خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بی چیزی نیست
تابِ آن زلفِ پریشانِ تو، بی چیزی نیست
از لبت شیر روان بود که من میگفتم
این شکر گِردِ نمکدانِ تو، بی چیزی نیست
جان درازیِ تو بادا که یقین میدانم
در کمان ناوَک مژگانِ تو، بی چیزی نیست
مبتلایی به غمِ محنت و اندوهِ فراق
ای دل این ناله و افغان تو، بی چیزی نیست
دوش، باد از سرِ کویش به گلستان بگذشت
ای گل این چاکِ گریبانِ تو، بی چیزی نیست
دردِ عشق ار چه دل از خلق نهان میدارد
حافظ این دیدهٔ گریانِ تو، بی چیزی نیست
غزل 75 حافظ یکی از عاشقانهترین و زیباترین غزلهای دیوان اوست. حافظ در این غزل، به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر او بر دل شاعر پرداخته است.
مضمون اصلی این غزل، عشق سوزان شاعر به معشوق و تأثیر عمیق زیباییهای او بر دل شاعر است. حافظ، با استفاده از زیباترین واژهها و تشبیهات، به توصیف معشوق پرداخته و عشق خود را به او ابراز کرده است.
غزل 75 حافظ، یک غزل عاشقانه و پرشور است که در آن شاعر به توصیف زیبایی معشوق و عشق خود به او پرداخته است. این غزل، نشان میدهد که عشق میتواند چه تأثیری بر روح و روان انسان بگذارد و چگونه میتواند همه چیز را زیباتر کند.
غزل 75 حافظ، یکی از زیباترین غزلهای دیوان اوست که به ما نشان میدهد که عشق میتواند چه تأثیری بر روح و روان انسان بگذارد. این غزل، همچنان پس از گذشت قرنها، برای مخاطبان خود جذابیت دارد و به عنوان یک اثر هنری و ادبی مورد مطالعه و تحلیل قرار میگیرد.