مطالب پیشنهادی![]()
چو او باشد دل دلسوز ما را
چه باشد شب چه باشد روز ما را
که خورشید ار فروشد ار برآمد
بس است این جانِ جان افروز ما را
تو مادرمرده را شیون مَیآموز
که استادست عشق آموز ما را
مدوزان خرقهٔ ما را مدران
نشاید شیخ خرقهدوز ما را
همه کس بر عدو پیروز خواهد
جمال آن عدو پیروز ما را
همه کس بخت گنجاندوز جوید
ولیکن عشق رنجاندوز ما را
غزل شماره ۱۰۵ از دیوان شمس مولانا با مطلع «چو او باشد دل دلسوز ما را / چه باشد شب چه باشد روز ما را»، غزلی است کوتاه اما پرمغز که به مقام والای دل عاشق واصل و بینیازی آن از قید زمان و مکان در پرتو نور معشوق ازلی میپردازد. مولانا در این غزل، با بیانی سرشار از وجد و سرمستی، حال دل سوختهای را وصف میکند که در سایه عنایت و حضور معشوق، به آرامش و بیزمانی رسیده است.
در این غزل، محور اصلی، «دل دلسوز» عاشق است که وقتی با «او» (معشوق الهی) همراه میشود، دیگر مفهوم شب و روز برایش بیمعنا میگردد. این بیتفاوتی نسبت به زمان، نشانهای از رهایی از قید عالم ماده و فرورفتن در عالم معناست که در آن زمان خطی و محدود، جای خود را به حضور دائمی و ابدی میدهد. طلوع و غروب خورشید که نماد گذر زمان است، در برابر تابش و فروغ “جان جانافروز” معشوق، بیاثر میشود. دل عاشق با نور الهی چنان منور گشته که خود منبع نور و روشنایی است و دیگر نیازی به نور خارجی (خورشید) ندارد.
مولانا در ادامه، به مقام عشق حقیقی اشاره میکند و میگوید که عشق، خود استاد و راهنماست و نیازی به آموختن شیوه بیقراری و شیون برای کسی که داغدار عشق است (مادرمرده) نیست؛ چرا که عشق خود به بهترین وجه این حالات را میآموزد و در وجود عاشق پدیدار میسازد.
سپس، با نگاهی نمادین به “خرقه” (لباس صوفیان و نمادی از تعلقات ظاهری یا حتی جسم خاکی)، بیان میکند که این خرقه نه نیاز به دوخته شدن دوباره دارد و نه شایسته دریده شدن توسط “شیخ خرقه دوز” است. این میتواند اشارهای باشد به رهایی از قید رسوم و ظواهر در برابر حقیقت عشق، یا حتی بیاعتنایی به جسم فانی در برابر بقای جان عاشق در پرتو معشوق. دل عاشق که به وصال رسیده، دیگر مقید به این ظواهر نیست.
در بیتی دیگر، مولانا تقابلی میان پیروزی بر “عدو” و “جمال آن عدو پیروز ما” ایجاد میکند. این “عدو” میتواند نمادی از نفس اماره یا هر آنچه که مانع وصال است، باشد. در نگاه عارف، پیروزی حقیقی نه غلبه بر این موانع به روش معمول، بلکه درک جمال و جلوه حق حتی در همین موانع و گذر از آنهاست. “جمال آن عدو پیروز ما” میتواند به این معنا باشد که حتی در آنچه در ظاهر دشمن مینماید، جلوهای از زیبایی و تدبیر معشوق نهفته است که عاشق با چشم بصیرت آن را میبیند.
در بیت پایانی (قبل از تخلص در برخی نسخ)، مولانا به مقایسه میان طلب گنج دنیوی (“گنجاندوز”) و طلب رنج عشق (“رنجاندوز”) میپردازد. همه به دنبال کسب مال و ثروت دنیوی هستند، اما عاشق حقیقی، رنج و سختی راه عشق را برمیگزیند و آن را گنج واقعی خود میداند. این رنج، نه از سر ناچاری، بلکه از سر شوق و طلب وصال است که خود عین لذت و کامروایی معنوی است.
غزل با تخلص و نام شمس تبریزی پایان مییابد و این نشاندهنده تأثیر عمیق شمس بر حال و هوای مولانا و تجلی عشق الهی در وجود اوست.
به طور کلی، غزل ۱۰۵ بیانگر حالت فنا و بقا در عشق الهی است؛ جایی که دل عاشق با اتصال به معشوق، از قید زمان و مکان رها شده و به مقام بینیازی و آرامش حقیقی میرسد. عشق در اینجا نیروی دگرگونکنندهای است که ادراکات عادی را متحول کرده و رنج را به گنج و ظاهر را به باطن پیوند میزند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر