ما بدین در نه پِیِ حشمت و جاه آمدهایم
از بد حادثه این جا به پناه آمدهایم
رهروِ منزلِ عشقیم و ز سرحدِّ عَدَم
تا به اقلیمِ وجود این همه راه آمدهایم
سبزهٔ خطِّ تو دیدیم و ز بُستانِ بهشت
به طلبکاریِ این مهرگیاه آمدهایم
با چُنین گنج که شد خازنِ او روحِ امین
به گدایی به درِ خانهٔ شاه آمدهایم
لنگرِ حِلمِ تو ای کِشتیِ توفیق کجاست؟
که در این بحرِ کَرَم غرقِ گناه آمدهایم
آبرو میرود ای ابرِ خطاپوش ببار
که به دیوانِ عمل نامه سیاه آمدهایم
حافظ این خرقهٔ پشمینه بینداز که ما
از پِیِ قافله با آتشِ آه آمدهایم
غزل 366 حافظ یکی از غزلهای عمیق و عرفانی حافظ است که به موضوع عشق، هستی و معنای زندگی میپردازد. این غزل با بیت آغازین “ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم”، بیانگر جستجوی انسان برای حقیقت و معنای زندگی است.
این غزل، بیانگر جستجوی انسان برای معنا و حقیقت در زندگی است. حافظ در این غزل، عشق را به عنوان نیروی محرکه انسان برای رسیدن به کمال معرفی میکند و میگوید که همه انسانها در جستجوی وصل به محبوب هستند. این غزل، یکی از عمیقترین و فلسفیترین غزلهای حافظ است که به موضوعات هستیشناسی و عرفان میپردازد.