باز آی و دلِ تنگِ مرا مونس جان باش
وین سوخته را مَحرَمِ اسرارِ نهان باش
زان باده که در میکدهٔ عشق فروشند
ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش
در خرقه چو آتش زدی ای عارفِ سالِک
جهدی کن و سرحلقهٔ رندانِ جهان باش
دلدار که گفتا به تواَم دل نگران است
گو میرسم اینک به سلامت، نگران باش
خون شد دلم از حسرتِ آن لعلِ روان بخش
ای دُرجِ محبت به همان مُهر و نشان باش
تا بر دلش از غصه غباری نَنِشیند
ای سیلِ سرشک از عقبِ نامه روان باش
حافظ که هوس میکندش جامِ جهان بین
گو در نظرِ آصفِ جمشید مکان باش
یک دعوت عاشقانه و پرشور
این غزل زیبا از حافظ، دعوتی عاشقانه و پرشور از معشوق برای بازگشت و دلجویی از شاعر است. حافظ در این غزل، به زیبایی به موضوعاتی چون عشق، دلتنگی و انتظار میپردازد.
در این غزل، حافظ با زبانی بسیار زیبا و احساساتی، به توصیف عشق و دلتنگی خود میپردازد. او از معشوق میخواهد که به او بازگردد و به او آرامش دهد.
اگر این غزل به عنوان فال انتخاب شود، میتواند نشانهای از پایان دوری و آغاز دوباره یک رابطه باشد. همچنین، میتواند نشاندهندهی برآورده شدن آرزوها و رسیدن به خواستهها باشد.