خوشا شیراز و وضعِ بیمثالش
خداوندا نگه دار از زَوالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله
که عمرِ خضر میبخشد زلالش
میانِ جعفرآباد و مُصَلّا
عبیرآمیز میآید شِمالش
به شیراز آی و فیضِ روحِ قدسی
بجوی از مردمِ صاحب کمالش
که نامِ قند مصری برد آنجا؟
که شیرینان ندادند اِنفِعالش
صبا زان لولیِ شنگولِ سرمست
چه داری آگهی؟ چون است حالش؟
گر آن شیرین پسر خونم بریزد
دلا چون شیرِ مادر کن حلالش
مکن از خواب بیدارم خدا را
که دارم خلوتی خوش با خیالش
چرا حافظ چو میترسیدی از هجر
نکردی شُکرِ ایامِ وصالش؟
یکی از مشهورترین غزلهای حافظ
این غزل، یکی از مشهورترین و محبوبترین غزلهای حافظ است که به شیراز و زیباییهای آن میپردازد. این شعر، علاوه بر توصیف زیباییهای شیراز، حاوی مفاهیمی عمیقتر درباره زندگی، لذت بردن از لحظات و جستجوی آرامش است.
در این غزل، حافظ با توصیف زیباییهای شیراز، به دنبال بیان لذت بردن از زندگی و لحظات است. شیراز در این غزل، نمادی از بهشت و مکانی است که در آن میتوان به آرامش رسید.
اگر این غزل به عنوان فال انتخاب شود، میتواند نشانهای از شروع یک دوره جدید و خوشایند باشد. همچنین، میتواند نشاندهندهی سفر، تغییر مکان یا شروع یک رابطه جدید باشد.
در کل، این غزل، یک غزل شاد و امیدوارانه است که به ما یادآوری میکند که از زندگی لذت ببریم و به دنبال زیباییها باشیم.
برخی مفسران معتقدند که این غزل، علاوه بر توصیف شیراز، به موضوع عشق و عرفان نیز اشاره دارد. آنها معتقدند که شیراز نمادی از عالم معنا و عشق است.