خنک نسیم معنبر شمامهای دلخواه
که در هوای تو برخاست بامداد پگاه
دلیل راه شو ای طایر خجسته لقا
که دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه
به یاد شخص نزارم که غرق خون دل است
هلال را ز کنار افق کنید نگاه
منم که بی تو نفس میکشم زهی خجلت
مگر تو عفو کنی ور نه چیست عذر گناه
ز دوستان تو آموخت در طریقت مهر
سپیده دم که صبا چاک زد شعار سیاه
به عشق روی تو روزی که از جهان بروم
ز تربتم بدمد سرخ گل به جای گیاه
مده به خاطر نازک ملالت از من زود
که حافظ تو خود این لحظه گفت بسم الله
غزل شماره 416 حافظ یکی از غزلهای مشهور اوست که به توصیف زیبایی طبیعت در فصل بهار و احساس شادی و امیدواری شاعر میپردازد. حافظ در این غزل، با زبانی شیوا و پر از تشبیه، به توصیف زیباییهای طبیعت در بهار پرداخته و از طبیعت به عنوان پیامآور عشق و امید یاد میکند.
این غزل، بیانگر شادی و امیدواری شاعر در فصل بهار است. حافظ در این غزل، با استفاده از تشبیههای زیبا و ظریف، به توصیف زیباییهای طبیعت پرداخته است. او همچنین به عشق خود به معشوق و دلتنگی برای او اشاره میکند.