کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن
به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن
به باد ده سر و دستار عالمی یعنی
کلاه گوشه به آیین سروری بشکن
به زلف گوی که آیین دلبری بگذار
به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن
برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس
سزای حور بده رونق پری بشکن
به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر
به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن
چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد
تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن
چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ
تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن
غزل شماره 399 حافظ یکی از غزلهای پرشور و هیجانانگیز حافظ است که به موضوع عشق، زیبایی و قدرت تأثیرگذاری معشوق بر دل عاشق میپردازد. در این غزل، حافظ با زبانی شیوا و پر از تشبیه، به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و از او میخواهد که با کرشمههای خود، دل عاشق را تسخیر کند.
این غزل، توصیفی است از قدرت و تأثیرگذاری معشوق بر دل عاشق. حافظ در این غزل، به زیبایی معشوق و قدرت جادویی او اشاره میکند و میگوید که معشوق با یک نگاه و یک کرشمه، میتواند دل عاشق را تسخیر کند.