به دورِ لاله قدح گیر و بیریا میباش
به بویِ گُل نفسی همدمِ صبا میباش
نگویمت که همه ساله مِی پرستی کن
سه ماه مِی خور و نُه ماه پارسا میباش
چو پیرِ سالِک عشقت به مِی حواله کند
بنوش و منتظرِ رحمتِ خدا میباش
گَرَت هواست که چُون جَم به سِرِّ غیب رَسی
بیا و همدمِ جامِ جهان نما میباش
چو غنچه گرچه فروبستگیست کارِ جهان
تو همچو بادِ بهاری گره گشا میباش
وفا مجوی ز کس ور سخن نمیشنوی
به هرزه طالبِ سیمرغ و کیمیا میباش
مریدِ طاعتِ بیگانگان مشو حافظ
ولی معاشرِ رندانِ پارسا میباش
یک دعوت به لذت بردن از زندگی
این غزل حافظ، دعوتی است به لذت بردن از زندگی و لحظات آن. شاعر در این غزل، به موضوعاتی چون شادی، رفاقت، و گذران عمر میپردازد.
در این غزل، حافظ به زندگی و لذتهای آن نگاهی مثبت دارد. او به مردم توصیه میکند که از زندگی لذت ببرند و شاد باشند. همچنین، به موضوع عرفان و سلوک اشاره میکند و میگوید که سالک نیز باید از لذتهای زندگی بهرهمند شود.
اگر این غزل به عنوان فال انتخاب شود، میتواند نشانهای از نیاز به لذت بردن از زندگی، گذراندن اوقات خوش و ایجاد تعادل در زندگی باشد. همچنین، میتواند نشاندهندهی شروع یک دوره جدید و پر از انرژی باشد.
در کل، این غزل، یک غزل شاد و امیدوارانه است که به ما یادآوری میکند که از زندگی لذت ببریم و لحظات خوب را قدر بدانیم.
برخی این غزل را تنها به معنای دعوت به شرابخواری تفسیر میکنند، اما بسیاری از مفسران معتقدند که منظور حافظ از شراب، عشق الهی و عرفان است. همچنین، برخی معتقدند که عدد سه و نه در این غزل نمادی از ابعاد مختلف زندگی انسان است.