بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی
آخرالامر گل کوزهگران خواهی شد
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی
گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است
عیش با آدمییی چند پریزاده کنی
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
اجرها باشدت ای خسرو شیریندهنان
گر نگاهی سوی فرهاد دلافتاده کنی
خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات
مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی
کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ
ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی
ای صبا بندگی خواجه جلالالدین کن
که جهان پُر سمن و سوسنِ آزاده کنی
غزل شماره 481 حافظ یکی از مشهورترین و پرکاربردترین غزلهای دیوان اوست. این غزل علاوه بر زیبایی ادبی، حاوی پیامهای عمیق فلسفی و اخلاقی است.
در این غزل، حافظ به مخاطب خود توصیه میکند که از غم و اندوه رها شود و به دنبال خوشی و لذت باشد. شاعر با زبانی شیوا و تصویرهای زیبا، به مخاطب خود نشان میدهد که زندگی کوتاه است و باید از هر لحظه آن نهایت استفاده را برد.
حافظ به مخاطب خود میگوید که باید به این نکته توجه کند که خود را از غم آزاد کند.
شاعر میگوید که اگر به دنبال روزی و معاش نباشی، مجبور میشوی خون بخوری، یعنی به کارهای خلاف رو بیاوری.
در این بیت، حافظ به سرنوشت کسانی که به دنبال لذتهای زودگذر هستند و به فکر آینده نیستند، اشاره میکند و میگوید که در نهایت مانند گلی که در گلدان کوزه گران پژمرده میشود، از بین میروند.
حافظ به مخاطب خود توصیه میکند که به فکر آینده خود باشد و مانند سبویی که از شراب پر میشود، زندگی خود را پر از لذت و خوشی کند.
نتیجهگیری:
غزل 481 حافظ، یک غزل پر معنا و آموزنده است که به ما یادآوری میکند که باید در زندگی به دنبال تعادل باشیم و هم به دنیا و هم به آخرت بیندیشیم. این غزل، به ما توصیه میکند که از فرصت زندگی استفاده کنیم و به دنبال خوشی و لذت باشیم، اما در عین حال از گناه و کارهای خلاف پرهیز کنیم.