روزِ هجران و شبِ فُرقَتِ یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
آن همه ناز و تَنَعُّم که خزان میفرمود
عاقبت در قدمِ بادِ بهار آخر شد
شُکرِ ایزد که به اقبالِ کُلَه گوشهٔ گُل
نخوتِ بادِ دی و شوکتِ خار آخر شد
صبحِ امّید که بُد معتکفِ پردهٔ غیب
گو برون آی که کارِ شبِ تار آخر شد
آن پریشانیِ شبهایِ دراز و غمِ دل
همه در سایهٔ گیسویِ نگار آخر شد
باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز
قصهٔ غصه که در دولتِ یار آخر شد
ساقیا لطف نمودی قدحت پُر مِی باد
که به تدبیرِ تو تشویشِ خُمار آخر شد
در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را
شُکرْ کان محنتِ بیحدّ و شمار آخر شد
غزل شماره 166 حافظ یکی از اشعار امیدبخش و دلنشین اوست که به پایان یافتن روزهای سخت و آغاز دورهای جدید اشاره میکند. این غزل با این بیت آغاز میشود:
این بیت به این معناست که روزهای دوری از یار و شبهای جدایی به پایان رسیده است.
حافظ در این غزل به پایان رسیدن روزهای سخت و آغاز دورهای جدید اشاره میکند. او میگوید که روزهای دوری از یار و شبهای جدایی به پایان رسیده است و حالا زمان آن رسیده که از نعمتهای زندگی لذت ببرد.
در ادامه، حافظ به نعمتهایی که به او رسیده اشاره میکند و از خداوند متعال تشکر میکند. او میگوید که همه سختیها و رنجهایی که کشیده، به پایان رسیده است و حالا به آرامش رسیده است.
اگر این غزل در فال حافظ بیاید، میتواند به این معنا باشد که فرد به زودی از مشکلات و سختیهای خود رها میشود و به خوشبختی میرسد. همچنین، این غزل میتواند به فرد یادآوری کند که باید شکرگزار نعمتهای خداوند باشد.