عمریست تا من در طلب، هر روز گامی میزنم
دستِ شفاعت هر زمان در نیک نامی میزنم
بی ماهِ مِهرافروزِ خود، تا بُگذَرانَم روزِ خود
دامی به راهی مینهم، مرغی به دامی میزنم
اورنگ کو؟ گُلچهر کو؟ نقشِ وفا و مِهر کو؟
حالی من اندر عاشقی، داوِ تمامی میزنم
تا بو که یابم آگهی از سایهٔ سَروِ سَهی
گلبانگِ عشق از هر طرف، بر خوش خرامی میزنم
هرچند کـآن آرامِ دل، دانم نبخشد کامِ دل
نقشِ خیالی میکشم، فالِ دوامی میزنم
دانم سر آرد غُصِّه را، رنگین برآرد قِصِّه را
این آهِ خون افشان که من، هر صبح و شامی میزنم
با آن که از وی غایبم، وز مِی چو حافظ تایبم
در مجلسِ روحانیان، گَه گاه جامی میزنم
این غزل زیبا و عمیق حافظ، بیانگر جستجوی مداوم انسان برای رسیدن به هدف و کمال است. حافظ در این غزل، با زبانی ساده و شیوا، به توصیف تلاشهای پیوسته خود برای رسیدن به معشوق و حقیقت پرداخته است.
عمریست تا من در طلب هر روز گامی میزنم در راه عشق تو شب و روز بیقراری میزنم … (بقیه غزل)
در این غزل، حافظ به زیبایی به موضوع عشق و تلاش برای رسیدن به آن پرداخته است. او با استفاده از زبان ساده و روان، به توصیف جستجوی مداوم انسان برای یافتن معنا و هدف در زندگی میپردازد. این غزل، یک دعوت به امیدواری و استقامت در برابر سختیها است.
تعبیر فال این غزل میتواند بسته به شرایط فرد متفاوت باشد. اما به طور کلی، این غزل میتواند نشاندهندهی تلاشهای مستمر برای رسیدن به اهداف، امیدواری به آینده و لزوم صبر و استقامت باشد. همچنین، این غزل میتواند به افرادی که احساس میکنند در زندگی خود سرگردان هستند، امید بدهد و آنها را به ادامه دادن تشویق کند.