عشقِ تو نهالِ حیرت آمد
وصلِ تو کمالِ حیرت آمد
بس غرقهٔ حالِ وصل کآخر
هم بر سرِ حالِ حیرت آمد
یک دل بنما که در رَهِ او
بر چهره نه خالِ حیرت آمد
نه وصل بِمانَد و نه واصل
آن جا که خیالِ حیرت آمد
از هر طرفی که گوش کردم
آوازِ سؤالِ حیرت آمد
شد مُنهَزِم از کمالِ عزّت
آن را که جلالِ حیرت آمد
سر تا قدمِ وجودِ حافظ
در عشق، نهالِ حیرت آمد
غزل شماره 172 حافظ یکی از عاشقانهترین و عمیقترین غزلهای اوست که به تمامیت و عمق عشق و تأثیرات شگفتانگیز آن بر روح و روان انسان میپردازد.
حافظ در این غزل، عشق را به عنوان یک نیروی قدرتمند و شگفتانگیز توصیف میکند که میتواند انسان را به اعماق وجودش ببرد و او را متحول کند. عشق در این غزل، نه تنها یک احساس، بلکه یک تجربه عرفانی و معنوی است که انسان را به حیرت وامیدارد.
اگر این غزل در فال حافظ بیاید، معمولاً به معنای رسیدن به عشق عمیق و معنوی، تجربهای شگفتانگیز و تحولآمیز در زندگی است. همچنین میتواند نشاندهنده حیرت و شگفتی از رویدادی باشد که در زندگی فرد رخ میدهد.