل حاصل شده است: “آن جا دل ما گشاد بیما”. این نشان میدهد که رهایی از نفس، شرط لازم برای گشوده شدن دل و دریافت حقایق است.
معشوق (که در بیت قبل با عنوان “آن مه” آمده بود و پیشتر “ز ما نهان همیشد”) در این حالت بیخودی، رخ خود را به عاشق نشان میدهد: “آن مه که ز ما نهان همیشد / رخ بر رخ ما نهاد بیما”. وصال معشوق زمانی حاصل میشود که حجاب خودی کنار رود.
در ادامه، مولانا به پارادوکسی در عشق اشاره میکند: “چون در غم دوست جان بدادیم / ما را غم او بزاد بیما”. هنگامی که عاشق جان (هستی ظاهری و خودی) خود را در غم دوست فدا کرد، غم دوست او را زنده کرد و وجودی نو به او بخشید. این “غم دوست” در اینجا نه به معنای رنج، بلکه اشاره به حال و هوای عشق و یاد معشوق است که حیاتبخش جان عاشق میشود.
مولانا حال و روز عاشقان فانی شده را توصیف میکند: “ماییم همیشه مست بیمی / ماییم همیشه شاد بیما”. این مستی و شادی، ناشی از باده مادی نیست، بلکه از جذبه الهی است و بدون حضور “ما” (نفس و خودی) حاصل شده است.
با تأکید بر فنای خودی، از دیگران میخواهد که او را با هستی پیشینش به یاد نیاورند: “ما را مکنید یاد هرگز / ما خود هستیم یاد بیما”. وجود فعلی آنها عین یاد معشوق است و نیازی به یادآوری از جانب دیگران نیست.
در ادامه، به حالت شادی بیخودی اشاره میکند و معشوق را خطاب قرار میدهد: “بی ما شدهایم شاد گوییم / ای ما که همیشه باد بیما”. در این حالت رهایی از خود، با شادی میگویند: “ای هستی مطلق (ما)، همیشه بینیاز از ما (هستیهای مقید) باش”.
در این مسیر بیخودی، موانع کنار میروند: “درها همه بسته بود بر ما / بگشود چو راه داد بیما”. زمانی که “ما” (نفس) کنار رفت، درهای بسته (موانع رسیدن به حقیقت) گشوده شد و راه نمایان گشت.
حتی پادشاهان بزرگ در این مقام بنده میشوند: “با ما دل کیقباد بندهست / بندهست چو کیقباد بیما”. دل پادشاه مقتدری چون کیقباد نیز در برابر “ما” (که فانی در حق شدهایم) بنده است و این بندگی در حالت بیخودی (رهایی از خودی) است که محقق میشود.
عاشقان فانی شده، از قید نیک و بد ظاهری رها میشوند: “ماییم ز نیک و بد رهیده / از طاعت و از فساد بیما”. در این مقام، اعمال ظاهری (طاعت و فساد) که مربوط به عالم تکلیف و خودی است، بیاعتبار میشود و سالک از این دوگانه رهایی مییابد.
به طور کلی، غزل ۱۲۸ مولانا، غزلی است در بیان اوج فنا و بقای بالله. این غزل تأکید دارد که سفر حقیقی به سوی حق، رهایی از خود و خودبینی است. در این حالت بیخودی است که دل گشوده میشود، معشوق رخ مینماید، حیات نو آغاز میشود، شادی و مستی پایدار به دست میآید، موانع برداشته میشوند، و از قید نیک و بد ظاهری رهایی حاصل میشود. این غزل تصویری قدرتمند از تبدیل هستی مجازی به هستی حقیقی در سایه فناء فی الله ارائه میدهد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر