دوش از جنابِ آصف، پیکِ بشارت آمد
کز حضرتِ سلیمان، عشرت اشارت آمد
خاکِ وجود ما را، از آبِ دیده گِل کن
ویرانسرایِ دل را، گاهِ عمارت آمد
این شرحِ بینهایت، کز زلفِ یار گفتند
حرفیست از هزاران، کـاَندر عبارت آمد
عیبم بپوش زنهار، ای خرقهٔ می آلود
کان پاکِ پاکدامن، بهرِ زیارت آمد
امروز جایِ هر کس، پیدا شود ز خوبان
کـآن ماهِ مجلس افروز، اندر صدارت آمد
بر تختِ جم که تاجش، معراجِ آسمان است
همّت نگر که موری، با آن حقارت آمد
از چشمِ شوخش ای دل، ایمانِ خود نگه دار
کـآن جادویِ کمانکش، بر عزمِ غارت آمد
آلودهای تو حافظ، فیضی ز شاه درخواه
کـآن عنصرِ سَماحت، بهرِ طهارت آمد
دریاست مجلسِ او، دَریاب وقت و دُر یاب
هان ای زیانرسیده، وقتِ تجارت آمد
این غزل زیبا و پر معنی حافظ، حاوی پیامی امیدوارانه و دلنشین است. شاعر در این غزل، از رسیدن خبری خوش سخن میگوید که او را از اندوه و غم بیرون آورده است. این خبر خوش، نوید بخش تغییری مثبت و سازنده در زندگی اوست.
اگر این غزل در فال حافظ بیاید، معمولاً به معنای رسیدن خبر خوش، تغییری مثبت در زندگی، و شروع دورهای جدید و امیدوارکننده است.