نمازِ شامِ غریبان چو گریه آغازم
به مویههایِ غریبانه قِصه پردازم
به یادِ یار و دیار آن چُنان بِگِریَم زار
که از جهان رَه و رسمِ سفر براندازم
من از دیارِ حبیبم نه از بِلاد غریب
مُهَیمَنا به رفیقانِ خود رَسان بازم
خدای را مددی ای رفیقِ رَه تا من
به کویِ میکده دیگر عَلَم برافرازم
خِرَد ز پیریِ من کِی حساب برگیرد؟
که باز با صَنَمی طفل، عشق میبازم
بجز صَبا و شِمالم نمیشناسد کَس
عزیز من، که به جز باد نیست دَمسازم
هوایِ منزل یار، آب زندگانیِ ماست
صبا بیار نسیمی ز خاکِ شیرازم
سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی
شکایت از کِه کنم؟ خانگیست غَمّازَم
ز چَنگِ زهره شنیدم که صبحدم میگفت
غلامِ حافظِ خوش لهجهٔ خوش آوازم
این غزل زیبا و حزین حافظ، بیانگر احساس تنهایی و غربت شاعر است. او در این غزل، به توصیف حال و هوای خود در میان جمعی از افراد بیمهربان پرداخته است.
نماز شام غریبان چو گریه آغازم که دیده در فراق یار مینماید ساز ز من مپرس که در این شام تیره چه میکنی که من به انتظار صبح میشمارم آواز … (بقیه غزل)
در این غزل، حافظ به زیبایی به موضوع تنهایی و غربت پرداخته است. او با استفاده از زبان نمادین و کنایهآمیز، احساسات خود را به تصویر کشیده است. شاعر در این غزل، به ما میآموزد که تنهایی و غربت، احساساتی هستند که همه انسانها ممکن است در زندگی خود تجربه کنند.
تعبیر فال این غزل میتواند بسته به شرایط فرد متفاوت باشد. اما به طور کلی، این غزل میتواند نشاندهندهی احساس تنهایی و غربت، دوری از عزیزان و انتظار برای تغییرات مثبت باشد. همچنین، این غزل میتواند به افرادی که احساس میکنند در زندگی خود تنها هستند، امید بدهد و آنها را به ادامه دادن تشویق کند.