ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم
رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم
سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم
شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد
التفاتش به می صاف مروّق نکنیم
خوش برانیم جهان در نظر راهروان
فکر اسب سیه و زین مغرّق نکنیم
آسمان کشتی ارباب هنر میشکند
تکیه آن به که بر این بحر معلّق نکنیم
گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم
غزل 378 حافظ یکی از غزلهای مشهور و پر معناست که به موضوع اخلاق، عدالت و پرهیز از بدگویی و ستمگری میپردازد. حافظ در این غزل، به زیبایی به اهمیت پرهیز از بدگویی، تهمت و ظلم اشاره میکند و بر لزوم عدالت و انصاف در رفتار با دیگران تأکید میکند.
در این غزل، حافظ به زیبایی به اهمیت اخلاق نیکو و پرهیز از بدیها اشاره میکند. او بر لزوم عدالت، انصاف و احترام متقابل بین انسانها تأکید میکند. حافظ در این غزل، به ما یادآوری میکند که انسانها باید در رفتار با یکدیگر مهربان و بخشنده باشند و از بدگویی، تهمت و ظلم پرهیز کنند.