ای هدهد صبا به سبا میفرستمت
بنگر که از کجا به کجا میفرستمت
حیف است طایری چو تو در خاکدانِ غم
زین جا به آشیانِ وفا میفرستمت
در راهِ عشق مرحلهٔ قُرب و بُعد نیست
میبینمت عیان و دعا میفرستمت
هر صبح و شام قافلهای از دعای خیر
در صحبتِ شمال و صبا میفرستمت
تا لشکرِ غمت نکند مُلکِ دل خراب
جانِ عزیزِ خود به نوا میفرستمت
ای غایب از نظر که شدی همنشین دل
میگویمت دعا و ثنا میفرستمت
در رویِ خود تَفَرُّجِ صُنع خدای کن
کآیینهٔ خداینما میفرستمت
تا مطربان ز شوقِ مَنَت آگهی دهند
قول و غزل به ساز و نوا میفرستمت
ساقی بیا که هاتفِ غیبم به مژده گفت
با درد صبر کن که دوا میفرستمت
حافظ، سرودِ مجلس ما ذکرِ خیرِ توست
بشتاب هان که اسب و قبا میفرستمت
بیت اول:
ای هدهد صبا به سبا میفرستمت بنگر که از کجا به کجا میفرستمت
در این بیت، حافظ با استفاده از نمادهای ادبی، سفری عرفانی را ترسیم میکند. او خود را به مثابه هدهدی میبیند که به سوی عالم بالا و ملکوت در حرکت است. این سفر نمادین، جستجوی انسان برای رسیدن به حقیقت مطلق و کمال است. حافظ با این بیت، خواننده را به سفری درونی دعوت میکند تا از عالم مادی به سوی عالم معنا پرواز کند.
در عرفان، هدهد نماد سالک و عارفی است که در جستجوی حقیقت است. سبا نیز نماد مقام قرب و وصال به حق است. حافظ با فرستادن هدهد به سبا، اشاره به سیر و سلوک سالک دارد که از عالم ناسوت به عالم لاوت میرود.
غزل 90 حافظ، یک غزل عرفانی است که در آن شاعر به بیان حالات و مراحل سالک میپردازد. حافظ در این غزل، با استفاده از نمادهای پرنده، سفر، و مکانهای افسانهای، به توصیف عشق، جدایی، و وصال میپردازد.
در کل، بیت اول غزل 90 حافظ، نمادی از حرکت انسان از عالم مادی به سوی عالم معنا و جستجوی حقیقت است.