تویی که بر سرِ خوبانِ کشوری چون تاج
سِزَد اگر همهٔ دلبران دَهَندَت باج
دو چشمِ شوخِ تو برهم زده خَطا و حَبَش
به چینِ زلفِ تو ماچین و هند داده خراج
بیاضِ رویِ تو روشن چو عارِضِ رُخِ روز
سوادِ زلفِ سیاهِ تو هست ظلمت داج
دهانِ شهدِ تو داده رواج آب خِضِر
لبِ چو قندِ تو بُرد از نباتِ مصر رواج
از این مرض به حقیقت شفا نخواهم یافت
که از تو دردِ دل ای جان، نمیرسد به عِلاج
چرا همیشکنی جانِ من ز سنگدلی؟
دلِ ضعیف که باشد، به نازکی چو زُجاج
لبِ تو خضر و دهانِ تو آبِ حیوان است
قدِ تو سرو و میان موی و بَر، به هیئت عاج
فِتاد در دلِ حافظ هوایِ چون تو شَهی
کمینه ذرهٔ خاکِ درِ تو بودی کاج
مقدمه
غزل شماره 97 حافظ، یکی از عاشقانهترین و زیباترین غزلهای اوست که در آن شاعر به توصیف زیباییهای بینظیر معشوق پرداخته است. این غزل، بیانگر شیفتگی و دلدادگی شاعر به معشوق و جایگاه والای او در دل شاعر است.
تفسیر بیت به بیت
در این غزل، حافظ با زبانی بسیار زیبا و شیوا، به توصیف زیباییهای بینظیر معشوق پرداخته است. او با استفاده از تشبیهات و استعارات بدیع، زیباییهای ظاهری و باطنی معشوق را به تصویر کشیده است. عشق شاعر به معشوق آنقدر عمیق است که او خود را در برابر عظمت معشوق بسیار کوچک میبیند. این غزل، یکی از زیباترین نمونههای شعر عاشقانه در ادبیات فارسی است.
نتیجهگیری
غزل شماره 97 حافظ، یک شاهکار ادبی است که در آن عشق، زیبایی و عجز به زیباترین شکل ممکن بیان شده است. این غزل، نشان میدهد که حافظ چگونه با استفاده از زبان فارسی، توانسته است احساسات عمیق خود را به زیباترین شکل ممکن بیان کند.