بلبلی خونِ دلی خورد و گلی حاصل کرد
بادِ غیرت به صدش خار پریشاندل کرد
طوطیی را به خیالِ شکری دل خوش بود
ناگَهَش سیلِ فنا نقشِ اَمَل، باطل کرد
قُرَّةُ الْعینِ من آن میوهٔ دل یادش باد
که چه آسان بشد و کارِ مرا مشکل کرد
ساروان بارِ من افتاد، خدا را مددی
که امیدِ کَرَمَم همرهِ این مَحمِل کرد
رویِ خاکیّ و نمِ چشمِ مرا خوار مدار
چرخ فیروزه طربخانه از این کَهگِل کرد
آه و فریاد که از چشمِ حسودِ مهِ چرخ
در لحد، ماهِ کمان ابرویِ من منزل کرد
نزدی شاهرخ و فوت شد امکان حافظ
چه کنم؟ بازی ایام مرا غافل کرد
غزل شماره 134 حافظ، یکی از غزلهای پر مفهوم و عمیق این شاعر بزرگ است. این غزل با استفاده از نمادها و استعارههای زیبا، به بیان مفاهیم عمیقی همچون عشق، تلاش، صبر، و نتیجه نهایی این تلاشها میپردازد.
در این غزل، حافظ به بیان اهمیت تلاش، صبر و استقامت در رسیدن به اهداف والا میپردازد. او با استفاده از نمادهای بلبل، گل، و شبهای قدر، به زیبایی این مفاهیم را تصویر میکند.
این غزل مانند بسیاری از غزلهای حافظ، دارای لایههای معنایی متعدد است و هر خوانندهای با توجه به جهان بینی خود میتواند تفسیرهای متفاوتی از آن ارائه دهد. برخی مفسران بر جنبه عرفانی این غزل تاکید دارند و برخی دیگر بر جنبههای اخلاقی آن.
غزل شماره 134 حافظ، یک اثر عرفانی و اخلاقی است که خواننده را به تفکر درباره تلاش، صبر و خودسازی وامیدارد. این غزل، به عنوان یکی از شاهکارهای حافظ شناخته میشود و همواره مورد توجه علاقهمندان به شعر بوده است.