با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید
ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم
با کافران چه کارت گر بت نمیپرستی
سلطان من خدا را زلفت شکست ما را
تا کی کند سیاهی چندین درازدستی
در گوشهٔ سلامت مستور چون توان بود
تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی
آن روز دیده بودم این فتنهها که برخاست
کز سرکشی زمانی با ما نمینشستی
عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ
چون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی
مقدمه:
این غزل مشهور حافظ، یکی از پرکاربردترین غزلها در فال حافظ است و به دلیل عمق معانی و زیبایی کلامش، همواره مورد توجه بوده است. حافظ در این غزل، به موضوعاتی چون عشق، عرفان، خودشناسی و تعامل با دیگران میپردازد.
حافظ در این غزل، به ما توصیه میکند که به دنبال عشق و معرفت باشیم و از خودپرستی و دنیاگرایی دوری کنیم. او میگوید که زندگی کوتاه است و باید از هر فرصتی برای رشد و کمال استفاده کنیم. همچنین، به اهمیت صبر و تلاش در راه رسیدن به هدف اشاره میکند.
نتیجه گیری:
غزل شماره 435 حافظ، یکی از غزلهای عمیق و پرمعناست که به ما یادآور میشود که زندگی کوتاه است و باید از هر فرصتی برای رشد و کمال استفاده کنیم. این غزل، ما را به سوی عشق، معرفت و خودشناسی دعوت میکند.