ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی
لطف کردی سایهای بر آفتاب انداختی
تا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضت
حالیا نیرنگ نقشی خوش بر آب انداختی
گوی خوبی بردی از خوبان خلخ شاد باش
جام کیخسرو طلب کافراسیاب انداختی
هر کسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت
زان میان پروانه را در اضطراب انداختی
گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما
سایه دولت بر این کنج خراب انداختی
زینهار از آب آن عارض که شیران را از آن
تشنه لب کردی و گردان را در آب انداختی
خواب بیداران ببستی وان گه از نقش خیال
تهمتی بر شب روان خیل خواب انداختی
پرده از رخ برفکندی یک نظر در جلوه گاه
و از حیا حور و پری را در حجاب انداختی
باده نوش از جام عالم بین که بر اورنگ جم
شاهد مقصود را از رخ نقاب انداختی
از فریب نرگس مخمور و لعل می پرست
حافظ خلوت نشین را در شراب انداختی
و از برای صید دل در گردنم زنجیر زلف
چون کمند خسرو مالک رقاب انداختی
داور داراشکوه ای آن که تاج آفتاب
از سر تعظیم بر خاک جناب انداختی
نصرة الدین شاه یحیی آن که خصم ملک را
از دم شمشیر چون آتش در آب انداختی
این غزل زیبا و دلنشین از حافظ، به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر او بر شاعر میپردازد. حافظ در این غزل، با زبانی لطیف و پر از تشبیه و استعاره، به توصیف ویژگیهای ظاهری و باطنی معشوق میپردازد.
در این غزل، حافظ به زیبایی معشوق خود میپردازد و تأثیر او را بر جهان هستی و بر خود شاعر توصیف میکند. شاعر با استفاده از تشبیهها و استعارههای زیبا، به توصیف زیبایی ظاهری و باطنی معشوق میپردازد و نشان میدهد که چگونه زیبایی معشوق، او را مجذوب خود کرده است.
نتیجه گیری:
غزل شماره 433 حافظ، یکی از زیباترین غزلهای اوست که به زیبایی به توصیف عشق و زیبایی میپردازد. این غزل، نشان میدهد که چگونه عشق میتواند بر انسان تأثیر بگذارد و او را متحول کند.