بُشری اِذِ السَّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم
لِلّهِ حمدُ مُعتَرِفٍ غایةَ النِّعَم
آن خوش خبر کجاست؟ که این فتح مژده داد
تا جان فِشانَمَش چو زر و سیم در قَدَم
از بازگشتِ شاه در این طُرفِه منزل است
آهنگِ خصم او به سراپردهٔ عَدَم
پیمان شکن هرآینه گَردَد شکسته حال
انَّ العُهودَ عِندَ مَلیکِ النُّهی ذِمَم
میجست از سحابِ اَمل رحمتی ولی
جز دیدهاش مُعاینه بیرون نداد نَم
در نیلِ غم فُتاد سپهرش به طنز گفت
الآنَ قَد نَدِمتَ و ما یَنفَعُ النَّدَم
ساقی چو یارِ مَه رخ و از اهلِ راز بود
حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه هم
غزل 312 حافظ یکی از غزلهای پرشور و امیدوارکننده اوست که به مضامین پیروزی، شادی و سپاسگزاری میپردازد. این غزل با بیت آغازین “بُشری اِذِ السّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم” آغاز میشود که به معنای «مژده باد که سلامتی به [کسی] رسید» است و حالتی از خوشحالی و اوج گرفتن روحیه را القا میکند.
هر بیت این غزل به توصیف حالتی از شادی، پیروزی و سپاسگزاری میپردازد. شاعر از پیروزیای که به دست آمده، از دوستان وفادار و از خداوند متعال سپاسگزاری میکند.
این غزل، توصیفی شاعرانه از حالتی از پیروزی، شادی و سپاسگزاری است. حافظ در این غزل به مخاطب خود توصیه میکند که از نعمتهای خداوند سپاسگزار باشد و به آینده امیدوار باشد.
در فال حافظ، این غزل معمولاً به عنوان نشانهای از پیروزی، موفقیت، شادی، سلامتی و رسیدن به آرزوها تعبیر میشود. البته با توجه به وضعیت فال گیرنده و بیتهای دیگر فال، تعبیر متفاوتی نیز میتواند داشته باشد.