بلبل، ز شاخِ سرو، به گلبانگِ پهلوی
میخوانْد دوش، درسِ مقاماتِ معنوی
یعنی بیا، که آتشِ موسی، نمودْ گُل
تا از درخت، نکتهی توحید بشنوی
مرغان باغ، قافیهسنجند و بذلهگوی
تا خواجه مِی خورَد، به غزلهای پهلوی
جمشید، جز حکایتِ جام، از جهان نَبُرد
زنهار! دل مَبَند، بر اسبابِ دنیوی
این قصّهی عجب شِنو: از بختِ واژگون
ما را بِکُشت یار، به انفاسِ عیسَوی
خوش، وقتِ بوریا و گدایی و خوابِ امن
کاین عیش، نیست درخورِ اُورَنگِ خسروی
چَشمت، به غَمزه، خانهی مردم، خراب کرد
مَخموریـَت مَباد، که خوش مَست میرَوی
دهقان سالخورده، چه خوش گفت با پسر
کای نورِ چشمِ من! بهجز از کِشته، نَدرَوی
ساقی، مگر وظیفهی حافظ، زیاده داد
کآشفته گَشت، طُرّهی دَستارِ مولوی
غزل شماره 486 حافظ یکی از غزلهای عمیق و پرمعنای دیوان اوست که مضمون اصلی آن، نقد دنیاطلبی و توصیه به توجه به آخرت است. حافظ در این غزل، با زبانی شیوا و تصویرهای زیبا، به مخاطب خود هشدار میدهد که به مال و ثروت دنیوی دل نبندد و به آخرت بیندیشد.
در این غزل، حافظ با توصیف بلبل و سرو و گل، به زیبایی طبیعت و گذرا بودن دنیا اشاره میکند و سپس به نقد دنیاطلبی و جمعآوری ثروت میپردازد. شاعر در نهایت، به مخاطب خود توصیه میکند که به آخرت بیندیشد و از دنیا دل بکند.
حافظ با این بیت، به صدای دلنشین بلبل در میان سرو و گل اشاره میکند و زیبایی طبیعت را توصیف میکند.
شاعر در این بیت، به داستان جمشید اشاره میکند که با تمام قدرت و ثروتی که داشت، چیزی جز داستان جام جم با خود به جهان دیگر نبرد.
حافظ به مخاطب خود هشدار میدهد که به مال و جاه دنیا دل نبندد.
غزل 486 حافظ، یک غزل پرمعنا و آموزنده است که به ما یادآوری میکند که باید به آخرت بیندیشیم و از دنیا دل بکنیم. این غزل، به ما کمک میکند تا ارزشهای واقعی زندگی را بشناسیم و به دنبال آنها باشیم.
این غزل به دلایل زیر بسیار مشهور است: