مطالب پیشنهادی![]()
کاهل و ناداشت بدم کام درآورد مرا
طوطی اندیشه او همچو شکر خورد مرا
تابش خورشید ازل پرورش جان و جهان
بر صفت گل به شکر پخت و بپرورد مرا
گفتم ای چرخ فلک مرد جفای تو نیم
گفت زبون یافت مگر ای سره این مرد مرا
ای شه شطرنج فلک مات مرا برد تو را
ای ملک آن تخت تو را تخته این نرد مرا
تشنه و مستسقی تو گشتهام ای بحر چنانک
بحر محیط ار بخورم باشد درخورد مرا
حسن غریب تو مرا کرد غریب دو جهان
فردی تو چون نکند از همگان فرد مرا
رفتم هنگام خزان سوی رزان دست گزان
نوحه گر هجر تو شد هر ورق زرد مرا
فتنه عشاق کند آن رخ چون روز تو را
شهره آفاق کند این دل شبگرد مرا
راست چو شقه علمت رقص کنانم ز هوا
بال مرا بازگشا خوش خوش و منورد مرا
صبح دم سرد زند از پی خورشید زند
از پی خورشید تو است این نفس سرد مرا
جزو ز جزوی چو برید از تن تو درد کند
جزو من از کل ببرد چون نبود درد مرا
بنده آنم که مرا بیگنه آزرده کند
چون صفتی دارد از آن مه که بیازرد مرا
هر کسکی را هوسی قسم قضا و قدر است
عشق وی آورد قضا هدیه ره آورد مرا
اسب سخن بیش مران در ره جان گرد مکن
گرچه که خود سرمه جان آمد آن گرد مرا
این غزل مولانا، یک مناجات عارفانه و عاشقانه با معشوق است. شاعر در این غزل، به توصیف سیر و سلوک خود و چگونگی رسیدن به مقام عشق و معرفت میپردازد. او از معشوق میخواهد که او را در این مسیر یاری کند و از او جدا نشود. این غزل، بیانگر شور و شوق عرفانی شاعر نسبت به معشوق و رسیدن به کمال است.
شاعر در ابتدا به کاهلی و بیتحرکی گذشته خود اشاره میکند و میگوید که عشق به معشوق او را از این حالت بیرون آورده است.
شاعر خود را مانند طوطیای میداند که از سخنان شیرین معشوق تغذیه میکند و به کمال میرسد.
شاعر به نور الهی اشاره میکند که همه چیز را پرورش میدهد و او را به سوی کمال هدایت میکند.
شاعر به سختیهای راه و جفای روزگار اشاره میکند اما میگوید که این سختیها او را قویتر کرده است.
شاعر خود را مهرهای در بازی عشق میداند که معشوق او را مات کرده است.
شاعر به تشنهکام بودن خود برای دیدار معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر تمام اقیانوسها را بنوشد، باز هم تشنه خواهد بود.
شاعر به زیبایی بینظیر معشوق اشاره میکند که او را از همه جدا کرده است.
شاعر به حال خود در فصل خزان اشاره میکند و میگوید که هر برگ زرد او، نوحهای برای هجر معشوق است.
شاعر میگوید که جمال معشوق فتنهای برای عاشقان است و دل او را شبگرد کرده است.
شاعر خود را همچون پرندهای میداند که با علم معشوق پرواز میکند.
شاعر به نفس سرد خود اشاره میکند که به دنبال گرمای عشق معشوق است.
شاعر میگوید که هر جزئی از او به معشوق وابسته است و جدایی از او برایش دردناک است.
شاعر خود را بندهای میداند که معشوق او را آزرده میکند اما او از این آزردگی لذت میبرد.
شاعر میگوید که هر کس به چیزی عشق میورزد و قضا و قدر او را به سوی آن هدایت میکند.
شاعر به سخن گفتن زیاد و بیهوده توصیه نمیکند و میگوید که حتی گرد و خاک راه معشوق برایش عزیز است.
این غزل یکی از شاهکارهای ادبیات عرفانی فارسی است. مولانا در این غزل، با زبان شاعرانه و عرفانی، به بیان مفاهیم عمیق عرفانی پرداخته است. این غزل، برای بسیاری از عارفان و سالکان راه عشق، الهامبخش بوده و خواهد بود.
تفسیر کامل این غزل، نیازمند دانش عمیقی از عرفان اسلامی و ادبیات فارسی است.
با توجه به این نمادها میتوان به ابعاد مختلف این غزل پی برد و به درک عمیقتری از مفاهیم آن دست یافت.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر