اگر چه عرض هنر پیشِ یار بیادبیست
زبان خموش، ولیکن دهان پُر از عربیست
پری نهفته رخ و دیو در کرشمهٔ حُسن
بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست
در این چمن گلِ بی خار کس نچید آری
چراغِ مصطفوی با شرارِ بولَهَبیست
سبب مپرس که چرخ از چه سفله پرور شد
که کام بخشی او را بهانه بی سببیست
به نیم جو نخرم طاقِ خانقاه و رباط
مرا که مَصطَبه ایوان و پای خُم طَنَبیست
جمالِ دختر رَز نورِ چشمِ ماست مگر
که در نقابِ زجاجی و پردهٔ عِنبیست
هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه
کنون که مستِ خرابم، صلاح بیادبیست
بیار می که چو حافظ هزارم استظهار
به گریهٔ سحری و نیازِ نیم شبیست
غزل شماره 64 حافظ یکی از غزلهای عمیق و پرمعنای حافظ است که به موضوعات مختلفی همچون عشق، عرفان، جامعه و انسان میپردازد. این غزل با بیت آغازین “اگرچه عرض هنر پیش یار بیادبیست” به وضوح بیان میکند که گاهی اوقات بیان احساسات و هنرنمایی در مقابل معشوق، به جای اینکه به نفع باشد، میتواند به ضرر انسان تمام شود.
در این غزل، حافظ با زبانی شاعرانه و پر از کنایه، به نقد برخی از رفتارها و ارزشهای اجتماعی میپردازد. او به ظاهر دوستی برخی افراد، به دست آوردن نام و شهرت به هر قیمتی، و تظاهر به علم و دانش اشاره میکند. همچنین، حافظ در این غزل به موضوعات عرفانی و عشق الهی نیز پرداخته است.
هر بیت از این غزل، حاوی معانی ژرفی است که نیازمند تفسیر و تحلیل دقیق است.
بیت اول: اگرچه عرض هنر پیش یار بیادبیست:
بیت دوم: زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست:
بیت سوم: پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن:
بیت چهارم: بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست:
بیت پنجم: در این چمن گل بی خار کس نچید آری:
بیت ششم: چراغ مصطفوی با شرار بولهبیست:
بیت هفتم: سبب مپرس که چرخ از چه سفله پرور شد:
بیت هشتم: که کام بخشی او را بهانه بی سببیست:
بیت نهم: به نیم جو نخرم طاق خانقاه و رباط:
تفسیر: حافظ به سختی کارها و نیاز به سرمایه برای انجام آنها اشاره میکند.
بیت دهم: مرا که مصطبه ایوان و پای خم طنبیست:
تفسیر: حافظ به وضعیت خود و دیگران که در سختی به سر میبرند اشاره میکند.
بیت یازدهم: جمال دختر رز نور چشم ماست مگر:
تفسیر: حافظ به زیبایی طبیعت و خلقت خداوند اشاره میکند.
بیت دوازدهم: که در نقاب زجاجی و پرده عنبیست:
تفسیر: حافظ به پنهان بودن زیباییهای واقعی اشاره میکند.
بیت سیزدهم: هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه:
تفسیر: حافظ به دانش و آگاهی خود اشاره میکند.
بیت چهاردهم: کنون که مست خرابم صلاح بیادبیست:
تفسیر: حافظ به حالت مستی و بیخبری خود اشاره میکند.
بیت پانزدهم: بیار می که چو حافظ هزارم استظهار:
تفسیر: حافظ از شراب برای فراموشی غمهای خود استفاده میکند و به دنبال آرامش است.
بیت شانزدهم: به گریه سحری و نیاز نیم شبیست:
تفسیر: حافظ به عبادت و نیایش شبانه خود اشاره میکند.
این غزل به دلیل عمق معانی و استفاده از نمادها و استعارهها، یکی از غزلهای پیچیده و قابل تفسیر حافظ است. این غزل به ما میآموزد که به ظاهر افراد اعتماد نکنیم و به دنبال حقیقت باشیم. همچنین، این غزل به ما یادآوری میکند که در زندگی سختیهایی وجود دارد و باید صبور باشیم.
تفسیر این غزل در فالگیری به شرایط فرد و سوال او بستگی دارد. اما به طور کلی، این غزل میتواند به معنای وجود ریاکاری و دورویی در اطراف فرد، نیاز به مراقبت در انتخاب دوستان و همکاران، و ضرورت جستجوی حقیقت باشد.