گر ز دستِ زلفِ مُشکینت خطایی رفت رفت
ور ز هندویِ شما بر ما جفایی رفت رفت
برقِ عشق ار خرمنِ پشمینه پوشی سوخت سوخت
جورِ شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت
در طریقت رنجشِ خاطر نباشد می بیار
هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت
عشقبازی را تحمل باید ای دل، پای دار
گر ملالی بود بود و گر خطایی رفت رفت
گر دلی از غمزهٔ دلدار باری برد برد
ور میان جان و جانان ماجرایی رفت رفت
از سخن چینان ملالتها پدید آمد ولی
گر میانِ همنشینان ناسزایی رفت رفت
عیبِ حافظ گو مکن واعظ که رفت از خانقاه
پای آزادی چه بندی؟ گر به جایی رفت رفت
غزل شماره 83 حافظ یکی از غزلهای مشهور و پرکاربرد اوست که عمدتاً به موضوع عشق، بخشش و گذشت اشاره میکند. این غزل حالتی از تسلیم، رضا و پذیرش را به تصویر میکشد.
این غزل بیانگر عمق عشق و علاقه شاعر به معشوق است. شاعر با زبانی ساده و روان، احساسات خود را به زیبایی بیان کرده است. این غزل برای افرادی که درگیر مسائل عشقی هستند و به دنبال آرامش و تسلیم هستند، بسیار قابل همذاتپذیری است.
این غزل معمولاً برای افرادی که درگیر مسائل عشقی هستند و به دنبال آرامش و تسلیم هستند، تعبیر میشود. همچنین برای افرادی که در شرایط سختی قرار دارند و به دنبال امید و دلداری هستند، میتواند مفید باشد.