تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 108 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 108 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 108 دیوان شمس مولانا

به برج دل رسیدی بیست این جا

چو آن مه را بدیدی بیست این جا

بسی این رخت خود را هر نواحی

ز نادانی کشیدی بیست این جا

بشد عمری و از خوبی آن مه

به هر نوعی شنیدی بیست این جا

ببین آن حسن را کز دیدن او

بدید و نابدیدی بیست این جا

به سینه تو که آن پستان شیرست

که از شیرش چشیدی بیست این جا

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۰۸ دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۱۰۸ از دیوان شمس مولانا با مطلع «به برج دل رسیدی بیست این جا / چو آن مه را بدیدی بیست این جا»، غزلی است در بیان اهمیت تمرکز بر باطن و سفر درونی برای رسیدن به حقیقت و شهود جمال معشوق. مولانا در این غزل، سالک را به توقف در “برج دل” و درنگ در این جایگاه رفیع فرامی‌خواند.

در این غزل، “برج دل” نمادی از کانون وجود انسان، مرکز معرفت و محل تجلی انوار الهی است. شاعر به سالک خطاب می‌کند که اکنون که در مسیر سلوک به این منزلگاه رسیده‌ای، “بیست این جا” یعنی درنگ کن و اقامت گزین. این توقف، نه به معنی سکون و درجا زدن، بلکه به معنی حضور قلب و تمرکز بر عالم درون است. وقتی که “آن مه” (معشوق ازلی یا جلوه حق) در این برج دل رؤیت شد، دیگر نیازی به جای دیگر رفتن نیست.

مولانا در ادامه به سرگردانی‌های بی‌حاصل گذشته اشاره می‌کند و می‌گوید که سالک از نادانی، بار و بنه خود را در هر سویی کشیده و در جستجوی حقیقت به هر گوشه‌ای سر زده است. اما اکنون که به برج دل رسیده، زمان توقف و قرار است. عمری در شنیدن اوصاف و خوبی‌های آن “مه” گذشته است، اما اکنون وقت دیدن و شهود عینی آن جمال فرارسیده و باید در همین جایگاه (برج دل) درنگ کرد.

سپس به مقام والای شهود اشاره می‌کند و می‌گوید که آن حسنی را ببین که با دیدن آن، هم “دید” و هم “نابدید” معنا پیدا می‌کند. این اشاره به فناء فی‌الله و بقای بالله است؛ در مقام شهود حق، هستی عارضی سالک در برابر هستی مطلق فانی می‌شود (“نابدید”) و در عین حال، در پرتو بقای الهی، دید حقیقی و بقای بالحق حاصل می‌گردد (“دید”). این تجربه در همین برج دل ممکن می‌شود.

“سینه” در این غزل به “پستان شیر” تشبیه شده است که نمادی از منبع تغذیه روحانی و شیر معرفت است. مولانا می‌گوید اکنون که از این شیر چشیده‌ای، باید در همین جایگاه بمانی و از این منبع لایزال بهره‌مند شوی. این تأکید بر استفاده از موهبت‌های باطنی و رشد درونی در پرتو عنایت الهی است.

به طور خلاصه، غزل ۱۰۸ مولانا دعوتی است به سفر درونی و تمرکز بر قلب به عنوان جایگاه اصلی تجلی حق. سالک باید پس از سرگردانی‌های اولیه، در “برج دل” قرار گیرد و با شهود جمال معشوق، از قید دید و نادید رها شده و از شیر معرفت بنوشد. این غزل بر اهمیت خلوت باطنی و توجه به عالم درون برای رسیدن به حقایق عرفانی تأکید دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: