دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون
روی سوی خانهٔ خَمّار دارد پیر ما
در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم
کاینچنین رفته است در عهد ازل تقدیر ما
عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما
روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما
با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی
آه آتشناک و سوز سینهٔ شبگیر ما
تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما
غزل دهم حافظ با بیت آغازین “دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما” یکی از مشهورترین و پر بحثترین غزلهای این شاعر بزرگ است. این غزل به دلیل مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی و همچنین تعارض ظاهری برخی از ابیات آن با مفاهیم دینی، همواره مورد توجه و تفسیرهای مختلفی قرار گرفته است.
این غزل یکی از پیچیدهترین و پر رمز و رازترین غزلهای حافظ است. در این غزل، حافظ به موضوعاتی همچون عرفان، عشق، شریعت و حقیقت، و تضاد بین ظواهر و باطن میپردازد.
غزل شماره 10 حافظ یک اثر هنری پیچیده و چند لایه است که تفسیر آن نیازمند دقت و شناخت عمیق از ادبیات و عرفان فارسی است. این غزل به دلیل مفاهیم عمیق و زیبایی هنری آن همواره مورد توجه بوده و خواهد بود.