صوفی نهاد دام و سَرِ حُقِّه، باز کرد
بنیادِ مکر با فلکِ حُقِّهباز کرد
بازیِ چرخ بشکندش بیضه در کلاه
زیرا که عَرضِ شعبده با اهلِ راز کرد
ساقی بیا که شاهدِ رعنایِ صوفیان
دیگر به جلوه آمد و آغازِ ناز کرد
این مطرب از کجاست که سازِ عراق ساخت؟
و آهنگ بازگشت به راهِ حجاز کرد
ای دل بیا که ما به پناهِ خدا رویم
زآنچ آستینِ کوته و دستِ دراز کرد
صنعت مَکُن که هر که محبت نه راست باخت
عشقش به روی دل درِ معنی فراز کرد
فردا که پیشگاهِ حقیقت شود پدید
شرمنده رَهرُوی، که عمل بر مجاز کرد
ای کبک خوش خُرام کجا میروی؟ بایست
غَرِّه مشو که گربهٔ زاهد نماز کرد
حافظ مکن ملامتِ رندان که در ازل
ما را خدا ز زهدِ ریا بینیاز کرد
غزل شماره 133 حافظ یکی از غزلهای انتقادی و اجتماعی این شاعر بزرگ است. حافظ در این غزل به نقد رفتار برخی افراد، به ویژه برخی صوفیانِ ظاهربین و ریاکار میپردازد.
در این غزل، حافظ به انتقاد از برخی صوفیانِ ریاکار و ظاهربین میپردازد که به جای عمل به آموزههای واقعی عرفان، به دنبال شهرت و مقام دنیوی هستند. او با استفاده از نمادها و استعارههای مختلف، رفتار این افراد را به سخره گرفته و به آنها هشدار میدهد که عاقبت کارشان بد خواهد بود.
این غزل مانند بسیاری از غزلهای حافظ، دارای لایههای معنایی متعدد است و هر خوانندهای با توجه به جهان بینی خود میتواند تفسیرهای متفاوتی از آن ارائه دهد. برخی مفسران بر جنبه اجتماعی این غزل تاکید دارند و برخی دیگر بر جنبههای عرفانی آن.
غزل شماره 133 حافظ، یک اثر انتقادی و اجتماعی است که خواننده را به تفکر درباره رفتار برخی افراد و اهمیت عمل به آموزههای حقیقی وامیدارد. این غزل، به عنوان یکی از شاهکارهای حافظ شناخته میشود و همواره مورد توجه علاقهمندان به شعر بوده است.